en
Feedback
آوای محبوب

آوای محبوب

Open in Telegram

برای تب زمین و سرفه های خشک گلدان کاش می شد پیاله ای شعر تجویز کرد. #محبوب سخنی اگر بود می شنومتان : https://t.me/NoronChat_bot?start=sec-fhahjbfehi

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
278
Subscribers
No data24 hours
+77 days
+2130 days
Posts Archive
از سرو تو انگار ثمر خورده جلیل گویا رطب تازه و تر خورده جلیل گفتند جلیل گفته لبهای تو را... لبخند زد و گفت شکر خورده جلیل #جلیل_صفربیگی #واران صدا #محبوبه_یوسفی

خدای خوبم! ای روشنای دیده و دلهای بی‌شمار ای جان آفتاب! بار دگر زِ روزنِ دلخستگان بتاب... #سیاوش_کسرایی
خدای خوبم! ای روشنای دیده و دلهای بی‌شمار ای جان آفتاب! بار دگر زِ روزنِ دلخستگان بتاب... #سیاوش_کسرایی

صبح ؛ خورشيد آمد؛ دفترِ مشقِ شبم را خط زد؛ می‌روم دفترِ پاک‌نويسی بخرم زندگی را بايد؛ از سرِ سطر نوشت
صبح ؛ خورشيد آمد؛ دفترِ مشقِ شبم را خط زد؛ می‌روم دفترِ پاک‌نويسی بخرم زندگی را بايد؛ از سرِ سطر نوشت

شب! ای آشنا با اشکها! ای شاهدِ خاموش! ای گهواره ی تَن های بی آغوش! تو می‌دانی که من بسیار ها مُردم... تو می‌دانی که من بسیار ها مُردم...💔 #محبوبه_یوسفی

#کوردی ئه‌یمشه‌و حالکه‌م فره ویرانه ترجمه : داغم به دلم مثل درخت بید خرامان است تو بیا درد من باش نه درمانم دراین سده(زمانه) چه آب و زندگی‌ای باقی مانده؟ بر قلب‌های ما صدها غم نشسته امشب حال من بسیار ویران است دوستم (یار قدیمی ام) با من غریبه شده امشب حال من بسیار ویران است خومم هم نمی‌دانم چه حالی دارم امشب بیزارم از زندگی خودم آه که چقدر برایم صبوری لازم است ای رفیق! تو خودت قبرم را بپوشان به روزگارم بگذار روشنایی بتابد امشب حال من بسیار ویران است خودم هم نمیدانم چه حالی دارم

در این دنیا که هر دردی سراغ از قوم و خویشِ خویشْ می‌گیرد تو ای غم! ای تمامِ خویش و کیشِ من! سراغی از منِ تنها نمیگیری؟ #محبوبه_یوسفی

بعدشم بهش بگو: هیچ کس نیست بفهمد غمِ لبریزم را حسِ شهریورِ برخورده به پاییزم را #اعظم_سعادتمند #دست_به_نقد

وقتی میخوای سراغشو بگیری برو بهش بگو: «باعثِ خوشحالیِ جانِ غمینِ من کجاست...؟» #وحشی_بافقی #دست_به_نقد

لأن المشاعر ليس لها صوت فإننا نعشق من يفهم مشاعرنا و چون احساسات صدا ندارند ما به کسی عشق می‌ورزیم که احساسات ما را می‌فهمد #عربیجات

​می‌گفت: «تو خیال می‌کنی دیوارها برای این هستند که خانه فرو نریزد؟! نه، دیوارها برای این‌اند که تنهاییِ آدم، پخش نشود کفِ خیابان. آدم اگر چهاردیواری نداشته باشد، غصه‌اش لایِ چرخِ ماشین‌ها له می‌شود.»

#روز_پزشک
#روز_پزشک

دکتر سلام!روح و تنم درد می کند چشمم، دلم، لبم، بدنم درد می کند ذوق سرودنم، کلمات نوشتنم دکتر! تمام خویشتنم درد می کند احساس شاعرانگی ام، تیر می کشد حال و هوای پر زدنم درد می کند دکتر! نگفته های زیادی ست در دلم لب وا که می کنم، سخنم درد می کند می خواستم که لال بمانم، به جان تو! دیدم سکوت در دهنم درد می کند به قلم #کیومرث_مرادی صدا #محبوبه_یوسفی موسیقی متن #مهرداد_حقی_بقا نوازده ی روشندل #روز_پزشک

بچه‌ها! امروز که روز پزشک هست برید به حکیمِ حال دلتون به درمونِ دردتون به مرهمِ زخمتون به شفایِ جونتون به اونی که حالتون با بودنش خوبه و با نبودنش خرابه تبریک بگید #محبوبه_یوسفی

صبحتون صدای پای آب صبحتون صدای پرنده صبحتون سبز صبحتون نسیم صبحتون سلام

تنهایی ام را مثل جنینی معصوم به آغوش خویش می کشم شبها که پلکهام با هم غریبه اند #محبوبه_یوسفی

بچه‌ها! تهران ابریه اما بارون نداره بیاید بریم یه جایی که هم بارون داره هم بوی خوش هم غیر از صدای قشنگ بارون صداهای قشنگ دیگه ام داره

غمم گاهی به من می گفت: "دیوانه!" و من دیوانه تر در ساحتش پرواز می‌کردم #محبوبه_یوسفی

غمِ عزیز که با روح من عجینی تو چرا نمی‌روی از من؟ چرا چنینی تو؟ چه بی ملاحظه من را گرفته ای از من غمِ عزیز! سزاوار آفرینی تو چگونه از تو بکاهم رفیق دیرینه؟ تویی هویت من دین و سرزمینی تو بُت بزرگ! که هستی؟ که هرچه شک کردم تبر نخورد خداوندیت، یقینی تو صدای سازی و موسیقی حزینی تو سرود عشقی و در گوش من طنینی تو «تویی بجای همه هیچکس بجای تو نیست»¹ و در مقایسه با هرچه تَر تَرینی تو غمِ عزیز!‌ عزیزی اگر خیال انگیز گلایه از تو ندارم‌...... تویی...... همینی تو ¹. صائب تبریزی به قلم #طه_محتشم صدا #محبوبه_یوسفی

به پیشنهاد دوستان به یادِ لحظه های تلخِ رفتنت؛ زمان چه پیر شد. به دستِ عنکبوتِ غم، دلِ پرنده سیرتم اسیر شد. برای بودنم؛ برای بودنت؛ چه دیر شد... #محبوبه_یوسفی