en
Feedback
•آسـیمه•

•آسـیمه•

Open in Telegram

آســیمه: پریشان پریشانی‌های پیرِ پرنیان‌اندیش «آخوندی در روپوش سفید» گاهاً نغزِ پرمغز بعضاً پوچ بی‌محتوا به هر شکل لطفا مانع کسب نشوید. تلگرام روزمره و بله سیاسی👇🏻: https://ble.ir/assimeh ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=6e52f9336ef6

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
196
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-330 days
Posts Archive
می‌دونم بز با بزغاله فرق داره کلی میگم

وای آره اتفاقا چندروز پیش دیدم تو زمین‌های کنار اتوبان گله آورده بودن چرا، انقدر بامزه بودن همون موقع گفتم من بز می‌خوام، احساس کمبود بز کردم تو زندگیم یه لحظه واقعا😂

‌ پت باید بزغاله باشه🥰 و البته اسب😍😍

پت باید اردک باشه صگ چه جذابیتی داره😭😂

کاش مال من بود

اردکه رو خیلی دوست داشتممم

یه نمای دیگه
یه نمای دیگه

من و ایشون یهویی🥺😂❤️
من و ایشون یهویی🥺😂❤️

تو ماشین داداشم نشستم دیدم واو! آویز لباسم! بعد یکم بیشتر دقت کردم دیدم واو! دستبندم! میزان اهمیت پسرا به ماشین‌شون:
تو ماشین داداشم نشستم دیدم واو! آویز لباسم! بعد یکم بیشتر دقت کردم دیدم واو! دستبندم! میزان اهمیت پسرا به ماشین‌شون:

Repost from N/a
«ماجرای فتح هرمز توسط پرتغالی‌ها» «بندر گمبرون» سال 1507 میلادی، یک ناوگان پرتغالی به فرماندهی آلفونسو د آلبوکرک به جزیره هرمز در خلیج فارس رسیدن، اونجا متوجه شدن که این جزیره چقدر اهمیت استراتژیک بالایی داره. جزیره رو تصرف کردن و شروع کردن به ساخت برخی قلعه‌ها و سازه‌هایی که برای تثبیت موقعیت‌شون در ناحیه جنوب هم پرفایده بود. در زمان فتح هرمز، شاه اسماعیل صفوی حکومت‌داری می‌کرد اما به دو دلیل نمی‌تونست زیاد به پرتغالی‌ها در جنوب بپردازه؛ یکی به علت مزاحمت‌ها و تجاوزات عثمانی‌ها در غرب و ازبک‌ها در شرق و دومی به علت نیروی دریایی ضعیف بنابراین دفع ضرر عثمانی‌ها و ازبک‌ها در اولویت بود و شاه اسماعیل هم حول اون دونقطه از کشور متمرکز شده بود. دیگه این پرتغالی‌ها بیش از صد سال سیطره داشتن بر اون ناحیه تا زمان شاه‌عباس اول. شاه عباس هم تا مدتی درگیری با عثمانی‌ها و ازبک‌ها رو در دستور کار قرار داد و با سروسامان دادن به اون‌ها به یک ثبات خوبی در حکومت رسید، بعد زمانی که این خطرها از شرق و غرب کشور رفع شد شاه عباس به فکر آزادسازی مناطق جنوبی از اشغال پرتغالی‌ها افتاد. در طی یک زمانی اول این‌ها اومدن بحرین رو و سپس گمبرون رو از پرتغالی‌ها پس گرفتن و به افتخار شاه عباس اسمش رو گذاشتن «بندرعباس». بعد هرمز و قشم رو هم پس گرفتن و در سال 1622 پرتغالی‌ها رو بطور کامل از جنوب ایران اخراج کردن. ناگفته نماند که اخراج پرتغالی‌ها با کمک انگلیسی‌ها انجام شد و اینکه یکی از سرداران ایرانی به نام «امام‌قلی‌خان» هم نقش بسزایی در این پیروزی داشت.

