en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

اَشَه

اَشَه

Open in Telegram

برای نوشتن که اولین و آخرین سنگر است. اَشَه یعنی راستی، یعنی حقیقت!

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
451
Subscribers
+224 hours
+197 days
+6630 days
Posts Archive
«سعادت مادی و معنوی عموم بشر بسته به‌حکم قانون است و قانون عبارت است از آنکه افعال عمومی را در تحت قیود مخصوصه درآورده باشد و از برای هر فعل جزا و مکافاتی تعیین نموده باشد… قوانین شرع مقدس نبوی دارای تمام احکام است. پس ما را لازم است دیده بصیرت خود را گشوده و در نخستین درجه بر رعایت قوانین شرع اقدام نماییم و مأمورین را به‌یک مسلک مستقیم مجبور سازیم»
حبل‌المتین، ۲۸ شعبان ۱۳۱۷، س ۷، ش ۹: ۱۰۰
‌پ‌ن: با ملاحظه‌‌ی سال انتشار این متن رو بخونید!

«این‌همه ترقیات اروپاییان را سبب آن است که قانونی از شریعت مسلمانان اقتباس و اختیار نموده و به‌موقع اجرا وضع کرده‌اند؛ یعنی دستگاه وضع قانون و دستگاه اجرا را از یکدیگر جدا نموده‌اند. از هر کس به‌خلاف قانون حرکتی صادر شود، ولو صاحب هر رتبه و مقام و یا هرگونه ثروت و یسار بوده باشد، فی‌الفور او را تحت محاکمه درآورده، پس از آنکه تقصیرش تبیین و تحقق نمود، به‌فراخور همان تقصیر او را مسئول می‌دارند و هیچ وزیر و امیری را زهره آنکه واسطه شود و یا به‌دیوان اجرا امر و نهی نماید نیست»
حبل‌المتین، ۲۸ شعبان ۱۳۱۷، س ۷، ش ۹: ۱۰۰

در امیدوارترین ورژن خودم نسبت به آینده‌ی ایرانم، چون با توجه به معادلات جهانی، تنها ملتی هستیم که در نقطه‌ی درست ایستاده‌.

