en
Feedback
 ‌مَطرود ‌ ‌‌ ‌

 ‌مَطرود ‌ ‌‌ ‌

Open in Telegram

طرد شدن پایان نبود؛ آغازِ تاریک‌ترین فصلش بود.

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
308
Subscribers
-324 hours
-117 days
-1030 days
Posts Archive
Always_Love_featuring_Hyunjin_Stray_Kids_1WKafez8TM4dVYlSsxi6dS.mp37.75 MB

تا حالا پروانه‌ای به زیبایی اون ندیده بودم.. هوای گرگ و میش متعلق به اون بود.. بال های اون رنگین کمان رو توی خودش جا داده بود.. روی گل ها که پرسه میزد.. هر موجودی رو به خودش جذب می‌کرد.. معمولا ارتباط داشتن رو دوست داشت.. با ستاره ها حرف می‌زد و توی رویاهاش با ماه پرواز می‌کرد..انعکاس نور خورشید روی بال های رو نگاه میکرد و معمولا در حال پرواز بود.. دوست داشت به همه جا سفر کنه..و کرد! درسته که دوستای زیادی توی برکه داشت که جدا شدن از اونا خیلی براش سخت بود.. اما اون روح قوی داشت.. و فکر می‌کرد نمیتونه به برکه تعلق داشته باشه.. دنبال جایی بود که بهش تعلق داشته باشه..اعتقاد داشت می‌تونه هر کاری رو دوست داره انجام بده.. اون به معنی واقعی.. بجای پروانه بودن.. ثابت می‌کرد روح پروانه ها بیشتر از بال هاشون زیبا و خیره کننده‌ن. اون از برکه رفت.‌. از روی تپه ها گذشت.. از جنگل رد شد.. آدم هارو ملاقات کرد.. چند بچه هم حتی سعی کردن بگیرنش.. اون به شکوفه های گیلاس که رسید.. نتونست بازم سفر کنه.. بال های خودش رو به شکوفه های گیلاس باخته بود.. می‌خواست تا آخر عمرش اونجا زندگی کنه.. کنار شکوفه های گیلاس.. عاشق شکوفه های گیلاس شده بود.. اما واقعا ما ها چیزی رو که دوست داریم بهش تعلق پیدا می‌کنیم؟ از کجا بفهمیم به کجا تعلق داریم؟ اون پیش شکوفه های گیلاس زندگی کرد و حتی با اینکه مطمئن نبود به کجا تعلق داره، جایی موند که دوستش داشت و بال هاش رو بهش باخته بود.

ینی فشار زندگی منو به کجا رسونده!

#𝖹𝖮𝖲𝖠𝖭: مث چاقو و طالبی میمونن براهم

شیپ اصلیمو تو وان‌پیس پیدا کردم.