Ez û Ez
Open in Telegram
سوای خونِ دلت، در سبو چه میبینی؟
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
271
Subscribers
+124 hours
+17 days
+1230 days
Posts Archive
271
زندگی اونجایی بود که وقتی سر ظهر توی خونهٔ روستا وسط هال خوابم برده بود، مادرم چادر نمازش رو کشید روم.
271
دل نهان در گَردِ اُلفَت گردد از اندک غمی
بر رُخِ آیینه از آهی توان دیوار بَست
- جویای تبریزی
