en
Feedback
قطره‌ای از دل🐾

قطره‌ای از دل🐾

Open in Telegram

https://t.me/BiChatBot?start=sc-d25b3150f8

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
265
Subscribers
-424 hours
-497 days
-46530 days
Number of Posts

Data loading in progress...

Reactions
Comments
Telegram Stars
TOP posts by

Data loading in progress...

Publication analysis
Posts
Views dynamics
گفتند که نامحرمی و بوسه حرام است... دل گفت که محرم تر از این عشق کدام است؟! بوسیدم و لب دادم و آغوش کشیدم نامحرم من، محرمی و کار تمام است...
2000Loading...
دیس لایک تو چشت
2000Loading...
اینگونه که تو اول شب بوسه گرفتی؛ ای وای خدا خیر کند آخر شب را.
5003Loading...
ما که خیر از شاعری چیزی ندیدیم جز فراق خوشبحال اوکه شاعر می‌شود با دلبری.
6003Loading...
تا کمالگرا بیاد فکر کنه کدوم راه شیک تره عملگرا رفته و برگشته
6005Loading...
بی تو، مهتاب شبی، باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم در نهانخانه‌ی جانم، گل یاد تو، درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آمد که شبی با‌هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت من همه، محو تماشای نگاهت فریدون مشیری
6002Loading...
No text...
6001Loading...
رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد دلشوره ی ما بود، دل آرام جهان شد در اوّل آسایش مان سقف فرو ریخت هنگام ثمر دادن مان بود خزان شد زخمی به گل کهنه ی ما کاشت خداوند اینجا که رسیدیم همان زخم دهان شد آنگاه همان زخم، همان کوره ی کوچک، شد قلّه ی یک آه، مسیر فوران شد با ما که نمک گیر غزل بود چنین کرد با خلق ندانیم چه ها کرد و چنان شد ما حسرت دلتنگی و تنهایی عشقیم یعقوب پسر دید، زلیخا که جوان شد جان را به تمنّای لبش بردم و نگرفت گفتم بستان بوسه بده، گفت گران شد یک عمر به سودای لبش سوختم و آه روزی که لب آورد ببوسم رمضان شد یک حافظ کهنه، دو سه تا عطر، گل سر رفت و همه ی دلخوشی ام یک چمدان شد با هر که نوشتیم چه ها کرد به ما گفت مصداق همان وای به حال دگران شد
12003Loading...