en
Feedback
|مــَلجـاء¹³³. ³³³ |

|مــَلجـاء¹³³. ³³³ |

Open in Telegram

تب را عـلاج آب بُوَد وین عـجـب که من می‌سوزم از تبی‌ که علاجش به خاک توست.. . 𝐁.𝐔.𝐋🐐🔥 . •Instagram:khodeparda1333• •Instagram:hoour.333• نـاشناس: @kalbehaghazadeh333bot. |مددی یا ۱۲۸❤️‍🩹|

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
379
Subscribers
+324 hours
+67 days
+1530 days
Posts Archive
اندازه مدارکمم خوشبخت نبودم ک تو کربلات گم بشم ابی اعبدالله؟:)

پیرمَرد است عصا خواست ولی خندیدند او کم آورد  عبا خواست ولی خندیدند😭

به عبا جمع نمود و به عبا پَهنَش کرد بُرد در خیمه کنارِ شهدا پَهنَش کرد

پیشِ چشمان همه دست به زانو اُفتاد دید پَهلویِ علی را و به پهلو اُفتاد

بدونید چون آقا علی‌اکبر خیلی شبیه رسول الله بود گفتن از این صورت هیچی نباید بمونه

ببخشید… تورو جان خواهرت رقیه مارو ببخش که برات نمردیم:)

ولدي ولدي…

😭😭😭

گفت کجا شروع کردن اولین بار طبل زدن؟ گفت اونجایی که علی اکبر افتاد رو عقاب شروع کردن طبال ها طبل زدن یه صدایی می‌پیچید کربلا اسب باید برمی‌گشت میرفت خیمه یکی دهنه‌ی اسب و گرفت . . .

علی‌اکبر ‌ای‌ریزم‌ریزم هرچقدر‌جمع‌میکنم‌‌انگاری‌باز‌کمی‌عزیزم...

تو بری نمونه برای من هیچ چیزی پهلوون رشیدم حالا ریز ریزی کی تورو بابا به این حال و روز انداخته بغلت میکنم هی از بغلم می‌ریزی

دشت پر گشته ز تو یا که تو از دشت پری به زمین ریخته ای مینگرم هر جا را..

این دنیا اگر جای خوبی بود که حسین مجبور نمیشد تکه های بدن علی اکبر رو از تو بیابون جمع کنه و تو عبا بریزه.. صدای یا ابتا علی اکبر هنوز تو زمین کربلا پیچیده..

اربا اربا…
اربا اربا…

مثلا شبِ هشتم با حال خرابم انقد بگم وای علیِ اکبرم که نفسم بند بیاد برا پسرت؛ #بخواه‌برامون‌یااباعبدالله

خدا‌یاهرچی‌می‌خوادبشه‌بشه فقط‌ما‌روبه‌صُبح‌هَشتُم‌برسون…

قربون حرمت🌙🥹
قربون حرمت🌙🥹