مُطاٰب؛
Open in Telegram
ازطُچهپنهان...🪑 . ناشناس:https://t.me/HarfChatBot?start=b69839a40c1e
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
174
Subscribers
-124 hours
-117 days
-3230 days
Posts Archive
174
تا زمانی که فکر میکنید همیشه گزینه بهتری هست،هم تو روابطتون گند میزنید هم آدما رو حیف میکنید.🚶🏻♀
174
جهانم خالیست
زمستان در حوالی زندگی ام پرسه میزند،
حتی زمستان هم امید بر بهار دارد؛
اما چه میشود که انسان غرق در زمستانی باشد که امیدی نداشته باشد...
در سردی زمستانم تنها شما شعله گرم آتشم بودی
چه شد که این شعله خاموش شد
به گمانم این خاموشی نیستی، نیست.
وجودم دمی از این میزند که نقطه اتصال من به گرما شعله حضور شما نیست..
اینکه نگاه را به یک نقطه دوخته باشی و فارغ از نور وجود الهی باشی نقطه اوجی در آن نیست،
فقط متوقف شده ای و انگار که یخبندان زمستان را مضحکه ای بیش نمی بینی
اینکه تو فارغ از چیزی باشی که در آن هستی خود نیستن است..
شهادتت بابی گشوده تا بهار را طلب کنیم،
وگرنه در سردی زمستان ما حرکتی نبود؛...
#هستم
174
فکری برای وضع بد این گدا کنید
باشد قبول من بدم اما دعا کنید؛
هر کار میکنم دلم احیا نمیشود
قرآن به نیت من بیچاره واکنید؛
بیدردی است دردِ من در به در شده
بر درد عشق جان مرا مبتلا کنید؛
برگشتهام به سوی شما ایها العزیز
در خیمهگاه خویش مرا نیز جا کنید؛
بی التفاتِ دوست تقلا چه فایده؟
قدری به دست و پا زدنم اعتنا کنید؛
در پشت خانه تو نشستن مرا بس است
اصلاً که گفته حاجت من را روا کنید؟!
174
آنکس که به جستجوی آزادی است...
در اطراف خانه ی من
آنکس که به دیوار فکر می کند،آزاد است!
آنکس که به پنجره... غمگین!
و آنکس که به جستجوی آزادی است،
میان چاردیواری نشسته
می ایستد... چند قدم راه می رود!
نشسته... می ایستد
چند قدم راه می رود!
نشسته... می ایستد... چند قدم راه می رود!
نشسته
می ایستد... چند قدم راه می رود!
نشسته... می ایستد
چند قدم...
حتی تو هم خسته شدی از این شعر
حالا چه برسد به او که...
نشسته
می ایستد...
نه!...
افتاد!
174
زیباست
کتریِ روی اجاق را روشن کنم
به تو زنگ بزنم
غرق صحبت باتو درباره هیچ های زیبای زندگی،
حالا کتری روی اجاق به جوش آمده..
بگویم چای با عطر هل گذاشته ام
٫خودت را در کمال ناباوری برسانی٫
پشت تلفن بگویی در را باز کن پشت دری که تو در آن خانه باشی ایستادن سخت دشوار است؛...
