en
Feedback
روح هزاران زن در یک بدن

روح هزاران زن در یک بدن

Open in Telegram

کشیده شده به سمت جزییات و عمق.

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
235
Subscribers
+224 hours
+47 days
-230 days
Posts Archive
دلم از رودخانه ای سنگین شده بود، بی امان، با چشم هایم سبکش کردم… حالا هر بار که پلک می‌زنم، انگار موجی آرام از درونم می‌گذرد. گلویم هنوز بوی خیس سنگ می‌دهد و ماهی ها نامم را اشتباه صدا می‌زنند. شب ها رودخانه از درونم بالا می‌آید تا پشت چشم هایم و آن‌جا به جای خواب، جریان پیدا می‌کند. گاهی فکر می‌کنم من آدم نبودم، فقط انعکاس بودم که دیر از آب بیرون کشیده شد و هنوز دارد خودش را خشک می‌کند. ح‌ا

Jahane Khali Az To - Mohammad Darabifar (Remastered).mp35.40 MB

حتی اگر این لحظه خیلی زودگذر باشه، که هست، اما نجاتم دادی، مثل همیشه….

sticker.webp0.15 KB

عشق… ای عشق جان بی قرارم به فدایت؛ مزه اندوهت را چون شراب کهنه و شادی ات را چون آفتاب پس از باران درون استخوان هایم چنان بباف؛ که دیگر هیچ رگی در من بی نام تو نتپد. ح‌ا

عاشقم مثل این آهنگ هم زخم و هم پناه…🫠

10-Dariush Shekanjegar 320.mp39.53 MB

Repost from دو در یک
لطفاً نگذارید که زیبایش کنند، جذابش کنند. لطفاً نگویید «اینترنت پرو»، بگویید «اینترنت طبقاتی»؛ بگویید «اینترنت خون‌آلود» برای از ما بهترون. : بنیامین

آهنگ های بی کلام آرومی که یک جوری بی قراری درونشون حس می‌شه رو خیلی دوست دارم… هر وقت بهشون گوش می‌دم حس می‌کنم فهمیده شدم:)

Repost from Mohammad Darabifar
«بی اَمان» ساخته محمد دارابی فر SoundCloud

وقت پلی کردن آهنگ Creep و گریه کردن زیر دوش رسیده

1|1 - For Tomorrow - برای فردا - Usphprod (320).mp311.52 MB

من، در لابه‌لای سایه‌های نحس و کشدارِ روشنم، گم شده‌ام. نه آن گم‌شدنِ ناگهانی، بلکه آن زوال تدریجیِ کسی که هیچ‌گاه به درستی نبوده. گاهی ملال،بی‌صدا از قابِ خاک‌گرفته‌ی آینه رد می‌شود و کنارم می‌نشیند. خوابش می‌برد…و من،با پلک‌هایی که رؤیا را به درستی بلد نیستند،در آسمانی کور و خسته،دنبال ستاره‌هایی می‌گردم که شاید، فقط شاید، نام مرا هنوز به یاد داشته باشند. من که، از نفسِ یک ستاره‌ی مرده، هم خاموش‌ترم. و روزها؟ روزها را میان ازدحام صداها، خنده‌ها، دست‌های گرم، مثل یک روحِ بی‌جسد گذرانده‌ام. نه چون گمشده‌ای در پی بازگشت، بلکه چون کسی که هرگز به دنیا نیامده بود. ترس من، هیچ‌گاه از گم‌شدن نبود. نه، من، از پیدا نشدن بود که می‌ترسیدم همان ترسی که شب‌ها را کش می‌دهد، تا صبح‌هایی که دیگر طلوعی در آن‌ها نیست. ح‌ا.

+1
am i worth it.m4a9.07 MB

تن ظریفِ جان سخت.

20. The Wheel.mp39.41 MB