en
Feedback
غَرِیْبْ

غَرِیْبْ

Open in Telegram

• (اینجا تَراوُشاتِ احساس من رو میخونید.) ◾️صفحه اینستاگرام،ایتا،روبیکا و تلگرام: @ahhyyat

Show more
Iran150 049The category is not specified
202
Subscribers
-124 hours
No data7 days
-1730 days
Posts Archive
بی انتظار نتوان از وصل کامِ دل بُرد شادی چه قدر دارد جایی که غم نباشد؟ - ‌بیدل ‌دهلوی |آهیّات

می نوش به خرمی که این چرخِ کهن ناگاه تو را چو خاک گرداند پست - ‌خیام | آهیّات

‏آدمی که عاشقتونه پیش شما ضعیف ترین ورژن خودشه، نقابی نداره، خواهشا آزارش ندین!

از اینکه شعرام رو برات میخونم پشیمونم نکن .
-آهی

من که خوابم نمیبرد بی تو تو بگو خواب مرا بَرَد اینبار -آهی

شکوفه‌های هلو را که باد بُر زد و برد گذاشت تاج خزان را انار بر سر خود -شهریاربصیری

شاید بزرگسالی یعنی همین کنار آمدن با اینکه هیچ چیز فوق العاده ای وجودندارد. https://t.me/AHHYYAT

در رویا هایت مرا به چای دعوت کن .
-آهی

آدمی‌است دیگر گاهی میخواهد در همه مشکلاتش فقط در آغوش معشوقه‌اش لحظه‌ای بخوابد .
-آهی

آدمی‌است دیگر ؛ گاهی میخواهد معشوقه‌اش ، او را از پشت همین گوشی به آغوش بکشد ، سر پایش بگذارد تا از سر انگشتان معشوقه اش عشق را تزریق کند به روحش !... چه بگویم ؛ آدمی‌است دیگر اسیر نداشته هایش است حتی وقتی مسئله اصلا آن نیست .
-آهی

به راحتی از کنار این بوسه ها مگذر ! آن لب ها حسرت های دل‌سوختگیِ من هستند .
-آهی

بوسیدمش ز دور و چنین مستم از غرور گر بوسه بر لبش بگذارم چه ها کنم گفتم به قول خویش وفا کن، جواب داد کی قول داده ام که بخواهم وفا کنم؟ -سجاد سامانی

انتظار پیر نکرد دلم رو ؛ امّا اونیکه منتظرش بودم ، چرا !...
-آهی

انگاری سورنا ریختن تو روحم امشب🤯 ...

-آهیات -صد و بیست تو دنیای سرد ظلم و مرگ موج های خونِ ننگ تیرگیِ آسمون میبارید روی تن سرد من !... تو سیاهیِ فریادِ انتقام همر
+1
-آهیات -صد و بیست تو دنیای سرد ظلم و مرگ موج های خونِ ننگ تیرگیِ آسمون میبارید روی تن سرد من !... تو سیاهیِ فریادِ انتقام همراه ایستادن عقربهء افتخار طلسم شده بودن ساز های انزجار زهر میریخت از ابرها روی تن سرد من !... تن زخمیم آشناست با سرمای نحس این گلوله ها پر شدن درد توی کوله ها ریختن سرب داغ روی پیرُهَن سفید ستاره ها کامم و تلخ کرد شلاق فراق خورد روی تن سرد من !... تن زخمیم آشناست هر چی چشمک بزنن ستاره ها دستام و مشت میکنم میشم عین سنگ‌خاره ها حمله میکنم به درد میشکنمش با قوتِ استعاره ها بزار بزنن با تیزی حرفاشون روی تن سرد من !...
آهی
@AHHYYAT

گفتی شراب بوسه را باید نهان نوشید پر کن که ترسی نیست از رسوایی‌ام با تو -فاضل نظری | آهیّات

جز مرگ نيست چارهٔ آفات زندگی چون زخمِ شيشه‌ای که گداز التيام اوست - ‌بیدل ‌دهلوی | آهیّات

قصه لیلی و مجنون پای تا سر خوانده ام هم تو از لیلی فزونی، هم من از مجنون او -هلالی جغتایی | آهیّات

امشب شبیه نهنگی‌ام که ؛ حتی راه ساحل رو هم گُم کرده .
-آهی

-آهیات -صد و نوزده
(تاب گیسو)
رفت و داد به دستم جام شراب آتشش سوخت مرا ریخت زمین کاسهء آب انداخت به هرسوی مرا  چون گیسوش با شانه مرا به هر طرف میداد تاب بوسه ای از وسط آتش خشمش چیدم کاش میشد نکند زخم دلم گیر به قلاب دارد به سرش هوای صحبت با غیر در دلم زخم عمیقی دارم با آن جناب
آهی
@AHHYYAT