en
Feedback
Ez û Ez

Ez û Ez

Open in Telegram

سوای خونِ دلت، در سبو چه می‌بینی؟

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
232
Subscribers
+124 hours
+27 days
+1130 days
Posts Archive
دیر که نشده نه؛ فقط عمری دگر بباید.

Repost from N/a
کلام تلخ ولى صادقانه را بپذیر بهانه است چه بهتر بهانه را بپذير چو برده‌اى كه اميدش‌به‌روزآزادى‌ست صبور باش و به تن تازيانه را بپذیر پرنده بودن خود را مبَر ز یاد ولى كنون كه در قفسى آب و دانه را بپذیر «نشاط عشق» به «رنج وجود»مى‌ارزيد ملال اين سفر جاودانه را بپذیر كسى براى ابد باكسى نمى‌ماند زمانه است رفيقا زمانه را بپذیر - فاضل‌ نظری

photo content

photo content

و تو، همان پرنده‌ای شدی میان تمام پرنده‌ها؛ که هر بار به «او» گوش می‌دهم، چشمم تو را میانشان پیدا می‌کند.
و تو، همان پرنده‌ای شدی میان تمام پرنده‌ها؛ که هر بار به «او» گوش می‌دهم، چشمم تو را میانشان پیدا می‌کند.

دیدی چه بلایی سر همین یک‌باری که زندگی می‌کنیم‌ اومد؟

دگر روز سواری آمد و شد وقت آن وحشی که او تازد به صحرا من به راه انتظار افتم
غزل از وحشی بافقی.

حاڵی من لە گۆرانییەکانم بپرسە، مرۆڤەکان هیچ لە من نازانن.

سخت‌ترين رياضت انسان؛ دوام ايمان به خداونديست كه اجابت نمی‌كند.

که این آوارهٔ کویَت؛ هزاران مرتبه آواره‌تر بادا.

photo content

وکُل عینٍ تشوفك لیتها عیني.
- این قطعه رو از من یادگاری داشته باشین.

ثانیه شمر و عقربه می‌چرخید؛ به نرسیدن. هرچیز را از حد بیشتر بشماری به ستوه خواهی آمد، چه بسا آن شمردن ثانیه‌ها، دقیقه‌ها و رو
ثانیه شمر و عقربه می‌چرخید؛ به نرسیدن. هرچیز را از حد بیشتر بشماری به ستوه خواهی آمد، چه بسا آن شمردن ثانیه‌ها، دقیقه‌ها و روزهای نرسیدن باشد. همیشه از روزی که این شمردن به پایان برسد هراس داشتم، چون حتی فکر به این‌که نرسیدن به او هنوز ادامه دارد را دوست داشتم. ای تمامِ کلمه‌های مربوط به حسرت خوردن در زبانِ مادری‌ام. عاشقان گیاهانند؛ که می‌رویند، می‌میرند، سبز می‌شوند، می‌ریزند. باران که می‌بارد چتر نمی‌خواهند. زمستان‌ها بی‌کلاه و پالتو نپوشیده می‌ایستند روی در روی نگاهِ برف؛ چشم در چشم یخبندان، بی‌شرمساری اندامِ برهنه‌ی‌شان از برگ. عاشقان گیاهانند؛ که ریشه‌هایشان فرو رفته است، در کفِ دست من، در استخوانِ کتفِ تو. در جمجمه‌ی شکسته‌ی من. و این خاطرات من و توست که توت می‌شود یک روز، انار می‌شود گاهی، که دیروز انگور شده بود؛ که فردا زیتون و تلخ.

20:00
20:00

«هرکه می‌گرداند از ما روی، ممنونیم ما.»
- صائب

photo content

photo content

در طریق عشق‌بازی امن و آسایش بلاست؛ ریش‌باد آن دل که با دردِ تو خواهد مرهمی.

من و تو این هجا را می‌شناسیم زبانِ واژه‌ها را می‌شناسیم.