غَرِیْبْ
Kanalga Telegram’da o‘tish
• (اینجا تَراوُشاتِ احساس من رو میخونید.) ◾️صفحه اینستاگرام،ایتا،روبیکا و تلگرام: @ahhyyat
Ko'proq ko'rsatishEron150 216Toif belgilanmagan
201
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
-1630 kun
Postlar arxiv
201
بی انتظار نتوان از وصل کامِ دل بُرد
شادی چه قدر دارد جایی که غم نباشد؟
- بیدل دهلوی |آهیّات
201
آدمیاست دیگر ؛
گاهی میخواهد معشوقهاش ،
او را از پشت همین گوشی به آغوش بکشد ،
سر پایش بگذارد تا از سر انگشتان معشوقه اش عشق را تزریق کند به روحش !...
چه بگویم ؛
آدمیاست دیگر
اسیر نداشته هایش است حتی وقتی مسئله اصلا آن نیست .
-آهی
201
بوسیدمش ز دور و چنین مستم از غرور
گر بوسه بر لبش بگذارم چه ها کنم
گفتم به قول خویش وفا کن، جواب داد
کی قول داده ام که بخواهم وفا کنم؟
-سجاد سامانی
201
+1
-آهیات
-صد و بیست
تو دنیای سرد ظلم و مرگ
موج های خونِ ننگ
تیرگیِ آسمون میبارید روی تن سرد من !...
تو سیاهیِ فریادِ انتقام
همراه ایستادن عقربهء افتخار
طلسم شده بودن ساز های انزجار
زهر میریخت از ابرها روی تن سرد من !...
تن زخمیم آشناست
با سرمای نحس این گلوله ها
پر شدن درد توی کوله ها
ریختن سرب داغ
روی پیرُهَن سفید ستاره ها
کامم و تلخ کرد شلاق فراق خورد روی تن سرد من !...
تن زخمیم آشناست
هر چی چشمک بزنن ستاره ها
دستام و مشت میکنم میشم عین سنگخاره ها
حمله میکنم به درد
میشکنمش با قوتِ استعاره ها
بزار بزنن با تیزی حرفاشون روی تن سرد من !...
آهی@AHHYYAT
201
گفتی شراب بوسه را باید نهان نوشید
پر کن که ترسی نیست از رسواییام با تو
-فاضل نظری | آهیّات
201
جز مرگ نيست چارهٔ آفات زندگی
چون زخمِ شيشهای که گداز التيام اوست
- بیدل دهلوی | آهیّات
201
قصه لیلی و مجنون پای تا سر خوانده ام
هم تو از لیلی فزونی، هم من از مجنون او
-هلالی جغتایی | آهیّات
