en
Feedback
اَدِنچیل

اَدِنچیل

Open in Telegram

اینجا بعد تاریک زندگی جریان داره در کنار روزنه های امید. . . . . http://t.me/BluChtBot?start=Adenchil

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
192
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-830 days
Posts Archive
صبح رفتم دفتر اونجا برق رفته الان اومدم خونه اینجا برق رفته مگه قرار نبود این تابستون فقط بانکا قطع باشه؟؟؟

چقدر گناه داری جوون ایرانی.

تو بغلم کن؛ من از زانوی غم خسته‌ام.

می‌شنومت عزیز جانم، می‌شنوم و فاصله‌ی ما زیاد می‌شود از سِیرِ تفاوت‌ها‌.

زبان به دندان گرفته، فریادِ من‌های شکسته و پاره‌پاره‌ام را از بر می‌کنم.

هر شوق شروعی، یک اشک پایان داره...

"_تو دیگه برا من شدی مردم.." +نه من فقط یه واکنش در مقابل کنش تو بودم عزیزِ جان...

وقتی ناراحتم فقط زورم به کوتاه کردن موهام می‌رسه.

Repost from دومنیکو
وقتی ناراحتم فقط زورم به پاک کردن پروفایلام می‌رسه.

یه دردی هم هست، به اسمِ دردِ ناشی از نابلدی. گناهِ تو این وسط فقط این بوده که نابلد بودی. و این درد خیلی تلخه.

در این زمانِ درازِ حیات، اندک امیدِ روحِ خسته‌ام، همین خیالِ پوچِ بی‌نواست.

Repost from کلافه.
باید تک تک آدمای زندگیم رو جمع کنم یه گوشه و جایزه قهرمانی مسابقات “یه کاری بکن توی یک ثانیه از چشمم بیفتی” رو بهشون بدم. به دونه دونه شون.

زندگی، بهانه میخواهد برای دوام.

Repost from Sina Parsian
barandeh.mp33.58 MB

بالشت غم‌ رو بغل کردم و ملحفه‌ی افسردگی کشیدم روم.

میزان آسیب‌پذیریم، مثل بادکنکیه که می‌ذاریش رو ۱۰۰ تا پونز، هیچیش نمی‌شه؛ ولی با یه دونه، کارش تمومه.

ذکر هر روزتون "به من چه" باشه، تا با "میخواستی انجام ندی"ها مواجه نشید.

اینکه یهو حس زندگی کردن ازم خارج میشه واقعا بده. انگار یه جاروبرقی گرفتن رو دهنم و کل انگیزه و حس زندگی رو ازم خارج ‌می‌کنن.

سازِ زمانه کوک و خوش‌رقصیِ من زبانزدِ عام.