سازِ نوروز
Open in Telegram
سازِ نوروز محملیست برای موسیقی کلاسیک ایران میلاد دیلم صالحی؛ کارشناس ارشد موسیقی، معلم و نوازندهی تار و سهتار http://instagram.com/miladdeylamsalehi
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
212
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+330 days
Posts Archive
212
تحلیلِ ساز و آواز دشتی
وزن شعر: مَفعولُ فاعِلاتُ مَفاعیلُ فاعِلُن
بگذر شبی به خلوت ِ این همنشینِ درد
تا شرح آن دَهَم که غمات با دلام چه کرد (درآمد)
خون میرود نهفته از این زخم ِ اندرون
ماندم خموش و آه، که فریاد داشت درد! (درآمد)
این طُرفه بین که با همه سیلِ بلا که ریخت
داغِ محبّت ِ تو به دلها نگشت سرد (بیات راجه)
من برنخیزم از سرِ راه ِ وفای تو
از هستیام اگرچه برانگیختند گَرد (اوج یا عشاق)
روزی که جان فَدا کُنَمات باوَرَت شَوَد
دردا که جز به مرگ نسنجند قدرِ مَرد! (اوج و عشاق و ورود به درآمد شور)
هوشنگ ابتهاج
https://t.me/saznorooz
212
وزن شعر: مَفعولُ فاعِلاتُ مَفاعیلُ فاعِلُن
نشنیدهای که زیرِ چناری کدوبُنی
بر رُست و بردَمید بر او بَر، به روز بیست؟
پرسید از آن چنار که «تو چند سالهای؟»
گفتا: «دویست باشد و اکنون زیادتی است»
خندید از او کدو که «من از تو به بیست روز
برتر شدم بگو تو که این کاهلی ز چیست؟»
او را چنار گفت که «امروز ای کدو
با تو مرا هنوز نه هنگام ِ داوری است
فردا که بر من و تو وَزَد باد ِ مهرگان
آنگه شَوَد پدید که از ما دوتا، مرد کیست».
ناصر خسرو
https://t.me/saznorooz
212
تحلیل ساز و آواز دشتی
وزن شعر: مَفاعیلُن مفاعیلن فَعولُن
اگر عالم همه پُر خار باشد
دلِ عاشق گُلزار باشد (درآمد)
وگر بیکار گردد چرخِ گردون
جهانِ عاشقان بر کار باشد (درآمد)
همه غمگین شوند و جانِ عاشق
لطیف و خُرّم و عیار باشد (بیات راجه)
سوارِ عشق شو و از رَه مَیَندیش
که اسب ِ عشق بس رَهوار باشد (اوج یا عشاق)
به یک حمله تو را منزل رساند
اگر چه راه ناهموار باشد (درآمد)
ز شمسالدینِ تبریزی بیابی
دلی کو مست و بس هشیار باشد (سارنگ و فرود)
مولوی
https://t.me/saznorooz
212
فلک را جور بیاندازه گشتهست
جهان را رسم و آیین تازه گشتهست
هَزار امروز همآوازِ زاغ است
گُل از بیرونقیها خارِ باغ است
نه خندان غنچه، نه سرو از غم آزاد
نه گل خرم، نه بلبل خاطرش شاد
غم ِ دیرینه گر در سینه داری
چه غم گر بادهی دیرینه داری
دو چیز اندُه بَرَد از خاطرِ تنگ
نی خوشنغمه و مرغِ خوشآهنگ
فلک را عادت ِ دیرینه این است
که با آزادگان؛ دائم به کین است.
میرزا نصیر اصفهانی
https://t.me/saznorooz
212
وزن شعر: مَفاعیلُن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن
از آن مستی به هشیاری رسی لیکن به شرط آن
که مستان را نیازاری چو هشیاری پدید آید.
