en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

 ‌مَطرود ‌ ‌‌ ‌

 ‌مَطرود ‌ ‌‌ ‌

Open in Telegram

طرد شدن پایان نبود؛ آغازِ تاریک‌ترین فصلش بود. http://t.me/HidenChat_Bot?start=7623907387

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
412
Subscribers
-424 hours
-107 days
-1830 days
Posts Archive
Repost from N/a
•ستاره ها این پیامو فور بزنید تا ببینیم بیشتر به کدوم سیاره می‌خوری! 👀✨ بعد بر اساس وایبت، یه سیاره برات انتخاب می‌کنم و یه board مخصوص با حال‌وهوای همون سیاره بهت میدم . 🌌
فور کن تا ببینیم تو مال کدوم سیاره‌ای 🪐🤍

Repost from N/a
بچه ها این دفعه برای واقعی (شوخی نمیکنم تلگرامم هم شلوغ شده) کسایی که چنل دارید و اینجارو چک میکنید اینو فور بزنید بدونم کدومارو سیو کنم و با احترام از مابقی لفت بدم

Repost from N/a
درود، فور بزنید عکس/پست مورد علاقمو از کانالتون فوروارد کنم اینجا.

کاملا جدیه حواسا جمع (یک عدد گارفیلد جدی و کمی هم عصبانی، پنجول میکشه، دندوناش تیزه گاز می‌گیره، پاچه‌ها جمع، با انگشتم باهاش حرف نزنید خوشش نمیاد.)

چنلای جدید هم لینک بدید از محتواها‌تون خوشم اومد جوین میشم. یه سری از نظرات جدا خوشحالم کرد و خب شب میام نظراتتون رو فور می‌کنم و پاسخ می‌دم.

کاملا سرش جدیم خلاصه که بعد نیان بگین چرا لفت دادی

Repost from N/a
این پیامو فوروارد کنید تا بگم چنلتون شبیه چه ساعتی از شبانه روزه.

اگه محتوای اینجارو می‌پسندید و مطرود جزو چنل‌هایی هست که در طول روز چکش می‌کنید؛ فورواردکنید لطفا.
پاکسازی، خونه‌تکونی از این قبلی مزخرفات..
دوست‌داشتید بگید چیه چنل جذبتون کرده
ریپ بزنید هم کافیه برام.

Repost from N/a
این پیام رو فوروارد کنید تا بهتون یه ویدیوی هالووینی و لباس‌و‌میکاپ هالووینی بدم.˚𖤐 ִֶָ
+1
این پیام رو فوروارد کنید تا بهتون یه ویدیوی هالووینی و لباس‌و‌میکاپ هالووینی بدم.˚𖤐 ִֶָ

Repost from N/a
یه ایده چالش مسخره دارم فور کنید یکی از درسام رو نسبت بدم به شما دلیلش هم بگم.

•🍁🕯• فوروارد کنید تا براساس وایب چنلتون چت‌جی‌پی‌تی بهتون بگه چه مدل شمعی و با چه رایحه‌ای بهتون میاد.

"این پیامو فور کنید چشم‌گیرترین پستتونو بزارم اینجا باهم ببینیم🍋"

فور بزنید ازتون تعریف کنم🍎
دوست داشتید میتونید پست انتخاب کنید تا از اون تعریف کنم
جوین باشید.

یه جوری دارم میمیرم که انگار سه بار دارم میمیرم.

