•آسـیمه•
前往频道在 Telegram
آســیمه: پریشان پریشانیهای پیرِ پرنیاناندیش «آخوندی در روپوش سفید» گاهاً نغزِ پرمغز بعضاً پوچ بیمحتوا به هر شکل لطفا مانع کسب نشوید. تلگرام روزمره و بله سیاسی👇🏻: https://ble.ir/assimeh ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=6e52f9336ef6
显示更多未指定国家未指定类别
196
订阅者
无数据24 小时
-37 天
-330 天
帖子存档
196
وای آره
اتفاقا چندروز پیش دیدم تو زمینهای کنار اتوبان گله آورده بودن چرا، انقدر بامزه بودن همون موقع گفتم من بز میخوام، احساس کمبود بز کردم تو زندگیم یه لحظه واقعا😂
196
تو ماشین داداشم نشستم دیدم واو! آویز لباسم!
بعد یکم بیشتر دقت کردم دیدم واو! دستبندم!
میزان اهمیت پسرا به ماشینشون:
196
Repost from N/a
«ماجرای فتح هرمز توسط پرتغالیها»
«بندر گمبرون»
سال 1507 میلادی، یک ناوگان پرتغالی به فرماندهی آلفونسو د آلبوکرک به جزیره هرمز در خلیج فارس رسیدن، اونجا متوجه شدن که این جزیره چقدر اهمیت استراتژیک بالایی داره. جزیره رو تصرف کردن و شروع کردن به ساخت برخی قلعهها و سازههایی که برای تثبیت موقعیتشون در ناحیه جنوب هم پرفایده بود.
در زمان فتح هرمز، شاه اسماعیل صفوی حکومتداری میکرد اما به دو دلیل نمیتونست زیاد به پرتغالیها در جنوب بپردازه؛
یکی به علت مزاحمتها و تجاوزات عثمانیها در غرب و ازبکها در شرق
و دومی به علت نیروی دریایی ضعیف
بنابراین دفع ضرر عثمانیها و ازبکها در اولویت بود و شاه اسماعیل هم حول اون دونقطه از کشور متمرکز شده بود.
دیگه این پرتغالیها بیش از صد سال سیطره داشتن بر اون ناحیه تا زمان شاهعباس اول. شاه عباس هم تا مدتی درگیری با عثمانیها و ازبکها رو در دستور کار قرار داد و با سروسامان دادن به اونها به یک ثبات خوبی در حکومت رسید، بعد زمانی که این خطرها از شرق و غرب کشور رفع شد شاه عباس به فکر آزادسازی مناطق جنوبی از اشغال پرتغالیها افتاد.
در طی یک زمانی اول اینها اومدن بحرین رو و سپس گمبرون رو از پرتغالیها پس گرفتن و به افتخار شاه عباس اسمش رو گذاشتن «بندرعباس». بعد هرمز و قشم رو هم پس گرفتن و در سال 1622 پرتغالیها رو بطور کامل از جنوب ایران اخراج کردن.
ناگفته نماند که اخراج پرتغالیها با کمک انگلیسیها انجام شد و اینکه یکی از سرداران ایرانی به نام «امامقلیخان» هم نقش بسزایی در این پیروزی داشت.
196
ما را کبوترانه وفادار کرده است
آزاد کرده است و گرفتار کرده است
بامت بلند باد که دلتنگیت مرا
از هر چه هست غیر تو بیزار کرده است
خوشبخت آن دلی که گناه نکرده را
در پیشگاه لطف تو اقرار کرده است
تنها گناه ما طمع بخشش تو بود
ما را کرامت تو گنه کار کرده است
چون سرو سرفرازم و نزد تو سر به زیر
قربان آن گلی که مرا خوار کرده است
#فاضل_نظری
196
یادمه یه بنده خدایی میگفت من ده ساله کار میکنم و مامانم هنوز وقتی مریض میشه پیش من نمیاد:)
196
خیلی معتقدم که «عمده» جاها روی خوش نیازه و «بعضی» جاها قاطعیت.
واقعا در اخلاق اسلامی جفت اینا رو باید داشت، نه قراره آدم حساب همه رو بذاره کف دستشون و کسی روی خوش ازش نبینه، نه قراره آدمهای بیادب و متکبر در تعامل با ماها متکبرتر بشن!
196
همین چندروز پیش که داشتم برمیگشتم، آقاهه که اومد چمدونمو بذاره تو ماشین یهو کاملا بیربط خیلی رفتار بدی به من نشون داد و خیلی بد باهام حرف زد و اصلا نمیدونم چرا!
فقط خیلی آروم بهش گفتم من که چیزی به شما نگفتم، و رفتم کنار و بغض کردم از رفتار بیعلتش!
یک بار دیگه به فاصله چند دقیقه همون شیوه صحبتکردن رو تکرار کرد و اینبار دیگه از جلد مظلومیت خارج شدم و فهمید باید با یه خانم مودبتر رفتار کنه🙏🏻
196
هستم چون
بهطور کل اینجوری ام و عمده بیمارها منو یه آدم باحوصله و خوشاخلاقی میدیدن،
با آدمهای بیشعور و بیشخصیت هم تا یک جایی رفتار ملایم داشتم ولی واقعا کسی از حدش خارج میشد دیگه از اون رفتار ملایم خارج میشدم😂
196
یه بار یه مریضی داشتم به غایت غرغرو و غیر قابل تحمل،
من خیلی رعایت کردم گفتم بهرحال بیماره و درد داره، بعد مدتی دیدم نه واقعا شخصیتش بیادبه، شوهرش هم نازشو میکشید و من واقعا تو ذهنم این میگذشت که من شوهرت نیستم اخلاق فاجعهتو تحمل کنم نازتو بکشم زن، رفتارتو درست کن🤡
یه جلسه داشتم معاینه مجدد میکردم گفت من خودم دکتر خودمم، دیگه صبر و تحمل رو کنار گذاشتم گفتم پس بیمارستان چکار میکنی؟ مدتی بعد برگشت برای بقیه جلساتش گفتم شما خودت دکتر خودتی لازم نیست اینجا بیای🙏🏻
196
حالا برای خانواده آدم با کمال میل منتشونم میکشه🙏🏻
ولی یه بار هی به یکی از اقوام میگفتم من میدونم مشکلت چیه بیا خودم درستش میکنم، آخرش توجه نکرد و با همون درد باقی موند، از اونجا به بعد یاد گرفتم حتی برای کار خیر هم نباید به آدما اصرار کرد، درد بکش بزرگوار به من چه🙏🏻
