اُکتـبر در سیاتـِل
Open in Telegram
﹙ Summarized in rain, coffee, the scent of cinnamon, and memories 📷 ﹚ ﹢ ֹ ׅ ۪ 𖥦 🍁 ֹ @Letterfor_Cinnamonbot ─ׅ 𔒌 ┄ֹ
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
408
Subscribers
-1524 hours
+767 days
+6930 days
Posts Archive
از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامدهست فریاد مکن
بر نامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
باز هم تو، باز هم من؛
و باز هم آسمانی که بغضش باران شده.
دستهای گرمت که پناه میشود،
قدمهای کوتاه شدهات برای همگام شدنمان
و منی که سراسر غرق شادیام
برای لحظاتی که در کنار تو میگذرد
برای این زندگی ، هرچند سخت.
برای زمانی که نرمی لبهایت
پشت دستم مینشیند و یادآور بودنت میشود.
بودنی از جنس امنیت، سادگی و عشق.
نمیتوان گفت اگر زندگی آسان بود
میشد از آن لذت برد....
چه ذوقی در رسیدن به خواستههاست،
اگر بی بهانه باشد و بی تلاش؟
