uz
Feedback
|مــَلجـاء¹³³. ³³³ |

|مــَلجـاء¹³³. ³³³ |

Kanalga Telegram’da o‘tish

تب را عـلاج آب بُوَد وین عـجـب که من می‌سوزم از تبی‌ که علاجش به خاک توست.. . 𝐁.𝐔.𝐋🐐🔥 . •Instagram:khodeparda1333• •Instagram:hoour.333• نـاشناس: @kalbehaghazadeh333bot. |مددی یا ۱۲۸❤️‍🩹|

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
379
Obunachilar
+124 soatlar
+77 kun
+1930 kun
Postlar arxiv
چقدر ب این متن گریه کردم…

؛؛ وسط‌روضه‌های‌دیشب‌یادم‌اومد‌ وقتی‌داداشم‌خواب‌بود‌من‌اومدم‌حرم ‌نشد‌قبل‌تطبیر‌ببوسم‌‌‌سر‌و‌صورتشو همش‌میگفتم‌کاش‌فردا‌که‌میخوام‌ببینمش طاقتشو‌داشته‌باشم اخه‌من‌یه‌خواهرم‌اصن‌دلم‌نمیاد یه‌خار‌به‌پای‌بردارم‌بره…😭💔

💔📍
💔📍

غروب شد... / 6:50 -باحال‌مناسب‌لطفأ-

مارو ببخش که روضه‌ی علی اکبر رو شنیدیمُ هنوز زنده ایم:)

اندازه مدارکمم خوشبخت نبودم ک تو کربلات گم بشم ابی اعبدالله؟:)

پیرمَرد است عصا خواست ولی خندیدند او کم آورد  عبا خواست ولی خندیدند😭

به عبا جمع نمود و به عبا پَهنَش کرد بُرد در خیمه کنارِ شهدا پَهنَش کرد

پیشِ چشمان همه دست به زانو اُفتاد دید پَهلویِ علی را و به پهلو اُفتاد

بدونید چون آقا علی‌اکبر خیلی شبیه رسول الله بود گفتن از این صورت هیچی نباید بمونه

ببخشید… تورو جان خواهرت رقیه مارو ببخش که برات نمردیم:)

ولدي ولدي…

😭😭😭

گفت کجا شروع کردن اولین بار طبل زدن؟ گفت اونجایی که علی اکبر افتاد رو عقاب شروع کردن طبال ها طبل زدن یه صدایی می‌پیچید کربلا اسب باید برمی‌گشت میرفت خیمه یکی دهنه‌ی اسب و گرفت . . .

علی‌اکبر ‌ای‌ریزم‌ریزم هرچقدر‌جمع‌میکنم‌‌انگاری‌باز‌کمی‌عزیزم...

تو بری نمونه برای من هیچ چیزی پهلوون رشیدم حالا ریز ریزی کی تورو بابا به این حال و روز انداخته بغلت میکنم هی از بغلم می‌ریزی

دشت پر گشته ز تو یا که تو از دشت پری به زمین ریخته ای مینگرم هر جا را..