برای مدتی تا قبل از خواب هستم. ناشناس

آزادی و مالکیت خصوصی؛ معیارهایی برای تحدید تفسیر دینی و سنجش اعتبار آن ایده‌‌ی محوری در دیدگاه جنت‌خواه این است که دین را می‌توان نظامی صوری در دفاع از آزادی و حق مالکیت خصوصی در نظر گرفت. به این معنا که این دو اصل نه‌تنها در سطح گزاره‌های آکسیوماتیک و مبانی بنیادین این نظام جای دارند، بلکه دین نیز باید در چارچوب همین مبانی از آزادی و مالکیت خصوصی دفاع کند. در مقابل، ایده‌ی من این است که رابطه‌ی آزادی و حق مالکیت خصوصی با دین را باید رابطه‌ای دوسویه در نظر گرفت؛ به این معنا که این دو اصل، افزون بر اینکه می‌توانند مبنای ارزیابی و تفسیر دین باشند، از طریق کمک به بازشناسی و تقویت صورت معتبر دین نیز نقش ایفا می‌کنند. بنابراین، از یک‌سو دین بر مبانی آزادی و مالکیت خصوصی تکیه می‌کند و از سوی دیگر، این دو اصل معیاری برای تشخیص و ارزیابی صورت‌های مختلف فهم و تفسیر دین فراهم می‌آورند. این مسئله ما را به پرسشی بنیادی‌تر می‌رساند: برای فهم و ارزیابی آموزه‌های دینی، چه معیارهایی می‌توانند حدود تفسیر و اعتبار ادعاهای دینی را مشخص کنند؟ برای مثال، در سنت شیعی گفته می‌شود که امام به‌واسطه‌ی اتصال به منبع الهی و برخورداری از عصمت، صلاحیت تشخیص حق و تعیین این حدود را دارد؛ اما از منظر فلسفی، چگونه می‌توان اصل عصمت یا اتصال امام به منبع الهی را اثبات کرد؟ ما دسترسی مستقیمی به آن منبع نداریم تا بتوانیم وجود چنین ارتباطی را احراز کنیم. حتی اگر فردی را بر اساس تجربه‌ی عرفی درست‌کردار بدانیم و در رفتار او خطایی مشاهده نکنیم، نمی‌توانیم نتیجه بگیریم که او معصوم است؛ زیرا مشاهده‌ی رفتار درست لزوماً به معنای فقدان هرگونه خطا یا گناه نیست. ممکن است فرد در موقعیت‌هایی مرتکب عملی شده باشد که ما از آن اطلاعی نداریم. افزون بر این، اگر عصمت صفتی اعطاشده از سوی خداوند باشد، اثبات آن مستلزم احراز رابطه‌ای با منبعی است که این صفت را اعطا کرده است؛ رابطه‌ای که ما دسترسی مستقیمی برای تأیید آن نداریم. بنابراین، اگر بخواهیم بحث را از سطح پذیرش درون‌دینی فراتر ببریم و به‌صورت عقلانی و برهانی بررسی کنیم، به معیارهایی نیاز داریم که اعتبارشان صرفاً بر پذیرش پیشینی یک مرجع دینی متکی نباشد. در همین چارچوب، آزادی و حق مالکیت خصوصی می‌توانند در تعیین حدود تفسیر متون دینی نقش ایفا کنند. مسئله از آنجا اهمیت پیدا می‌کند که مواجهه با متون دینی صرفاً به معنای پذیرش مجموعه‌ای از گزاره‌های صریح و ثابت نیست؛ فهم این متون به تفسیر، زمینه‌ی تاریخی و اصول هرمنوتیکی وابسته است. اگر مواجهه با دین را به قرائتی صرفاً ظاهری و ایستا محدود کنیم، ممکن است پویایی و استمرار تاریخی سنت دینی را نادیده بگیریم. آموزه‌های دینی در دوره‌های مختلف و در بستر شرایط اجتماعی و سیاسی متفاوت تفسیر می‌شوند و این تفسیرها گاه تحت تأثیر تغییر منافع و تعارض‌های اجتماعی قرار می‌گیرند؛ درنتیجه، ممکن است اصولی مانند آزادی و مالکیت خصوصی در دوره‌ای خاص عملاً نقض شوند. بااین‌حال، پذیرش امکان تفسیر نیز نمی‌تواند به معنای معتبر دانستن هر قرائت دلخواهی باشد؛ زیرا در این صورت، آن‌قدر از هسته‌ی بنیادین سنت فاصله می‌گیریم که ممکن است چیزی از درون‌مایه‌ی اولیه‌ی آن باقی نماند. بنابراین، مسئله‌ی اصلی تعیین مرزی میان وفاداری به متن و امکان تفسیر آن است. در این دیدگاه، آزادی و حق مالکیت خصوصی معیارهایی برای ارزیابی اعتبار قرائت‌های مختلف فراهم می‌آورند. بر این اساس، تا جایی که قرائت ظاهری قرآن با این دو اصل تعارضی نداشته باشد، می‌توان به آن استناد کرد؛ اما اگر چنین قرائتی به نفی آزادی یا نقض حق مالکیت خصوصی بینجامد، ضرورت بازنگری در آن مطرح می‌شود.

