مَطرود
Open in Telegram
طرد شدن پایان نبود؛ آغازِ تاریکترین فصلش بود.
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
316
Subscribers
-324 hours
-67 days
-430 days
Posts Archive
نه اینکه دیگه حوصله آدمای جدید رو نداشته باشه یا تنهایی رو به یه اکیپ باحال ترجیح بدهها؛ نه..
راستش اونقدر آدمای اشتباهی رو تجربه کرده که ناخواسته سعی میکنه از آدمای جدید دوری کنه تا حد ممکن فاصلشو باهاشون حفظ کنه؛ اون اونقدر عوض شدن آدمارو بعد یه مدت دیده که دیگه انرژیای برای غصه خوردن و ناراحت بودن نداره. این روزا شاید افراد زیادی رو کنارش نداشته باشه که باهاشون صحبت کنه یا نگرانش باشن؛ اما خب عوضش حالش خوبه؛ سعی میکنه زندگیشو کنه، بهترین ورژن خودش باشه و کم کم خودشو پیدا کنه؛ با خودش مدام تکرار میکنه" اون منی که به حرفا و کارای آدما اهمیت میداد خیلی وقته دیگه کنسله! "
این انتخابش هر روز تنها ترش میکنه اما اینکه دیگه هیچوقت قرار نیست کسی ناراحتش کنه بهش حس خوبی میده.
حداقلش آرومه...حداقلش قلبش یه گوشه بدون هیجان هنوز داره کنتر میندازه!
چه سیاره خسته کنندهای!
نه جادوگری، نه پری، نه الفی، نه ومپایری، نه گرگینهای؛ فقط یه ستاره بهش میدم اونم به خاطر وجود حیووناش.
