روح هزاران زن در یک بدن
Open in Telegram
کشیده شده به سمت جزییات و عمق.
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
236
Subscribers
+124 hours
+217 days
+2430 days
Posts Archive
“تو در من زندگی نمیکنی، تردد میکنی، من آنقدر از تو برانگیخته ام که اتصال تو آرامم نمیکند، متلاشیم میکند .”
•هادی پاکزاد
جهانی عشقبازانند در عهد سر زلفت
رها کن راه بدعهدی و اندر عهد ایشان آی
خوش آمد نیست سعدی را در این زندان جسمانی
اگر تو یک دلی با او چو او در عالم جان آی
•سعدی
گرچه درون آتشم
با یاد روی تو خوشم
از غم قدح ها می کشم
وه زین قدح پیماییم
از غم قدح ها می کشم
وه زین قدح پیماییم
من از هوس ها جسته ام
از آرزوها رسته ام
من از هوس ها جسته ام
از آرزوها، رسته ام
مرغ قفس بشکسته ام
شادم به بی پرواییم
شادم به بی پرواییم
هر زمان از روز که صدای ساز و آوازت رو میشنوم،
خورشید توی دلم طلوع میکنه.
شبیه به همون خوابی هستی که توی بیداری تجربهاش میکنم.
بهت گوش میکنم و دلم میخواد، منم یه خیال باشم.
یه شکل دیگه ای از حضور..
صراحی سیاه دیدگان من
به لالای گرم تو
لبالب از شراب خواب میشود
به روی گاهواره های شعر من نگاه کن
تو میدمی و آفتاب میشود.
✨فروغ
این آهنگ برای ششمین بار پخش میشه و میفهمم
آخ
قلبم، خیلی داره ادا در میاره!
