عنکبوتها روی ستون فقراتم میرقصند.
Closed channel
ژن، ژیان، ئازادی
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
313
Subscribers
-324 hours
+487 days
+4830 days
Posts Archive
توی تاکسی منتظر نشسته بودم که خانمه با یه جوجه اردک تو دستش اومد کنارم نشست.
نمیخوام که پیش برم. روزی هزار بار میخوام که بمیرم. روزی چندین بار لبخند میزنم. روزی چندین بار میگم که باید پیش برم. روزی چندین بار میگم دیگه چه فرقی میکنه. روزی چندین بار از خشم گریه میکنم. روزی هزار بار بیزار میشم. روزی هزار بار دلم تنگ میشه. میخوام که نباشم. بعد دوباره میبینم ساعت داره میره جلو. فکر کردی یه چیزیه که تموم میشه؟ ازش رد میشی؟ بیخ گلومه. روزی هزار بار بالاش میارم و از دوباره قورتش میدم.
ببینید میخوام برگرده توی استوریهای امروز. هایلایت اینا نه حتا.
سلام دستم خورد یکی از استوریهای بگو سیب آرشیو شد چه جوری برش گردونم؟😭😭😭😭😭
و راستش یاد اون حرفه افتادم که کوردها وقتی فارسی حرف میزنن لحنشون یه حالتیه و اینا و با تاکید میگن کلمات رو.
وای خیلی رندوم بود. btw با لوک جدیدش هم دیدمش. خیلی بامزه و نایس بود حس خوبی گرفتم. :(
