مَطرود
Open in Telegram
طرد شدن پایان نبود؛ آغازِ تاریکترین فصلش بود. http://t.me/HidenChat_Bot?start=7623907387
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
411
Subscribers
-424 hours
-107 days
-1830 days
Posts Archive
Repost from R❀zavelle
𓂃 ࣪˖ ִֶָ🍂 فور کنید ؛
بیام چنلاتونو بخونم
و چنلای مورد علاقم جوین میشم 🕯️📖
𓆩🍁𓆪 ازتون پست مورد علاقمو فور میکنم؛
باهم ببینیم / بخونیم / بشنویم 🎧☕️
╰┈➤
اگه من بارونی بودم..
که زمین و آسمون رو بهم وصل میکرد، کسی که تا ابد از اون یاد نمیشه..چطور میتونم دوتا قلب رو بهم وصل کنم؟
Repost from N/a
+1
آسمان...
در دودناکترین سوی جهان هنوز اندکی روشنایی داشت.
Repost from N/a
Booklovers challenge
این پیامو فوروارد کنید به چنل پابلیکتون تا بهتون book quote بدم.
(میتونید نویسندهای که مد نظرتونه هم بگید☝️)
ظرفیت تا وقتی خط بزنم.
Repost from گرگےدر دادگاه خدا.
Repost from N/a
آخرین چیزی که قبل از تمامشدن پاییز میخواهم، چند روزِ آرام و بیدغدغه است؛ روزهایی که لازم نباشد چیزی را بفهمم، چیزی را حل کنم یا برای فردا نگران باشم. فقط بگذار پاییز، پیش از رفتنش، کمی آرامش روی شانههایم بگذارد.
Repost from N/a
-بگذار بروند؛ در نهایت، آنها با رفتارشان نشان دادند که چه کسی هستند..
Repost from N/a
گلهمندم...گلهمندم از تویی که شب آخر ادعای دوست داشتنم کردی و با قلب شکسته رهایم کردی...
گلهمندم از تویی که خاطره ها ساختی تا فراموش کنی و زخم های من شوند...
از تویی که شب ها باهم بیدار می ماندیم و حرف از چیزهایی میزدیم که در روز گفتنی نبودند...
از تویی که رویاها بخشیدی تا در آخر با دستان خودم آنها را به خاک سرد بی روح روانه کنم..
گلهمندم از تویی که حرف از ماندن ها زدی و رفتی...
𝒂𝒍𝒐𝒏𝒆𝒔𝒕 𝒎𝒐𝒐𝒏
