اُکتـبر در سیاتـِل
Open in Telegram
﹙ Summarized in rain, coffee, the scent of cinnamon, and memories 📷 ﹚ ﹢ ֹ ׅ ۪ 𖥦 🍁 ֹ @Letterfor_Cinnamonbot ─ׅ 𔒌 ┄ֹ
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
408
Subscribers
-1524 hours
+767 days
+6930 days
Posts Archive
My feelings are like images on water,
they completely disappear with the slightest sudden movement....🦢
ببین آینه چقدر سردم
کجا گمت کردم من
خدا کنه که برگردم
تو یکیو نبخشم
بذار غمام جا بمونه
چقدر دوره راه خونه
الان فقط آرزومه
که از ته دل بخندم
میگم انگار پلم همه ازم میگذرن
الان این ویسکیه رو تو سرم میشکنم
میگی از زندگی زاریو بلدیش فقط
تو که سهلی ببین اینا منم نیش زدن
شلوغیِ شهر
نشانهی جریان زندگیست
و چه زیباست
خیابانهایی که
قدم به قدم
مارا به مقصدی نامعلوم
میرسانند...
از سایهها با من بگو
از شبهای تیره
ابرهای خاکستری
و خیابانی که از اشک آسمان
خیس شده.
از نیلوفری وسط مرداب
و دلهرههٔ آهوی گیر افتاده در گلهی گرگ.
با من از تاریکی بگو؛
تا قطعهی نور را در ظلمات پیدا کنم.
