en
Feedback
Ez û Ez

Ez û Ez

Open in Telegram

سوای خونِ دلت، در سبو چه می‌بینی؟

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
233
Subscribers
+124 hours
+27 days
+1130 days
Posts Archive
توی کامنت‌‌ها یک بیت شعر مهمونمون کنین❤️

photo content

ئازارەکانی من کوردانەن وەرناگێڕدرێتەوە سەر زمانێکی‌تر لە هەر کوێ بم کوردانە عاشق ئەبم کوردانە ئەگریم کوردانە ئازار ئەگرم؛

بیداری‌ام چه دانی؟ ای خفته‌ای که شب‌ها نَنْشَسته‌ای به حسرت، نشمرده‌ای ستاره
- فروغی بسطامی

photo content
+1

«آنچه گردون می‌کند با ما نهانی می‌کند» آدم یهو به خودش میاد می‌بینه همونی شده که همیشه می‌گفت من هیچ‌وقت این‌طوری نمی‌شم. دنیا، سرنوشت یا هرچیزی که اسمش رو بذاریم، از جاهایی آدمی رو گذر می‌ده که نه فکرِ پا گذاشتن توی اون مسیر رو می‌کنه و نه فکر به تواناییِ دراومدن ازش. خیلی وقت‌ها خیال می‌کنیم که انتخاب دست خودمونه اما مسیر از جای دیگری به آرومی عوض شده و تنها نقطه‌ی عیان شدن این موضوع چیزی جز گذر زمان و به خودت اومدن در ورطه‌ای که نه با پای خودت اومدی توش و نه راه بیرون اومدن ازش رو بلدی؛ نیست.
- مصرع از شهریار.

در غمت گَر جان به دشوارى دَهَم معذور دار زآنكه دل تنگ است، آسان بر نمى‌آيد نفس
- هلالى جغتایی

جنگل‌های هیرکانی - ارتفاعات شهرستان رودبار
جنگل‌های هیرکانی - ارتفاعات شهرستان رودبار

بیا جانا شِنو نالیدنِ دل. تماشا کن؛ ببین سوزیدنِ دل.

- بعدها فهميدم، خاطراتم به سپيدى برفى بود كه در کوچه‌ها مى‌باريد.
- نام من سرخ؛ اورهان پاموک، برگردانِ تهمينه زاردشت.

ما که باشیم، که ما را دهد آغوش تو دست؟ با خیال تو مگر دست در آغوش کنیم - هلالی جغتایی. - پاییز ۰۴، مشهد.
ما که باشیم، که ما را دهد آغوش تو دست؟ با خیال تو مگر دست در آغوش کنیم - هلالی جغتایی. - پاییز ۰۴، مشهد.

Le Trio Joubran - Masar.mp311.33 MB

اندر آن روز که پرسش رَوَد از هرچه گذشت کاش با ما سخن از حسرت ما نیز کنند
- غالب دهلوی

«کسی که بازی دنیا را بفهمد، از آن دوری می‌کند.»
- حضرت علی‌(ع) - نهج‌البلاغه.

photo content

Repost from آهیات؛🌱
اگر دردهایت به جانِ من باشد، من کمتر درد می‌کِشم مامان.

حافظ، شجریان.
"گر رنج پیش آید و گر راحت ای حکیم نسبت مَکُن به غیر که این‌ها خدا کُنَد"

«نمی‌ارزد به چندین دردِ سر جانی که من دارم»
- مصرع از وحشی بافقی.

بیچاره من که روی فرشِ مسجدم و در فکر موی تو بیچاره‌تر آن‌که به من گفت التماس دعا.
بیچاره من که روی فرشِ مسجدم و در فکر موی تو بیچاره‌تر آن‌که به من گفت التماس دعا.

photo content