Devil's laugh(caprice no.13)
Open in Telegram
چقدر آرشه به نرمی میلغزید، و هر نغمه سرود عشق بود اما امروز قلبم چنین سنگین است، و دستانم چنین خسته. https://t.me/Devils_Mewsic
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
285
Subscribers
+124 hours
+57 days
+2430 days
Posts Archive
فکر کن نصف شب بشینی همچین چیزی گوش بدی و فصل های ۲۶ و ۲۷ انجیل متی رو بخونی، یعنی میگی دلت نمیخواد بعدش به صلیب بکشنت ؟ قطعا میخواد.
Erbarme dich, mein Gott,
um meiner Zähren willen!
Schaue hier,
Herz und Auge
weint vor dir
bitterlich.
"ای خدا، بر من رحم کن،
به خاطر اشکهای من!
بنگر اینجا،
دل و چشم برای تو
به شدت میگریند."
Repost from N/a
💽 Album: Bach: St Matthew Passion, BWV 244
👤 Artist: Nikolaus Harnoncourt
📅 Date: 2022-04-09
🎧 Total tracks: 68
جرقه ای که باعث شروع تمام اعمالش شد، آرزوی کوچکی بود که هر انسانی میتوانست داشته باشد.
ملال پاریس و برگزیدهای از گلهای بدی به نویسندگی شارل بودلر: معرفی کتاب: شارل بودلر بین سالهای 1855 و مرگش در سال 1867، شکل ترکیبی جدید و به قول خودش «خطرناک» را در مجموعهای از اشعار منثور به نام « ملال پاریس» قرار داد. این پنجاه شعر تحریک کننده خواننده را به تور پاریس دهه 1850 میبرد، از میان کافههای درخشان و خیابانهای فرعی کثیف، یک کلان شهر را در آستانه تغییر بزرگ نشان میدهد. کتاب «ملال پاریس و برگزیده ای از گل های بدی» در تکه تکه شدن و ادغام عمدی اشعار با ساردونیک، ممکن است به عنوان یکی از اولین و موفق ترین نمونه های یک نوشته خاص شهری، معادل متنی صحنه های شهری امپرسیونیست ها در نظر گرفته شود. در این ترجمه جدید و جذاب، کیث والدراپ ترجمه ابتکاری خود از گل های بدی را ارائه میکند. به فارسی نیز این کتاب توسط «محمد علی اسلامی ندوشن» منتشر شده است. «ملال پاریس و گل های بدی»، به گفتة سوآرس منتقد نامی فرانسوی، بعد از «تورات» و «انجیل»، بیش ترین نشر را در جهان داشته است.
فکر کنم اینا روی هم یه ۴ ۵ تومنی پولشون بشه
البته اگه بعضیهاشون رو بشه پیدا کرد !
نام اثر : ژرف آوای جویبار
نویسنده : مادلین گاس
نوبت چاپ : چاپ دوم _ ۱۳۸۷
موسیقی فارابی
مهدی برکشلی
تهران
ناشر: شورای عالی فرهنگ و هنر تاریخ چاپ: ۱۳۵۴
نام اثر : باخ
نویسنده : دنیس آرنولد
مترجم : غلامحسین میرزا صالح
نوبت چاپ : چاپ اول _ ۱۳۷۵
#کتاب
نوشته پشت جلد ؛ یوهان سباستین باخ که در چشم یوهانس برامس عزیزتر و عظیمتر از بتهوون بود تقریبا یکصدسال بعد از مرگش چنان ققنوسی از میان آتش و خاکستر خود قد برافراشت و پر گرفت. جویباری که معنی دیگر نامش بود به رودی خروشان مبدل شد و جهان موسیقی را در خود غوطهور ساخت. ما از لذت شنیدن بخشی از آثار گرانقدر او برای همیشه محروم هستیم. چون پاره ای از دستنوشتههایش به تطاول، به ثمنی بخس، بر باد رفت و کاسبان، مطاع خویش در آن پیچیدند و بهدست مشتریان دادند. فلیکس مندلسون با اجرای پاسیون متی در برلین نخستین کسی بود که هشتاد سال پس از مرگ استاد گرد از چهره او سترد و به شیفتگان موسیقی آموخت که آثار او میباید مانند کتاب مقدس پیوسته در دسترس باشند؛ و شومان از کسانی که آثار باخ را ریاضیات موسیقی یا موسیقی به روال ریاضی میدانستند پا فراتر نهاد و او و آثارش را سرچشمه عقل و حکمت موسیقی خواند.
