es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

راٰن

راٰن

Ir al canal en Telegram

هرچه‌ لطیف‌تر، پنهان‌تر اما قوت و نفوذش بیشتر - @reyhanehinjastbot

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
471
Suscriptores
+224 horas
+387 días
+4330 días
Archivo de publicaciones
وقت نبرد، با ملک الموت دم مزن از میمنه به میسره را، هی بهم مزن

کار عدو به چرخش تیغت نمی‌کشد آنجا که با غضب بتکانی عبا علی

آیا رکوع کرده به سوی تو دشمنت یا که ز ترس گشته کمرها دوتا علی؟!

/ الْمَظْلُومَةِ الْمَقْهُورَةِ، الْمَغْصُوبَةِ حَقُّهَا، الْمَمْنُوعَةِ إِرْثُهَا، الْمَكْسُورَةِ ضِلْعُهَا، الْمَظْلُومِ بَعْلُهَا، الْمَقْتُولِ وَلَدُهَا، فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِكَ وَ بَضْعَةِ لَحْمِهِ.../

photo content

چقدر استاد ملاعباسی و استاد جعفری برای من عزیز و باارزشن‌ و هربار بیشتر و بیشتر ازشون یاد می‌گیرم. درود بر دانشکده علوم‌اجتماعی علامه که این دو استاد رو به من هدیه داد.🫂

بسیار زودرنج شدم و اشکم دم مشکمه؛ اما خب دوستی دارم که یادشه سال پیش بهش گفتم مزه لته فندق برام جالبه و امروز برام لته فندق گ
بسیار زودرنج شدم و اشکم دم مشکمه؛ اما خب دوستی دارم که یادشه سال پیش بهش گفتم مزه لته فندق برام جالبه و امروز برام لته فندق گرفته. زندگی رو نمی‌دونم، ولی امروز ارزش زیستن داره. ☕️

اینجا پر شده از یادداشت‌های پراکنده، ستایشِ مکرر قهوه، و تکه‌های بریده از کتاب‌ها. پس من کوشم‌ دقیقا؟

هیچ چیز کهنه‌تر، مبتذل‌تر و پیش‌پاافتاده‌تر از لذت، و هیچ چیز فزون‌تر از احساساتی که ناشی از شعور و آگاهی یک دوران است، شاداب و نو نیست؛ زیرا لذت انسان حدی دارد، لیکن حرکت پیشتاز بشریت بی‌کران است.
- لئون تولستوی ' هنر چیست؟

photo content

Dirk Maassen - Anmut.mp38.82 MB

امروز و خوردنی‌ها و خواندنی‌هایش.
+1
امروز و خوردنی‌ها و خواندنی‌هایش.

از صبح ۳بار گریه کرده بودم و با بغض و ناراحتی تو جلسه بودم که ریحانه‌سادات با قهوه و سن‌سباستین‌ اومد محل‌کارمون!✨
از صبح ۳بار گریه کرده بودم و با بغض و ناراحتی تو جلسه بودم که ریحانه‌سادات با قهوه و سن‌سباستین‌ اومد محل‌کارمون!✨

اما زبانِ عشق همیشه گنگ است، چون برهان نمی‌شناسد؛ پس خاموش و آرام می‌ماند با امید همزبانِ دیرینه خود؛ اما شگفتا زبانِ نهان و
اما زبانِ عشق همیشه گنگ است، چون برهان نمی‌شناسد؛ پس خاموش و آرام می‌ماند با امید همزبانِ دیرینه خود؛ اما شگفتا زبانِ نهان و نهفته عشق ناگهان به چرخشی حیرت‌انگیز در می‌آید و سر از هنجارهای عادت و عُرف در می‌آورد و تو دیگر لال می‌شوی؛ لال و مرگبار، سایه مرگ بر سیمایت می‌نشیند و سر در گریبان می‌شوی و تاب و توانِ آن ضربه‌ای را آرزو می‌کنی که دارد بر تو فرود می‌آید؛ پندارِ فرشِ خون بر چارسویی که نمی‌شناسیش و بی‌تفاوتیِ پاپوش‌هایی که از روی خونِ تو عبور می‌کنند، بی‌آنکه تخت‌هایشان خونین بشود؛ نابود شده‌ای تو یا اینکه داری نابود می‌شوی اندک‌اندک، و می‌بینی خود را که چون پرهای کبوتری فرود می‌آیی بر خونِ پاشیده در پیاده‌رو... پوش و پوش شده‌ای و خود نمی‌دانی در کدام خمِ دهلیز از هزارتویی مه‌آلود باید به تمامی نیست بشوی.
- سلوک ' محمود دولت‌آبادی

توصیف محمودِ دولت‌آبادی از عشقِ مرد شرقی در کتاب سلوک زیبا و غمگینه؛ «انسان بسته، مرد، مرد شرقی؛ انسانی که بیشتر با خودش سخن می‌گوید اگر از میانگین معرفتی برخوردار باشد... مرد کمتر امکان اظهار داشته است... این مشتِ بسته این مرد شرقی چگونه می‌تواند اظهار عشق کند و چگونه می‌تواند چون زن شرقی با همجنسان خود سخن بگوید از کانون محوری وجود خود؟... آه، هزار سخن می‌گویی تا سخن عشق نگفته باشی.»

photo content

sticker.webp0.00 KB

اصلاً «کودک» و «خشونت» اون‌قدر از هم دورن که نباید توی یک جمله، کنار هم قرار بگیرن؛ چه برسه به این‌که این دو مفهوم باهم یک اتفاق رو رقم بزنن!

اگه پولاتونو دوست دارید به‌هیچ وجه نرید کتاب‌ دیدآور‌ توی انقلاب و اگر رفتید به هیچ‌وجه با آقایی که موهای جوگندمی‌ دارن و عینکی هستن صحبت نکنید؛ چون بهتون کلی کتابِ فوق‌العاده‌ی آندرریتد معرفی می‌کنن و گول می‌خورید.🙏🏻

چیذر dates.🎀