مَطرود
Open in Telegram
طرد شدن پایان نبود؛ آغازِ تاریکترین فصلش بود.
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
315
Subscribers
-324 hours
-87 days
-730 days
Posts Archive
باید به کجا فرار کنی؟
به کجا، که امتدادِ انگشت تکیدهی مرگِ مُرده است.
مرگ، خسته است.
بخواب با او، دوباره به ابتدای کابوس برگرد.
اما سوغاتِ تو بگو که چیست، رویابین؟
Repost from N/a
مطرودنقطهی امید و مکان امن وسط تمام اشکها. اون لحظه که بالاخره همه چیز نتیجه میده درحالی که توی تردید قدم برمیداشتی. تهکوک و اشکهایی که ماندگار شدن، این وایب توئه.📜
بلاخره یه روزی میپذیری و میگذری از همه نبودنها، نشدنها، نخواستنها، رفتنها،تموم شدن و نا امید شدنها بدون اینکه دیگه دلیلش برات مهم باشه.
همهی چیزایی که دارم براشون میجنگم؛ حقوق اولیه یه آدمن!
نمیخوام بجنگم؛ میخواستم باهاشون به دنیا بیام.
دوستای قدیمیم نمیدونن من الان کیم و دوستای جدیدم نمیدونن من قبلا کی بودم، عجیبه که دیگه هیچکس تصویر کاملی از من نداره.