اگر منبع مصور دیگه‌ای سراغ دارید که فکر می‌کنید می‌تونه به کامل‌تر شدن این فهرست کمک کنه، حتماً برام توی دایرکت چنل بفرستید. ممنون می‌شم 🙏

برای بررسی نظام‌های نشانه‌شناختی دوره ساسانی، با یکی از بچه‌ها دنبال منابع مرتبط می‌گشتیم و تصمیم گرفتیم فهرستی از رفرنس‌های مصور این حوزه تهیه کنیم. این دوست عزیز زحمت جمع‌آوری و مرتب‌کردن فهرست رو کشید و من هم اینجا به اشتراک می‌ذارمش؛ شاید برای شما هم مفید باشه و به کارتون بیاد. سنگ نگاره های ساسانی مجموعه هنرهای ساسانی سکه ها و آتشدان های ساسانی مهرها و نقش های حک شده ساسانی پارچه ها و نقوش تکرار شونده ساسانی ظروف و شکارها و زندگی درباری ساسانی موزه بریتانیا، اشیای دوره ساسانی آغازین آیین Bema مانوی تصویر پردازی رهایی نور در مانوی تصویر روحانیان و جامعه مانوی کتاب تصاویرِ مانی یکی از تصاویر مهم کتاب تصاویر مانی مانوی‌بودنِ یک تصویر لزوماً به معنای ایرانی‌بودنِ همهٔ عناصر بصری آن نیست

بچه‌ها سلام. اگر تاریخ خوندید یا مطالعاتتون در زمینهٔ ایران باستان به حد قابل‌قبولی رسیده، ممنون می‌شم بهم پیام بدید. برای هم‌فکری دربارهٔ یک موضوع به کمکتون نیاز دارم.

I against my brother. I and my brother against my cousin. I, my brother, and my cousin against the world. پ‌ن: برای فهم بخش بزرگی از تاریخِ سیاسی اعراب و تحولات آغازین اسلام، کافی است منطق همین یک ضرب‌المثل را دریابیم: «من در برابر برادرم؛ من و برادرم در برابر پسرعمویمان؛ من، برادرم و پسرعمویم در برابر جهان.» این عبارت، منطق عصبیّت و ائتلاف را به‌اختصار بیان می‌کند؛ جایی که دشمنی و همبستگی نه اموری ثابت، بلکه تابعی از منافع و سطح تعلق گروهی‌اند. به واقع، آن‌که امروز رقیب است، ممکن است فردا متحد باشد؛ چراکه در منطق قبیله، گاه پیوند خون بر هر اختلافی غلبه می‌کند.

غزل مورد علاقه‌تونو بفرستید برام (:

مِی خور که هر که آخرِ کارِ جهان بِدید، از غم سَبُک بَرآمد و رَطلِ گِران گرفت بر برگِ گُل به خونِ شقایق نوشته‌اند؛ کـان کس که پخته شد، مِیِ چون اَرغَوان گرفت
به مناسبت روز بزرگداشت حافظ شیرازی

یکی بیاد یه من کمک کنه و توضیح بده چجوری این متن‌های طولانی رو به شکل instant view در بیارم

ملغی‌کردن مالکیت خصوصی؛ راه‌حل رادیکال مزدک در جهت تحقق امر دینی در این نقطه است که راه‌حل رادیکال مزدک، یعنی برانداختنِ مالکیت خصوصی و اشتراک اموال، اهمیت پیدا می‌کند. در خوانش‌های متداول، این آموزه عمدتاً در چارچوب برابری اجتماعی و اقتصادی تفسیر شده است؛ اما در رویکرد حاضر، مسئله آن است که این اقدام را در نسبت با تصورات دینی درباره عدالت و نظم مطلوب جهان بررسی کنیم. بر اساس این تفسیر، الغای مالکیت خصوصی می‌تواند راهکاری برای تحقق نظمی آرمانی تلقی شود. اگر فرجام مطلوب جهان با پیروزی خیر و برقراری عدالت پیوند داشته باشد، تغییر مناسبات اجتماعی نیز می‌تواند در چارچوب این غایت دینی معنا پیدا کند. به این ترتیب، کنش اجتماعی مزدک در نسبت با تصوری فرجام‌شناسانه از جهان قرار می‌گیرد و اشتراک اموال به‌مثابه یکی از راه‌های تحقق امر دینی تفسیر می‌شود. در پرتو این خوانش است که دعوت مزدک را می‌توان دعوتی برای احیا و تجدید دینی دانست که جنبه فرجام‌خواهانه دارد. مناقشه میان مزدک و روحانیان زرتشتی سنت‌گرا نیز در این چارچوب اهمیت پیدا می‌کند. این مناقشه را می‌توان از منظر تعارض بر سر فهم دین، مرجعیت دینی و چگونگی تحقق آرمان‌های دینی بررسی کرد.

