en
Feedback
اَدِنچیل

اَدِنچیل

Open in Telegram

اینجا بعد تاریک زندگی جریان داره در کنار روزنه های امید. . . . . http://t.me/BluChtBot?start=Adenchil

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
192
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-830 days
Posts Archive
من تو خودم جا موندم تو اون روزی که حرف هامو خوردم تو اون شبی که بغضم گریه نشد تو اون لحظه ای که نتونستم خودمو بفهمونم به آدم ها؛ من جایی لابه لایه کنش های به سرانجام نرسیده‌ام جاموندم.

میروم دور شوم از منی که زیادی به تو شباهت دارد.

-خوبی؟ +گریه کنم آره.

میخوام برم(پول ندارم) میخوام نرم(باز هم پول ندارم) داد بزنمممم(صدا به صدا نمی‌رسه همه دارن داد میزنن).

کجاست اونجا که غم نیست؟

ابر پر بارونی ام که نای باریدن نداره.

تلاطم امید های به گل نشسته ام.

هر زخم نمایانگر یک نجات یافتن است.

شعله‌ی شمعی شکسته، رها در آغوش تاریکی؛ عجب زندگی لنگ میزند به تن امیدش.

من غصه هامو خوردم، دنبال شادیامم. ولی خب من و هرچیز خوبی رابطمون من بدو اون بدوعه.

خطاب به منِ 6 سال پیش:«الان داغی نمی‌فهمی چی سرت اومده».

بلایی که واقعیت به سر افکارم آورد من رو پیر کرده.

زندگی تو ایران هر روز بهت ثابت می‌کنه چقدر بدبخت تر از دیروزی.

از خودم که هنوز به این زندگی امید داره می‌ترسم.

وضعیت از ناراحتی و خشم گذشته، داره از پا در میاره منو.