اوحدی مراغهای
https://t.me/saznorooz
212
رفتم، رفتم، رفتم و بارِ سفر بستم
با تو هستم هر کجا هستم
از عشقِ تو جاودان مانَد ترانهی من
با یاد ِ تو زندهام عشقات بهانهی من
پیدا شو چو ماه ِ نو گاهی به خانهی من
تا ریزَد گل از رُخات در آشیانهی من
رفتم و بارِ سفر بستم
با تو هستم هر کجا هستم
آهام را میشنیدی
به حالِ زارم میرسیدی
نازت را میخریدم
تو نازِ من را میکشیدی
به خدا که تو از نظرم نروی
چو رَوَم ز بَرَت ز برم نروی
رفتم و بارِ سفر بستم
با تو هستم هر کجا هستم
اگر مراد ِ ما برآید چه شود؟
شب ِ فراغ ما سر آید چه شود؟
به خدا کس ز حالِ من خبر نشد
که به جز غم نصیبام از سفر نشد
نروی ای نفس ز پیش ِ چشم ِ من
که به چشمام به جز تو جلوهگر نشد
رفتم و بارِ سفر بستم
با تو هستم هر کجا هستم
رفتم، رفتم، رفتم، رفتم.
اسماعیل نواب صفا
https://t.me/saznorooz
212
وزن شعر: مَفاعِلُن فَعَلاتُن مفاعلن فَعِلُن
کرشمه میکنی و عقل میشود حیران
به راه میروی و خلق میروند از راه.
عبید زاکانی
https://t.me/saznorooz
212
به زلف ِ پرشکنات رشتهی امید دراز
ز سروِ نازِ قدت دست ِ آرزو کوتاه.
عبید زاکانی
https://t.me/saznorooz
212
تحلیلِ ساز و آواز سهگاه (مثنوی)
وزن شعر: فاعِلاتُن فاعلاتن فاعِلُن
بشنو از نی چون حکایت میکند
و از جداییها شکایت میکند (حُدی (در آغاز اشاره به مویه))
که از نیستان تا مرا بُبریدهاند
از نفیرم مرد و زن نالیدهاند (حُدی (در آغاز اشاره به مویه))
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق (مویه، شکسته مویه و فرود با حالت ِ حُدی)
من به هر جمعیتی نالان شدم
جفت ِ بدحالان و خوشحالان شدم (شروع از درآمد حرکت به محدودهی بَم و فرود به درآمد با حالت حُدی)
آتش است این بانگ ِ نای و نیست باد
هر که این آتش ندارد نیست باد (درآمد و فرود با حالت حُدی)
مولوی
🟠 مثنویخوانی سنّتی معمول در موسیقی کلاسیک ایران است که در عوام ِ موسیقی هم شناختهشده و به تناوب اجرا میشده و میشود.
مثنویخوانی در واقع خواندن در گوشههای اصلی هر دستگاه یا آواز را شامل میشود که بر وزن شعری "فاعِلاتُن فاعلاتن فاعِلُن (یا فاعِلاتُن فاعلاتن فاعِلات)" به اجرا در میآید.
سند ِ مشخصی در دست نیست امّا از شواهد بر میآید که این حالت به روی مثنوی مولوی (علیالخصوص ابتدای مثنوی (مانند نمونهی بالا)) خوانده میشده است. در ۱۰۰ و چند سالهی اخیر، بر اساس نمونههای اجرایی و ضبط شده، بسیار دیده و شنیده شده که وزنِ مثنوی مد نظر قرار میگیرد، حال این وزن در غزلی (یا شعری) از سعدی یا حافظ و دیگر شعرای کلاسیک (یا کلاسیکگو) آمده باشد.
در دستگاههای سهگاه و چهارگاه، گوشهی مثنوی به "حُدی و پهلوی" معروف است و کلّیات ِ مشخصی دارد که در جزئیات بنا به ذوقِ مجری میتواند تغییر کند.
در این اجرای خصوصی شجریان با تغییراتی در کلّیات (البته با حفظ برخی نشانههای ساختاری) نوعی از مثنوی را در سهگاه میخواند که برای اهلِ فن قابل تمیز است.
این نکته فراموش نشود که مثنوی را با ساز تنها هم اجرا میکنند.
https://t.me/saznorooz