سنت احیا و تجدید دینی در دوره ساسانی مزدک در بستر دین زرتشتی و تحولات مذهبی دوره ساسانی ظهور کرد و فهم اندیشه‌های منسوب به او بدون توجه به این زمینه تاریخی ممکن نیست. ازاین‌رو، برای بررسی حرکت او بهتر است از آمیزه‌ای از نگاه تاریخی و فرجام‌شناسانه بهره بگیریم؛ رویکردی که آموزه‌های او را در نسبت با تصورات دینی درباره وضعیت جهان، امکان برقراری عدالت و فرجام مطلوب آفرینش بررسی می‌کند. زرتشتیان نیز، مانند مسلمانان در سده‌های بعد، سنت‌هایی مرتبط با احیا و تجدید دینی داشته‌اند. در برخی صورت‌بندی‌های اسلامی، تجدید دینی با پایان هر قرن و آغاز قرن بعدی پیوند دارد. در سنت زرتشتی نیز تصورات مربوط به دوره‌های زمانی، هزاره‌ها و فرشگرد در فهم تاریخ کیهانی و سرنوشت نهایی آفرینش اهمیت دارند. در این چارچوب، اواخر دوره قباد با یکی از دوره‌های ۱۲۰ ساله (مطابق گاهشماری سلوکی) مورد بحث تطبیق داده می‌شود و تاریخ تقریبی ۵۲۸ یا ۵۲۹ میلادی در این محاسبه جای می‌گیرد. سنت احیا و تجدید دینی مجموعه‌ای از عناصر نمادین دارد که یکی از آن‌ها برگزاری مجالس مناظره است. در دوره ساسانی و در زمان پادشاهی قباد، یکی از این مجالس مناظره برگزار شد که می‌توان آن را در چارچوب نشانه‌ شناسی‌های سنت احیا و تجدید دینی بررسی کرد. اهمیت این مسئله در آن است که نهضت مزدک در بستری ظهور کرد که در آن، منازعه بر سر فهم دین و صورت مطلوب نظم دینی و اجتماعی اهمیت داشت. در چنین زمینه‌ای، بازاندیشی در آموزه‌های دینی را می‌توان در نسبت با تلاش برای احیای صورت اصیل دین (رویکردی ارتدوکس‌مآب) ‌و تحقق آرمان‌های آن بررسی کرد. کیهان‌شناسی زرتشتی، فرجام‌شناسی و فرشگرد مطابق کیهان‌شناسی زرتشتی، تاریخ جهان صرفاً مجموعه‌ای از رویدادهای متوالی نیست، بلکه فرایندی کیهانی است که از آفرینش آغاز می‌شود، دوران آمیزش خیر و شر را پشت سر می‌گذارد و سرانجام به فرشگرد، یعنی نوسازی نهایی جهان و پیروزی خیر بر شر، منتهی می‌شود. در روایت‌های مربوط به آفرینش، مشی و مشیانه مسیری شبیه به هبوط را طی می‌کنند به واسطه‌ی این هبوط، خوردن شیر و گوشت را آغاز و از ذاتِ ایده آل خود فاصله می‌گیرند. در این چارچوب، فاصله‌گرفتن از وضعیت آرمانی آغازین با ورود به وضعیتی همراه می‌شود که در آن خیر و شر درهم می‌آمیزند. در برخی روایت‌های زرتشتی، هزاره‌های پایانی و فرشگرد با دگرگونی‌هایی در وضعیت آفرینش و زندگی انسان همراه‌اند. ترک کشتن حیوانات و خوردن گوشت، محدودشدن خوراک به گیاهان و رسیدن به خوراک مینوی از جمله مؤلفه‌هایی هستند که در برخی از این روایت‌ها مطرح می‌شوند و هدف آنها اساساً رسیدن به وضعیت آرمانی پیشاهبوط می‌باشد. از این منظر، آغاز زمان و هزاره‌های پایانی، با توجه به روایت بندهشن، قرینه یکدیگرند. جهان در فرجام خود به وضعیتی مطلوب می‌رسد که با غایت آفرینش و پیروزی نهایی خیر تناسب دارد. بدین ترتیب، آموزه‌های مزدک در رابطه با پرهیز از خوردن گوشت، فاصله گرفتن مادیات دنیوی به جهت بازگشت به ذات ایده‌آل، گیاهخواری و رسیدن به خوراک مینوی و... به‌نوعی تلاش‌هایی در جهت بازسازی آفرینشِ نخستین و حرکت به سمت فرجامِ واپسین است. در این میان، عدالت جایگاهی اساسی پیدا می‌کند. تحقق فرشگرد در چارچوب کیهان‌شناسی زرتشتی با نقش‌آفرینی انسان و مشارکت او در نبرد خیر و شر ارتباط دارد. انسان صرفاً نظاره‌گر این فرایند نیست، بلکه در چارچوب مسئولیت دینی خود، در پیشبرد خیر و رسیدن جهان به فرجام مطلوب نقش ایفا می‌کند. به‌واقع، انسان می‌بایست شانه‌به‌شانه ایزدان برای پیروزی نیکی بجنگد و در رسیدن جهان به فرم مطلوب و تعریف‌شده آن مشارکت داشته باشد. اگر این چارچوب را مبنای تحلیل قرار دهیم، عدالت دیگر صرفاً مسئله‌ای مربوط به تنظیم مناسبات اجتماعی نیست؛ بلکه می‌تواند در نسبت با نظم کیهانی و غایت نهایی آفرینش معنا پیدا کند. از همین منظر، می‌توان پرسید که آیا راه‌حل‌های اجتماعی منسوب به مزدک را نیز می‌توان در نسبت با تصوری دینی از عدالت و فرجام مطلوب جهان بررسی کرد؟

