آوای محبوب
Open in Telegram
برای تب زمین و سرفه های خشک گلدان کاش می شد پیاله ای شعر تجویز کرد. #محبوب سخنی اگر بود می شنومتان : https://t.me/NoronChat_bot?start=sec-fhahjbfehi
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
277
Subscribers
-124 hours
+27 days
+1730 days
Posts Archive
277
داد از تو، ای زمانهی رندِ ستمفروش
ای کاسبِ نشاطخریدارِ غمفروش
قصابِ مستِ تیغبهدستِ امامکش
مداح پستِ سکهپرستِ حرمفروش
درویشریش، تاجرِ اذکار ذات حق
پیشانیِ خدانشناسِ ورمفروش
بازار داغِ «نیست به قرآن تمام شد»
انباردارِ محتکرانِ قسمفروش
قاضی شریحِ رشوهبگیرِ حدیثساز
مسندنشینِ محکمهی متهمفروش
ماندم چگونه پشت سرت ایستادهاند
این شاعرانِ شعرندارِ قلمفروش
سر با طلا و پارچه سنگین نمیشود
توخالی است سنگ ترازوی کمفروش
به قلم #علی_فرزانه_موحد
صدا #محبوب
https://t.me/alifarzaneemovahed
277
"قد يكون الشِّعر بالنسبة للإنسان السعيد
ترفاً ذهنياً محضاً،
غير أنه بالنسبة للمحزون
وسيلة حياة."
شاید شعر برای انسان آسوده خیال،
تنها یک سرگرمی ذهنی باشد،
اما برای انسان غمگین،
وسیلهای برای ادامه زندگیست.
#نازك_الملائكة
#عربیجات
277
سرانجام به ادبیات روی آوردم؛
که پیوسته پناهگاهِ کسانی ست که نمیدانند سرِ پرشورِ خود را، کجا بر زمین بگذارند…
#رومن_گاری
277
+ آدما دوجور ناراحتن
یا غم دارن
یا خییییلی غم دارن
_ فرقش چیه؟
+دومی گریه نداره
اشک نداره
صدا نداره
277
من وفادارم به غم، غم بی وفایی میکند
هر چه با من میكند دست جدايى مىكند
در نبود چشمهای بینظیرت نازنین
چشمم از نامردمان شادی گدایی میکند
درد دارم، درد، میدانی عزیزم درد چیست؟
درد بر دنیای من فرمانروایی میکند
دستهایت دستهایم را نمیگیرد ولی
چشمهایت چشم هایم را هوایی میکند
سالها غير از خدا در قلب من چيزى نبود
حاليا اما پرى رويى خدايى مىكند
به قلم #سید_تقی_سیدی
صدا #محبوب
277
صبح است کمی چای و عسل نیز بیار
با مطلعِ خندهات غزل نیز بیار
تا سردیِ روح و جسممان گرم شود
همراهِ خودت کمی بغل نیز بیار
#حسین_علی_زارعی
صبحتون گرم
صبحتون عسل
صبحتون بغل😊
277
ای شده از جفای تو جانب چرخ دود من
جور مکن که بشنود شاد شود حسود من
بیش مکن تو دود را شاد مکن حسود را
وه که چه شاد می شود از تلف وجود من
تلخ مکن امید من ای شکر سپید من
تا ندرم ز دست تو پیرهن کبود من
دلبر و یار من تویی رونق کار من تویی
باغ و بهار من تویی بهر تو بود بود من
خواب شبم ربودهای مونس من تو بودهای
درد توام نمودهای غیر تو نیست سود من
جان من و جهان من زهره ی آسمان من
آتش تو نشان من در دل همچو عود من
جسم نبود و جان بدم با تو بر آسمان بدم
هیچ نبود در میان گفت من و شنود من
غزل شماره ی ۱۸۲۲
#حضرت_مولانا
صدا #محبوب
277
اگه بیمارشی بگو اینجوری برات نسخه بپیچه:
حاصلِ تب کردنم تجویزِ این یک نسخه بود؛
صبح و ظهر و شب، مرتب قرصِ روی ماه تو ...
#پری_سا_حیران
#دست_به_نقد
277
بعد از تو طفل دلخوشی، از هجمهی غم پیر شد
چشمان شرجی، طالعِ پاییزیِ تقدیر شد
بعد از تو پای مرغ دل، در انزوای بی کسی
با رشتهی اجبارها، کنج قفس زنجیر شد
بیچاره پیشانی من از دست دیو دلخوری
در تنگنای حوصله، یکباره غافلگیر شد
سنگ نبودن های تو، آیینهی دل را شکست
بانوی عاشق پیشه ای، در آینه تکثیر شد
کابوس شوم رفتنت در چشم های مضطرم
چون خواب یوسف در دلِ چاه قضا، تعبیر شد
دست غزل آلوده ای، از بی وفایی ها شکست
جان و دلم از غیر تو، ای درد شیرین سیر شد
به قلم #مهتاب_بهشتی
صدا #محبوب
277
مباد آنروز که نیمرو ز صبحانه ام حذف باد...
شیخ اجل خودم جان 😌😎
پاشید ببینم نیمرو آتیشی داریم
پاشید دیگه لنگ ظهره
روز آدینتون شاد
پر از حال خوب
پر از آرامش😊
277
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا،
گر چه آشوبم ولی آرامش جانی مرا...
#احزاب۴۱🌱
277
تو بیشتر از هرکی رو من اثر داری
من هرکاری کردم قلبمو برداری
تو یه راه فراری واسه شب تاریکم و این بی قراری
تو پاتو میذاری تو خوابمو تا خود صبح ادامه داری
برای اولین بار انقد عاشقم ای غریبه تو آشنای من باش
از چشام بفهم زنده شد تو من با تو شوق پرواز
تکیه گاهتم باش مراقبم باش
منو با خودت ببر اگه حتی آخر راه با تو مرگه
میدونی زنده بودن بی تو یه درده
نگهم دار توی دست و توی قلبت
میشدش قبل تو شبام سرد و بی صدا
نداشتم کسی که بیاره قلبشو برام
اگه یه دنیا بشه ازت فاصلت باهام
نمیشه اسمتو بگیرن از روی لبام
