امیر نوشت :)
Open in Telegram
بندهِ خدا نکند ما خواب کسی باشیم که سال ها پیش در زیر درخت بلوطی به خواب رفته باشد یادداشت هام...
Show moreIran141 480The category is not specified
270
Subscribers
+124 hours
+27 days
+730 days
Posts Archive
270
Repost from | مطرود
اگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوز
به جان او که دلم بر سر وفاست هنوز
ندانم از پی چندین جفا که با من کرد
نشان مهر وی اندر دلم چراست هنوز؟
به راز گفتم با دل، ز خاطرش بگذار
جواب داد فلانی ازان ماست هنوز
270
کسی که واقعا بخواد درس بخونه دنبال موسیقی نمیگرده مرد
درستو بخون
#برنامهناشناسپلاس
270
پلکی بزن! به آب بده! هرچه شاعر است
چشمت، غزلسُرای بزرگِ معاصر است
یکمرتبه گذشتی از این کوچه و هنوز
عطرت، میان خاطرهٔ این معابر است
عادت به نیلَبک زدنت داشت این درخت
اما دریغ! موسم کوچ عشایر است
حالا کجا به موی خودت شانه میزنی
آیینه نیز بعد تو آشفته خاطر است
سر روی شانه ام بگذاری چه می شود؟
یکبار هم ببار به دشتی که بایر است
گفتی که بگذر از من و دلبستهام نباش
از قلب من بپرس، به این کار قادر است؟
#محمدحسین_امیری
270
امروز به پیشنهاد جواد notion رو برای برنامه ریزی نصب کردم
تمام کارهایی که باید انجام میدادم برنامه امتحانی و ورزش مرور مباحث مختلفی که باید توی بخش زنان بخونیم
سرفصل مدت مطالعه حتی چون روز های کشیک رو نمیدونستم یک برنامه پلن B اگر کشیک بودم رو به هوش مصنوعی دادم و یک فایل خروجی بهم داد، که اون رو توی notion وارد کردم
کل برنامه شهریور ماه
خیلی فوقالعاده به نظر میرسه
فعلا شروع کردم با این برنامه ریزی ببینیم چطور پیش میره
270
با اینکه تنها قدر یک دیدار فرصت شد
شرمنده! عاشق بودنم اسباب زحمت شد
آن وعدهی« یک ساعت دیگر» که یادت هست؟
چشم انتظارت ماندنم« یک عمر» ساعت شد
گفتی:« به عشق عادت ندارم! راهکارت چیست؟»
آنقدر گفتم دوستت دارم که عادت شد!
تنهاییام را با تو قسمت کردم و رفتی
تنهاییام تقسیم بر تو بینهایت شد
دور و برم حتی خودم هم نیستم دیگر
دنیای من در غیبتت اینقدر خلوت شد
سرمایهی این مرد عاشق خندههایش بود
آن هم که رأس ساعت لبهات سرقت شد
سقف دلم را رفتنت با خاک یکسان کرد
پس خاک بر سر میکنم، شاید مرمّت شد
#محمدمهدی_مهدویفر
270
میتونستی متن بهتری برای دوات انتخاب کنی
این خیلی قوی نبود
#برنامهناشناسپلاس
270
متن دوات رو خوندم اولش با یک حال و هوای معنوی شروع شد و قشنگ بود ولی بعدش یهویی خورد تو برجکم🥲
نمیگم خوبه یا بده این مدل متن، ولی خواستم حس و حالم رو بعنوان خواننده متن بهت بگم.
#برنامهناشناسپلاس
270
سرخوش ز سبوی غم پنهانیِ خویشم
چون زلف تو سرگرمِ پریشانیِ خویشم
در بزم وصال تو نگویم ز کم و بیش
چو آینه خو کرده حیرانیِ خویشم
#سیدعلی_خامنهای
270
پسر بنده خدایی هم که کنارم نشسته بود این یک بیت رو مثلا برام یادگاری نوشت که خب جا گذاشتمش🤦♂
