en
Feedback
 ‌مَطرود ‌ ‌‌ ‌

 ‌مَطرود ‌ ‌‌ ‌

Open in Telegram

طرد شدن پایان نبود؛ آغازِ تاریک‌ترین فصلش بود.

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
308
Subscribers
-324 hours
-117 days
-1030 days
Posts Archive
+ خورشید به ماه گفت: جایمان را عوض کنیم؟ - ماه گفت: آیا می‌توانی طاقت بیاوری برای کسایی که شب‌ها گریه می‌کنند؟ + خورشید گفت: آیا تو میتوانی افکار کسانی را تحمل کنی که برای گریه کردن منتظر شب می‌مانند؟

چرا برای من همه چیز سخت‌تره!

هیچ کلمه‌ای برای توصیف حالم پیدا نمی‌کنم.

هر دفعه ناخن‌هامو میگیرم حس می‌کنم دستامم کوتاه میشن.

الان میتونم بگم، آخیش.

یکیو می‌خوام به جام این لول از زندگی رو رد کنه.

چی می‌شد مغزم رو در می‌آوردم می‌نداختمش تو چرخ گوشت. تمام ترس و افکار منفی و ناکامی هایی که تومغزم ریشه بسته بود و چرخ می‌کردم و باهاشون همبرگر درست می‌کردم و به عنوان شام سر میز سروش می‌کردم. بعد تمام آدم هایی که مسبب این آشوب فکری و انزوای عقلی بودن رو دعوت می‌کردم و مجبورشون می‌کردم که از اون همبرگر بخورن. تمام افکار ترسناک و مسموم ذهنم وارد بدنشون می‌شد و کالبد کثیف و بی‌مصرفشون رو تسخیر می‌کرد. شاید اون موقع می‌تونستم سر راحت روی بالش بذارم و بدونم قراره از این به بعد اونا عذاب بکشن و درک کنن که باعث چی شده بودن.