درباره اَلی
Open in Telegram
《با صد هزار مردم، تنهایی》 《بی صد هزار مردم، تنهایی》 ما هر دو در اينجا غريبيم و هر غريبى همدم غريب ديگر است؛ 《عین القضات》 @Scarecrow0022 آغوشی از گفتوگو
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
329
Subscribers
-624 hours
+107 days
+1030 days
Posts Archive
327
⚠ هشدار اگر حوصله ندارید از خواندن ادامه متن خودداری کنید
یک خانواده پنج نفرهایم؛ یعنی پنج شکم گرسنه و هزارجور خرج دیگر
در اوضاع بد اقتصادی و بیکاری پدر
این وسط هم تعدادی آدم آویزون که میشوند پدربزرگ و خاله و داییمان
مثل زالو چسبیدهاند به ما
خلاصه در روزگاری که دهک دهم جامعه آخرت را قبول هم ندارد ما به شیوه حضرت علی
پول و غذا میبریم دم در خانه تحویل اینها میدهیم
327
چشماتو ببند
خنکی نسیم سحر که میخوره پشت پلکاتو حس کن
خورشید منتظر که بیاد به استقبالت
🪽🌔
@about_ali_2002
327
گره بزن دستاتو با دستام
یه لحظه زل بزن توی چشای من
بیا و با یه بوسه زندگی ببخش
به این لبهای خشک و بیصدای من
🪽🌑
@about_ali_2002
327
۱ تیر سال پنج، حقوقها واریز شده و به طبع خیل عظیم سفارش به سمت ما پیکهای موتوری سرازیر شده؛ کوله، باکس، فرمان و...
هرجا میشود را با اجناس و اقلام پر میکنیم؛ با فرار از مقابل ماشین و برعکس رفتن خیابان یک طرفه با عزرائیل دهنکجی میکنیم.
۵ کیلومتر تا مقصد...
«به مقصد رسیدید ۴۷۰۰۰ تومن»
327
دارم میرم شیفت؛ مراقب خودم هستم.
«گاهی به دنبال شیرینی یک (مراقب خودت باشی) بدون هیچ نسبت سببی و نسبی فقط و فقط از سر محبت»
327
تمام جنگها تمام میشوند
ولی جنگ در خانههایی که
کنسرو لوبیا ذخیره کردهاند
هیچگاه تمام نمیشود.
آلبر کامو
طاعون
🌑
327
نیازمند استقراض از بانک مرکزی؛
در شرف تعدیل نیرو (اخراج خودم از انجمن ادبی)
نقدینگی صفر
بدهی: ♾
«کاموی روی دیوار به اجبار سیگار برگ را ترک و زیکا قرمز میکشد»
327
بوی تو
میاد
میره
منم اینجام هنوز
اومدی تو رفتی زود
قلب من تنها موند
باد میاد بو میکشم
عطر تو داره باهاش میچرخه
تو سرم
«لطفا پس از رها کردن، عطر خود را عوض کنید؛ حتی شما»
🪽🌑
@about_ali_2002
327
بیا تا حال یکدیگر بدانیم
مراد هم بجوییم ار توانیم
که میبینم که این دشت مشوش
چراگاهی ندارد خرم و خَوش
🪽🌑
@about_ali_2002
