𝙀 𝙂 𝙊 !
Open in Telegram
04:00؛ این چنل دفتر خاطرات منه. شایدم یه نامهی خودکشی طولانی. https://telegram.me/TeIeCommentBot?start=sc-425126-bkMVabL ناشناس؛
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
684
Subscribers
No data24 hours
-157 days
+2730 days
Posts Archive
684
ولی دروغ چرا گاهی وقتها یادم میره نباید از آدمها توقع داشته باشم. یادم میره نباید زیاد روی حرفها حساب باز کنم. یادم میره نباید زیادی دلخوش کنم.
684
شما تقریبا هر چیزیو تو زندگیت از دست دادى ميتونى بعدا جبرانش کنی،
به جز آدمی كه يه زمانى واقعا عاشقت بوده و الان ديگه نيست .
684
اینجا زندگیام میان امید و ناامیدی در نوسان است. همزمان آرزو دارم بمیرم و آرزو دارم که زندگی کنم. گاهی اوقات به زندگی نظم میدهم و گاهی هرجومرج است که زندگیام را میبلعد.
684
یه چیز عجیبی دربارهی زمان وجود داره.
وقتی تو یه لحظه زندگی میکنی، فکر میکنی این حال و هوا قراره تا ابد ادامه داشته باشه.
فکر میکنی همیشه همین آدم میمونی، همین چیزها برات مهم میمونن، همین دغدغهها ذهنت رو درگیر میکنن.
اما بعد از چند سال به عقب نگاه میکنی و میبینی برای چیزهایی ناراحت بودی که حتی یادت نمیاد چی بودن. برای چیزهایی جنگیدی که امروز هیچ ارزشی برات ندارن.
و اونجاست که میفهمی زندگی بیشتر از اینکه دربارهی نگه داشتن باشه، دربارهی رها کردن بوده.
رها کردن آدمها، رها کردن خاطرهها، رها کردن نسخههای قدیمی خودت.
و شاید بزرگ شدن همین باشه.
اینکه یه روز به گذشته نگاه کنی میبینی همه چیز عوض شدن، از جمله خودت.
