en
Feedback
اَدِنچیل

اَدِنچیل

Open in Telegram

اینجا بعد تاریک زندگی جریان داره در کنار روزنه های امید. . . . . http://t.me/BluChtBot?start=Adenchil

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
192
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-830 days
Posts Archive
به بهای سکوت تمام فردا هارو به افکارم فروختم.

بین آدم هایی گم شدم که چراغ راهم بودن.

شاید باید برای دفتر نویی که مامان خریده برام ذوق کنم؛شاید زندگی همینه.

من حواسم نبود من مواظب نبودم من بلد نبود من اولین بارم بود تو چرا نموندی یادم بدی؟

دوست داشتم سحرخیز باشم نه شب زنده دار.

اینجای زندگی اگر احوالاتم رو بپرسی مقتدرانه میگم دارم آوار ها آباد میکنم.

نگاهِ ناخوانده ام؛ فریادی که به گوش نمی رسد.

معقوله زندگی نه سخته نه پیچیده، این ذات آدماست که اونو برای هم طاقت فرسا کردن.

سر در مملکتی که ساختین...

اگر فیلم بودم، می‌شدم برادران لیلا. اگر کتاب بودم، می‌شدم آدمخواران. اگر آهنگ بودم، می‌شدم عصای موسی سینا پارسیان. همین قدر شلوغ همین قدر تنها.

تحمل رفتن آدم هارو دارم اما تحمل میزان احساس ناکافی بودنی که بعدش بهم دست میده رو، نه.

Repost from Sina Parsian

نمیخوام یادم بره، براش خیلی اذیت شدم نباید تکرار شه.

مدتی هست که دیگه نمیتونم سریال هایی که شروع کردم رو تموم کنم، فیلم ها رو نیمه رها میکنم، کتاب ها ذهنم رو آروم نمیکنن و با آهنگ گوش دادن تخلیه احساسی نمیشم، از آدم ها دوری میکنم و قرار ها رو به بعد موکول میکنم وکمتر اتفاقی می‌تونه ذوق زده‌ام بکنه، خنثی یه گوشه نشستم و به هیچِ زندگی نگاه میکنم؛ این لقمه ی بزرگ بدجوری گلومو گرفته و رو به خفگی میبرتم.

این نیز می‌گذرد ؟ پس از این گذر ها اما عزیز من، از من فقط تنی بی جان و چشم بی ذوق به جا می ماند برای رسیدن.

حتی اگر سقوط معنا شود پروازم،‌ پریدن را به ترسیدن ترجیح میدهم.

گورستانی مملو از مقبره های حروف.

کروموزوم برنده اونی بود که نگرفت، نه من.