راٰن
Open in Telegram
هرچه لطیفتر، پنهانتر اما قوت و نفوذش بیشتر - @reyhanehinjastbot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
473
Subscribers
+224 hours
+387 days
+4330 days
Posts Archive
471
/ الْمَظْلُومَةِ الْمَقْهُورَةِ، الْمَغْصُوبَةِ حَقُّهَا، الْمَمْنُوعَةِ إِرْثُهَا، الْمَكْسُورَةِ ضِلْعُهَا، الْمَظْلُومِ بَعْلُهَا، الْمَقْتُولِ وَلَدُهَا، فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِكَ وَ بَضْعَةِ لَحْمِهِ.../
471
چقدر استاد ملاعباسی و استاد جعفری برای من عزیز و باارزشن و هربار بیشتر و بیشتر ازشون یاد میگیرم. درود بر دانشکده علوماجتماعی علامه که این دو استاد رو به من هدیه داد.🫂
471
بسیار زودرنج شدم و اشکم دم مشکمه؛ اما خب دوستی دارم که یادشه سال پیش بهش گفتم مزه لته فندق برام جالبه و امروز برام لته فندق گرفته. زندگی رو نمیدونم، ولی امروز ارزش زیستن داره. ☕️
471
اینجا پر شده از یادداشتهای پراکنده،
ستایشِ مکرر قهوه،
و تکههای بریده از کتابها.
پس من کوشم دقیقا؟
471
هیچ چیز کهنهتر، مبتذلتر و پیشپاافتادهتر از لذت، و هیچ چیز فزونتر از احساساتی که ناشی از شعور و آگاهی یک دوران است، شاداب و نو نیست؛ زیرا لذت انسان حدی دارد، لیکن حرکت پیشتاز بشریت بیکران است.
- لئون تولستوی ' هنر چیست؟
471
از صبح ۳بار گریه کرده بودم و با بغض و ناراحتی تو جلسه بودم که ریحانهسادات با قهوه و سنسباستین اومد محلکارمون!✨
471
اما زبانِ عشق همیشه گنگ است، چون برهان نمیشناسد؛ پس خاموش و آرام میماند با امید همزبانِ دیرینه خود؛ اما شگفتا زبانِ نهان و نهفته عشق ناگهان به چرخشی حیرتانگیز در میآید و سر از هنجارهای عادت و عُرف در میآورد و تو دیگر لال میشوی؛ لال و مرگبار، سایه مرگ بر سیمایت مینشیند و سر در گریبان میشوی و تاب و توانِ آن ضربهای را آرزو میکنی که دارد بر تو فرود میآید؛ پندارِ فرشِ خون بر چارسویی که نمیشناسیش و بیتفاوتیِ پاپوشهایی که از روی خونِ تو عبور میکنند، بیآنکه تختهایشان خونین بشود؛ نابود شدهای تو یا اینکه داری نابود میشوی اندکاندک، و میبینی خود را که چون پرهای کبوتری فرود میآیی بر خونِ پاشیده در پیادهرو... پوش و پوش شدهای و خود نمیدانی در کدام خمِ دهلیز از هزارتویی مهآلود باید به تمامی نیست بشوی.
- سلوک ' محمود دولتآبادی
471
توصیف محمودِ دولتآبادی از عشقِ مرد شرقی در کتاب سلوک زیبا و غمگینه؛
«انسان بسته، مرد، مرد شرقی؛ انسانی که بیشتر با خودش سخن میگوید اگر از میانگین معرفتی برخوردار باشد... مرد کمتر امکان اظهار داشته است... این مشتِ بسته این مرد شرقی چگونه میتواند اظهار عشق کند و چگونه میتواند چون زن شرقی با همجنسان خود سخن بگوید از کانون محوری وجود خود؟... آه، هزار سخن میگویی تا سخن عشق نگفته باشی.»
471
اصلاً «کودک» و «خشونت» اونقدر از هم دورن که نباید توی یک جمله، کنار هم قرار بگیرن؛ چه برسه به اینکه این دو مفهوم باهم یک اتفاق رو رقم بزنن!
471
اگه پولاتونو دوست دارید بههیچ وجه نرید کتاب دیدآور توی انقلاب و اگر رفتید به هیچوجه با آقایی که موهای جوگندمی دارن و عینکی هستن صحبت نکنید؛ چون بهتون کلی کتابِ فوقالعادهی آندرریتد معرفی میکنن و گول میخورید.🙏🏻