نهضت مزدک؛ بازخوانی درون‌دینی یک روایت سوسیالیستی یکی از مشکلات عدیده‌ای که ما در تاریخ‌پژوهی ایران با آن مواجهیم، غلبه برخی روایت‌های ایدئولوژیک بر تبیین پدیده‌های تاریخی است. روایت‌های تاریخ‌نگارانه متمایل به چپ در تاریخ‌نگاری ایرانِ معاصر به‌وفور یافت می‌شوند و در تاریخ پژوهیِ ایران باستان نیز می‌توان ردپاهایی از این رویکرد را مشاهده کرد؛ از آثاری که منحصراً توسط چپ‌ها نوشته شده‌اند تا کتاب‌هایی که درون‌مایه چپ دارند و پدیده‌های تاریخی را در چارچوب مفاهیم و مقولات برآمده از این سنت فکری تفسیر می‌کنند. جالب آنکه برخی از این کتاب‌ها و روایت‌ها همچنان در دانشگاه‌های معتبر وطنی و غربی تدریس می‌شوند و مورد استناد قرار می‌گیرند. این مسئله ما را با پرسشی اساسی مواجه می‌کند: تا چه اندازه چارچوب‌های ایدئولوژیک بر فهم ما از تاریخ خودمان تأثیر گذاشته‌اند و آیا این چارچوب‌ها گاهی مانع از شناخت زمینه‌های فکری، دینی و فرهنگی پدیده‌های تاریخی نمی‌شوند؟ به قول جنت‌خواه، گام نخست در راه بسط مفهوم آزادی این است که تاریخ درست خودمان را پس گرفته و تاریخ دست‌پرورده شیطان را بشناسیم. تجربه تفسیری؛ بازخوانی درون‌دینی نهضت مزدک ما می‌توانیم به‌مثابه یک تجربه تفسیری با مسئله‌ی مزدک مواجه شویم تجربه تفسیری، در اینجا، به معنای تبیین یک پدیده تاریخی بر اساس چارچوبی مفهومی و مجموعه‌ای از پیش‌دانسته‌ها و پیش‌فرض‌هاست. هر تبیین بر مبنای چنین پیش‌فرض‌هایی شکل می‌گیرد و شخص تبیین‌گر بر پایه آن‌ها به کشف روابط میان پدیده‌ها و حوادث می‌پردازد. پیش‌فرض ما در این متن، بازخوانی اقدامات مزدک/مزدکیان در قالب یک نهضت دینی است. بر این اساس، به‌جای آنکه حرکت مزدک را صرفاً با مفاهیم و مقولات اقتصادی و اجتماعی جدید تبیین کنیم، می‌کوشیم آن را در نسبت با کیهان‌شناسی زرتشتی، فرجام‌شناسی و سنت احیا و تجدید دینی بفهمیم. در روایت‌های تاریخی مربوط به مزدک، او غالباً شخصیتی انقلابی یا مصلح اجتماعی معرفی می‌شود. در این روایت‌ها، به اصولی اشاره شده است که