ما را کبوترانه وفادار کرده است آزاد کرده است و گرفتار کرده است بامت بلند باد که دلتنگیت مرا از هر چه هست غیر تو بیزار کرده اس
ما را کبوترانه وفادار کرده است آزاد کرده است و گرفتار کرده است بامت بلند باد که دلتنگیت مرا  از هر چه هست غیر تو بیزار کرده است خوشبخت آن دلی که گناه نکرده را در پیشگاه لطف تو اقرار کرده است تنها گناه ما طمع بخشش تو بود ما را کرامت تو گنه کار کرده است چون سرو سرفرازم و نزد تو سر به زیر قربان آن گلی که مرا خوار کرده است #فاضل_نظری

صدای خروپف ترسناک شنیدم جایی که هیچکس دور و برم نبود! بچه‌ها واقعا دارم وحشت می‌کنم😐

یادمه یه بنده خدایی می‌گفت من ده ساله کار می‌کنم و مامانم هنوز وقتی مریض میشه پیش من نمیاد:)

‌ https://t.me/assimeh_graphy/10154 لازمه یادآوری کنم که چون مادرامون دوران حماقتمونو دیدن؟😂

راجع به این موضوع نکات مهمی دارم که بعدا درباره‌ش توضیح می‌دم.

خیلی معتقدم که «عمده» جاها روی خوش نیازه و «بعضی» جاها قاطعیت. واقعا در اخلاق اسلامی جفت اینا رو باید داشت، نه قراره آدم حساب همه رو بذاره کف دستشون و کسی روی خوش ازش نبینه، نه قراره آدمهای بی‌ادب و متکبر در تعامل با ماها متکبرتر بشن!

همین چندروز پیش که داشتم برمی‌گشتم، آقاهه که اومد چمدونمو بذاره تو ماشین یهو کاملا بی‌ربط خیلی رفتار بدی به من نشون داد و خیلی بد باهام حرف زد و اصلا نمی‌دونم چرا! فقط خیلی آروم بهش گفتم من که چیزی به شما نگفتم، و رفتم کنار و بغض کردم از رفتار بی‌علتش! یک بار دیگه به فاصله چند دقیقه همون شیوه صحبت‌کردن رو تکرار کرد و این‌بار دیگه از جلد مظلومیت خارج شدم و فهمید باید با یه خانم مودب‌تر رفتار کنه🙏🏻

هستم چون به‌طور کل اینجوری ام و عمده بیمارها منو یه آدم باحوصله و خوش‌اخلاقی می‌دیدن، با آدمهای بیشعور و بی‌شخصیت هم تا یک جایی رفتار ملایم داشتم ولی واقعا کسی از حدش خارج می‌شد دیگه از اون رفتار ملایم خارج می‌شدم😂

یه بار یه مریضی داشتم به غایت غرغرو و غیر قابل تحمل، من خیلی رعایت کردم گفتم بهرحال بیماره و درد داره، بعد مدتی دیدم نه واقعا شخصیتش بی‌ادبه، شوهرش هم نازشو می‌کشید و من واقعا تو ذهنم این می‌گذشت که من شوهرت نیستم اخلاق فاجعه‌تو تحمل کنم نازتو بکشم زن، رفتارتو درست کن🤡 یه جلسه داشتم معاینه مجدد می‌کردم گفت من خودم دکتر خودمم، دیگه صبر و تحمل رو کنار گذاشتم گفتم پس بیمارستان چکار می‌کنی؟ مدتی بعد برگشت برای بقیه جلساتش گفتم شما خودت دکتر خودتی لازم نیست اینجا بیای🙏🏻

حالا برای خانواده آدم با کمال میل منت‌شونم می‌کشه🙏🏻 ولی یه بار هی به یکی از اقوام می‌گفتم من می‌دونم مشکلت چیه بیا خودم درستش می‌کنم، آخرش توجه نکرد و با همون درد باقی موند، از اونجا به بعد یاد گرفتم حتی برای کار خیر هم نباید به آدما اصرار کرد، درد بکش بزرگوار به من چه🙏🏻