اسقاط کافه خیارات
Open in Telegram
تکههایی معمولی از یک ذهن و زندگی غیرمعمولی
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
257
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+4730 days
Posts Archive
بی آنکه سیمکارت سفید داشته باشم اینستاگرام همه چیز را جز دایرکتها میآورد، بعد از سه هفته که اپ را باز نکرده بودم با اینچنین چیزی مواجه شدم و تعجببرانگیز بود ولی دیگر حال نداشتم برای دیدن دایرکتها ویپیان روشن کنم.
پسرِ نِرد فقط از دور جذاب است، وقتی موقع حرف زدن کنارش حس حماقت کردی که نکند به حرف زدن و چینش کلماتم ایراد بگیرد و الان دارد توی ذهنش به من پوزخند میزند میفهمی.
از وقتی که آن دوست بزرگوار این را فرستاد تقریبا ده روز یک بار گوشش میدهم، اگر عربی بلدید چیز نابیاست و حیف است نشنیده بماند.
درضمن فصاحت شیخ اعجاببرانگیز و بهتآور است و تا پایان جلسه با همان ریتم و قدرت ادامه مییابد.
مِی با جوانان خوردنم باری تمنا میکند
تا کودکان در پی فتند این پیرِ دُردآشام را
سعدی
اگر میخواهید کتابی کمحجم اما پرمغز بخوانید و متن و قلم کتاب هم خشک و خستهکننده نباشد:
Repost from اسقاط کافه خیارات
طرف میآید مرا نصیحت و توصیه میکند، وقتی گوشهای از وضعیتم را برایش شرح میدهم خودش خجالت میکشد و شرمنده میشود و دیگر دهانش را میبندد.
حال بماند که بزرگترین موفقیتش همین است که همین الان با من دارد صحبت میکند.
من در وهلهی نخست جای این که توی ذوق بزنم توضیح میدهم که حجت را بر خودم تمام کرده باشم برای تو ذوق زدن و خراب کردن.
اصلاً و ابداً از تخریب بقیه لذت نمیبرم اما گاه چارهای نمیماند برای این که طرف دست از سرم بردارد و برود سر جایش بنشیند؛ در غالب موارد این که کسی سنش از من بیشتر است یعنی نه این که بیشتر میفهمد و بیشتر حالیش است، یعنی این که علیرغم عمر فراوان گند زده به عمر و زندگانیاش و به باد داده عمرش را و چیزی عایدش نشده و از چیزی که ندارد میبخشد ولی دریغ که "فاقدالشیء لم یعطیه".
من در شنیدن و گوش دادن نصیحت و حتی غر و لند کسی که بدانم در آن زمینه چیزی حالیش است از هر کسی حریصترم، منتها مفلوک و بیچارهای که در هر زمینه جز گند به بار نیاورده غلط میکند برای من نسخه میپیچد و میرود بالای منبر.
برو خودت را از باتلاق درآور خاک بر سر.
من تا امروز حتی به خودتان هم نگفته ام که
اگر در پی دنیا هستم برای این است که میخواهم
حسابم را با دنیا صاف کنم
محبوب من
دنیا شما را به من بدهکار است.
#محمد_صالح_علا
برای دوستانی که در آزمون وکالت اخیر آن چه را میخواستند به دست نیاوردند:
اولاً چندان آش دهانسوزی را هم از دست ندادهاید، ثانیا:
اعتماد به نفس نه باور به پیروزی، بلکه کنار آمدن و مواجهه با شکست است.
جسارتاً اگر حس کردید ازتان فاصله میگیرم درست فکر کردید و شما هم فاصله را رعایت کنید.
حقوق عمومیخوانهای دور و بر من چرا این قدر حکومتیاند؟!
من حقوق عمومی نخواندم که سرم را بر باد ندهم و کلهام روی گردنم باقی بماند ولی اینهایی که من میبینم میخواهند گردنشان قطورتر شود و صاحب موقعیت و جاه شوند!
ایول بهتان دوستان، دست مریزاد👌👏
توی راهروهای دادگاه بیشتر از مردم عادی کتوشلواریهای همراه با کیف چرم و کفشهایی که برقش چشمت را میزند دیده میشوند، آقای نقدعلی و دوستان بیشتر به اصناف کت و شلوار و کیف و کفشفروشان خدمت کردند و بازارشان را رونق دادند به قیمت سقوط و کساد وکالت.
کسی به من گفت که تو خیلی باسیاستی فکر نکنم ولی بیشتر این است که سعی میکنم توی موقعیتی قرار نگیرم که مجبور شوم سیاست بورزم.
