en
Feedback
روح هزاران زن در یک بدن

روح هزاران زن در یک بدن

Open in Telegram

کشیده شده به سمت جزییات و عمق.

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
236
Subscribers
+124 hours
+217 days
+2430 days
Posts Archive
Carvan Banan.mp38.79 MB

شب به فرسودگیش در هجران کمک می‌کرده و فرسودگی چیزی رو از درونش کم می‌کرده این هجران و غم می‌تونه برای هرچیزی باشه ای کاش شب مهربون تر می‌شد… فعلا نشده اما می‌شه، می‌شه. پس شب بخیر:)

هنوزم دارم همین یک بیت رو می‌خونم و بهش فکر می‌کنم… می‌دونم درخواستش از جنس یک درخواست منطقی نبوده. منطق؟! می‌گه این تاریکی طولانی شده، من فرسوده شده ام. روشنایی، بیا. و شاید انتظار داری شاعر فریاد بزنه، گلایه کنه، شکایت کنه. اما نه… داره از فرسودگیش شعر می‌خونه و تمام توانش رو برای همون یک خواهش نگه داشته. فقط می‌گه:« ای روشنایی، از در درآی درآی درآی بیا…

می‌گه :« شب جدایی انقدر من رو فرسوده و ناتوان کرده که صبر و تحملم به پایان رسیده. بعد می‌گه:« از در، در آی روشنایی ای روشنایی، از این در بیا و وارد شو؛ بیا و این تاریکی رو تمام کن. شاعر یار رو به روشنایی تشبیه می‌کنه و می‌گه درحالی که دارم فرسوده می‌شم و تاریکم، و تو که روشنایی هستی بدون هیچ حرف و توضیحی بیا و حضور داشته باش. آخ عزیزدلم سعدی چقدر به چه شکل لطیفی دلتنگی کشیدی…

شب تاریک هجرانم بفرسود یکی از در درآی ای روشنایی سعدی
شب تاریک هجرانم بفرسود یکی از در درآی ای روشنایی سعدی

بنشین و مرا به شَطِّ غزل بنشان.

مرثیه های آیینگی
+1
مرثیه های آیینگی

فرهاد خَسته.mp310.57 MB

مرا نسبت به شیدایی کند ماه پری پیکر تو دل با خویشتن داری چه دانی حال شیدایی سعدی

💆🏻‍♀️

به نام خداوند بخشنده‌ی رنج آفرین و اما زخم ها نمی‌میرند؛ در تاریک ترین لایه های وجود ریشه می‌دوانند، عمیق تر می‌شوند، می‌پوسند و تکثیر می‌شوند… تا جایی که نمی‌دانی کدام قسمت، توست و کدام قسمت، زخم. ح‌ا

امشب خسته بودم و توان شعر خوندن نداشتم. یک ساعت پیش قرار شد ده تا کلمه جدید بخونم و بخوابم، الان از همون یک ساعت پیش دارم سعی می‌کنم یک متن جدید بنویسم. عالیه. حالا مگه تا تموم وقتی بشه من ولش می‌کنم؟:) عمرا

4_145980350638588312 (1).mp39.38 MB

عمیق ترین احساسم، دلتنگیه… شبیه به استخونی اضافه توی بدنم روییده و رطوبت غم رو توی تمام جونم پخش کرده… انگار غم شاهد این احساس بوده، نمی‌تونم ازش بگذرم، عزیز شده:) حافظه عشق بوده… ح‌ا

جهان نتوانست تو را تمام کند و مرا به یادگار گذاشت…