My opinions
📈 Analytical overview of Telegram channel My opinions
Channel My opinions (@opinionwave) is an active participant. Currently, the community unites 13 900 subscribers, ranking in the Other category.
📊 Audience metrics and dynamics
Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 13 900 subscribers.
According to the latest data from 13 September, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 13 927 over the last 30 days and by -427 over the last 24 hours, overall reach remains high.
- Verification status: Not verified
- Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 2.48%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 5.06% reactions from the total number of subscribers.
- Post reach: On average, each post receives 351 views. Within the first day, a publication typically gains 715 views.
- Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 3.
📝 Description and content policy
Channel description not provided.
Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 14 September, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Other category.
در جریان جنگ در ایران، فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) چندین بار به دونالد ترامپ یک طرح عملیات زمینی ارائه داد؛ عملیاتی که هدفش این بود آمریکا کنترل کامل تنگه هرمز را در دست بگیرد، طوری که ایران نتواند مسیر کشتیرانی را مختل کند. طبق این طرح، قرار بود جزایر مهم منطقه مثل قشم، هرمز، لارک و چند جزیره کوچک دیگر تصرف شوند و همچنین بخشهای مهمی از استان هرمزگان در ساحل تنگه هم تحت کنترل گرفته شود. به ترامپ گفته شده بود که اجرای این عملیات بین ۶ تا ۹ ماه طول میکشد. حتی بعضیها برآورد کرده بودند که در پایان این مدت، احتمال فروپاشی حکومت ایران هم وجود دارد. من دقیق نمیدانم چه تعداد تلفات به ترامپ گزارش شده بود، اما شخصاً حدس میزنم (نه بهعنوان نظر تخصصی) که چنین عملیاتی برای آمریکا میتوانست بین چند ده تا چند صد کشته داشته باشد. ترامپ این گزینه را بررسی کرد، اما هر بار تصمیم گرفت انجامش ندهد. کشوری که نتواند چنین هزینه نسبتاً کمی را برای رسیدن به یک هدف استراتژیک بپردازد، دیگر یک ابرقدرت واقعی نیست. و این موضوع برای چین و روسیه هم قابل مشاهده است و آنها از آن نتیجهگیری میکنند.عقلانیت ترامپ شکاف میان «قابلیت نظامی روی کاغذ» و «قابلیت عملیاتی در میدان واقعی». سناریویی مانند «عملیات زمینی برای کنترل تنگه هرمز» اگرچه در سطح طرحهای نظامی قابل تصور است، اما از نظر عقلانیت راهبردی با موانع جدی روبهرو میشود. محدودیتهای لجستیکی و ساختاری آمریکا. در دکترین نظامی آمریکا، عملیاتهای زمینی سنگین معمولاً نیازمند: برتری کامل هوایی پایدار خطوط تدارکاتی امن - پایگاههای منطقهای گسترده و ظرفیت استقرار طولانیمدت نیرو. در یک محیط مثل جنوب ایران، این شروط بهشدت پیچیده میشوند. تجربه تاریخی نشان داده که حتی در عملیاتهای با برتری کامل (مثل عراق 2003)، حفظ کنترل پایدار به یک چالش بلندمدت تبدیل شده است. آسیبپذیری در برابر موشک و پهپاد سناریوی کنترل تنگه هرمز با فرض ورود نیروهای زمینی، بلافاصله با یک محیط Anti Access (A2/AD) مواجه میشود؛ یعنی: موشکهای بالستیک کوتاه و میانبرد - پهپادهای انبوه - حملات نامتقارن به پایگاهها و کشتیها در این شرایط، حتی اگر نیروهای اولیه وارد شوند، حفظ امنیت: پایگاهها - خطوط تأمین و ناوگان دریایی به یک مسئله روزمره و فرسایشی تبدیل میشود. در نظریههای جدید جنگ، این وضعیت به عنوان cost-imposition strategy شناخته میشود؛ یعنی طرف مقابل با هزینه کم، هزینههای بسیار بالا به قدرت بزرگ تحمیل میکند. مسئله «کنترل واقعی» در مقابل «اشغال اسمی» در عملیاتهای اشغال، پرسش اصلی این نیست که «آیا میتوان وارد شد؟» بلکه این است که: کنترل تا چه مدت قابل حفظ است؟ تجربههای تاریخی آمریکا نشان میدهد: ویتنام: کنترل پایدار تقریباً غیرممکن شد عراق: کنترل اولیه سریع بود، اما تثبیت نظم سیاسی سالها طول کشید افغانستان: اشغال بلندمدت بدون ثبات سیاسی پایدار زمانبندی واقعگرایانه کنترل حتی در سناریوی فرضی موفقیت اولیه کنترل نظامی اولیه: چند روز تا چند هفته تثبیت میدانی در برابر حملات نامتقارن: بسیار دشوار و فرسایشی کنترل سیاسی پایدار: وابسته به فروپاشی کامل ساختار داخلی (که قابل پیشبینی نیست) هزینه انسانی و سیاسی در جنگهای مدرن نامتقارن: تلفات مستقیم تنها بخشی از هزینه است. هزینههای سیاسی، رسانهای و مشروعیتی بسیار تعیینکنندهاند بر اساس ادبیات جنگهای پس از 2001، حتی تلفات محدود آمریکا میتواند: حمایت داخلی را کاهش دهد. فشار کنگره را افزایش دهد و چرخه خروج را تسریع کند سابقه تاریخی و «پارادوکس قدرت آمریکا»: قدرت نظامی بالا لزوماً به موفقیت در اشغال و دولتسازی منجر نمیشود.