مزدک از آن‌ها دفاع می‌کرده و بر همین اساس، در برخی خوانش‌های جدید از او به‌عنوان یک سوسیالیست اولیه یاد می‌شود. در این چارچوب، آموزه‌هایی مانند اشتراک اموال و تعدیل نابرابری‌های اجتماعی، مبنای تفسیر منطق‌ مزدک در قالب مفاهیم جدید سوسیالیستی قرار گرفته‌اند. فردوسی در روایت خود از اقدامات مزدک می‌گوید: «زن و خانه و چیز بخشیدنیست تهی‌دست کس با توانگر یکیست» این ابیات در شکل‌گیری تصویر مزدک به‌عنوان مصلحی برابری‌خواه اهمیت دارند. در این روایت، مسئله اصلی مناسبات میان توانگر و تهی‌دست و ضرورت تغییر در توزیع دارایی‌هاست. از همین رو، خوانش‌های چپ از نهضت مزدک بر وجوه اقتصادی و اجتماعی آن تأکید کرده‌اند و آموزه‌های منسوب به او را در نسبت با اندیشه‌های سوسیالیستی تفسیر کرده‌اند. مسئله این است که آیا این تفاسیر برای فهم ماهیت نهضت مزدک کفایت می‌کنند؟ به گمان من، آنچه از این نهضت می‌توان بررسی کرد، فراتر از یک حرکت اقتصادی و اجتماعی است. فرض اصلی این متن آن است که نهضت مزدک در کنه خود با مسائل درون‌دینی و انگیزه‌هایی مرتبط با رفرم دینی پیوند داشته است. بر این اساس، اشتراک اموال را نمی‌توان صرفاً به‌عنوان غایتی اقتصادی در نظر گرفت؛ بلکه باید آن را در نسبت با تصورات دینی درباره عدالت، نظم مطلوب جهان و فرجام تاریخ بررسی کرد. در چنین خوانشی، کنش اجتماعی مزدک نه امری مستقل از دین، بلکه بخشی از تلاشی برای تحقق یک نظم آرمانی است که مبانی آن را باید در چارچوب اندیشه دینی زمانه جست‌وجو کرد.

یکی از جذاب‌ترین سکانس‌های سینما برای من همین سکانسه! Braveheart 1995

چیزی سراغ دارید دوستان؟

درود دوستان کسی یک نقشهٔ پویانما شده از ایران سراغ دارد که تحول و تغییرات مرزها و محدودهٔ ایران را در طول زمان و با ظهور و زوال سلسله‌های مختلف بطور متحرک نشان دهد؟ سپاسگزارم نشانی آن یا خود فیلم را به اشتراک بگذارید

یادمان فارغ التحصیلی جاویدنام #محمدمهدی_سالاری نام و یادش جاوید
یادمان فارغ التحصیلی جاویدنام #محمدمهدی_سالاری نام و یادش جاوید