اون منو محو خودش می‌کرد؛ نه اینکه بگم زیباترین آدم دنیا بود، یا حتی اینکه عاشقشم.. چیزی که هر بار با نگاه کردن بهش به ذهنم می‌رسید، "خوبیِ مطلق" بود. اون خودش رو کنار من نگه داشت، درست وقتی که من از همه فاصله گرفته بودم و هیچ‌کس حتی سراغی ازم نمی‌گرفت. وقتی عصبی بودم، بد رفتار می‌کردم و حتی خودم هم تحمل خودم رو نداشتم، باز پشتم می‌ایستاد و هوامو داشت. ازم نمی‌رنجید، یا اگر هم می‌رنجید، نمی‌ذاشت فاصله‌ای بینمون بمونه. حواسش بهم بود، حتی وقت‌هایی که خودم وانمود می‌کردم نمی‌خوام کسی کنارم باشه. تمام نقص‌هام رو می‌دید؛ واضح‌تر از هر کسی، اما جوری باهام رفتار می‌کرد که انگار هیچ‌کدومشون چیزی از ارزش‌هام کم نمی‌کنن. منو می‌فهمید، حتی وقت‌هایی که خودم نمی‌تونستم خودمو بفهمم. و عجیب‌تر از همه این بود که وقتی به خودم شک داشتم، هنوز می‌تونستم با خیال راحت به اون اعتماد کنم. شاید برای همین بود که اون واسم امن‌ترین و تحسین‌برانگیزترین آدم دنیا شده بود؛ نه به خاطر ظاهرش، نه قد و هیکلش، نه رنگ مو و چشم‌هاش، نه لباس پوشیدنش و نه هیچ چیز دیگه‌ای که بشه باهاش زیبایی آدم‌ها رو سنجید. یه جایی از مسیر، همه‌ی این‌ها برای من بی‌معنی شد. چیزی که می‌دیدم، طرز رفتار کردنش بود، قلبش بود، اون معصومیت و خوبی‌ای بود که توی وجودش داشت و من کمتر جایی شبیهش رو دیده بودم. من هیچ‌وقت فکر نکردم کسی بهتر از اون برای من وجود داره؛ چون برای من، اون فقط یکی از بهترین‌ها نبود، خودش بهترین بود. و شاید به همین خاطر بود که حتی فکرِ اینکه روزی نباشه و جای خالیش رو با آدم دیگه‌ای پر کنم، برام قابل تصور نبود. بعضی آدم‌ها رو نمی‌شه با کسی عوض کرد؛ چون چیزی که ازشون توی قلبت می‌مونه، شبیه هیچ‌کس دیگه‌ای نیست.

اون منو محو خودش می‌کرد؛ نه اینکه بگم زیباترین آدم دنیا بود، یا حتی اینکه عاشقشم.. چیزی که هر بار با نگاه کردن بهش به ذهنم می‌رسید، "خوبیِ مطلق" بود. اون خودش رو کنار من نگه داشت، درست وقتی که من از همه فاصله گرفته بودم و هیچ‌کس حتی سراغی ازم نمی‌گرفت. وقتی عصبی بودم، بد رفتار می‌کردم و حتی خودم هم تحمل خودم رو نداشتم، باز پشتم می‌ایستاد و هوامو داشت. ازم نمی‌رنجید، یا اگر هم می‌رنجید، نمی‌ذاشت فاصله‌ای بینمون بمونه. حواسش بهم بود، حتی وقت‌هایی که خودم وانمود می‌کردم نمی‌خوام کسی کنارم باشه. تمام نقص‌هام رو می‌دید؛ واضح‌تر از هر کسی، اما جوری باهام رفتار می‌کرد که انگار هیچ‌کدومشون چیزی از ارزش‌هام کم نمی‌کنن. منو می‌فهمید، حتی وقت‌هایی که خودم نمی‌تونستم خودمو بفهمم. و عجیب‌تر از همه این بود که وقتی به خودم شک داشتم، هنوز می‌تونستم با خیال راحت به اون اعتماد کنم. شاید برای همین بود که اون واسم امن‌ترین و تحسین‌برانگیزترین آدم دنیا شده بود؛ نه به خاطر ظاهرش، نه قد و هیکلش، نه رنگ مو و چشم‌هاش، نه لباس پوشیدنش و نه هیچ چیز دیگه‌ای که بشه باهاش زیبایی آدم‌ها رو سنجید. یه جایی از مسیر، همه‌ی این‌ها برای من بی‌معنی شد. چیزی که می‌دیدم، طرز رفتار کردنش بود، قلبش بود، اون معصومیت و خوبی‌ای بود که توی وجودش داشت و من کمتر جایی شبیهش رو دیده بودم. من هیچ‌وقت فکر نکردم کسی بهتر از اون برای من وجود داره؛ چون برای من، اون فقط یکی از بهترین‌ها نبود، خودش بهترین بود. و شاید به همین خاطر بود که حتی فکرِ اینکه روزی نباشه و جای خالیش رو با آدم دیگه‌ای پر کنم، برام قابل تصور نبود. بعضی آدم‌ها رو نمی‌شه با کسی عوض کرد؛ چون چیزی که ازشون توی قلبت می‌مونه، شبیه هیچ‌کس دیگه‌ای نیست.