en
Feedback
 ‌مَطرود ‌ ‌‌ ‌

 ‌مَطرود ‌ ‌‌ ‌

Open in Telegram

طرد شدن پایان نبود؛ آغازِ تاریک‌ترین فصلش بود.

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
308
Subscribers
-324 hours
-117 days
-1030 days
Posts Archive
اینجاس که پای خدا میاد وسط..

ناراحتم از اینکه زیادی تنهاس.

ناراحتم از اینکه هیچکس طرفش نیست.

چقد یه آدم میتونه بی‌کس باشه که عالم و آدم باهاش تو زاویه باشن.

می‌دونستم جهت‌یابیم داغونه ولی نه تا این حد!

Repost from N/a
نام کتاب: تیمارستان متروک نویسنده: دن پبلاکی
تیمارستان متروک از اول متروک نبود. زمانی در این بیمارستان افرادی بستری بودند و همه چیز به نظر عادی می‌آمد تا روزی که چند نفر به طرز مشکوکی مردند. از آن زمان این بیمارستان روانی برای همیشه بسته شد و کم‌کم به فضایی هولناک در دل جنگل تبدیل شد. اما نیل و بری تصمیم گرفته‌اند به این ساختمان پوسیده سری بزنند و هولناک‌ بودن هم دلیلی نیست که بتواند آن‌ها را از رفتن به این سفر منصرف کند.
https://t.me/xDeadllock

اگه این پسته نیس پس چیه؟!

من تهش میرم عطرساز میشم.

Repost from N/a
@xDeadllock – ستاره‌ی Bellatrix (اوریون)
نور شدید اما سرد Bellatrix، عشق‌هایی را که محکم و پایدار بودند اما شکست خوردند، به یاد می‌آورد و دل بیننده را می‌فشارد.

+ خورشید به ماه گفت: جایمان را عوض کنیم؟ - ماه گفت: آیا می‌توانی طاقت بیاوری برای کسایی که شب‌ها گریه می‌کنند؟ + خورشید گفت: آیا تو میتوانی افکار کسانی را تحمل کنی که برای گریه کردن منتظر شب می‌مانند؟