en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

-LuniK-

-LuniK-

Open in Telegram

زمین دیگه بسه ؛ میخوام به سیاره ی خودم برگردم. اگه من نبودم با دیدنِ ماه یادِ من بیفت. t.me/HidenChat_Bot?start=7729594190 " اگه نیاز به گوش‌ِشنوا‌ داشتی "

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
251
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
Repost from N/a
امیدوارم نجات دهنده‌تون رو لا به لای آدم ها پیدا نکنین. چون آدم ها بالاخره یه جایی همدیگه رو ناامید میکنن.

احساس میکنم وقتی مریض میشم مثل پسرا میشم تا نوشتن وصیت نامه هم پیش میرم گاهی‌🥰

حتی رگ درست حسابی هم ندارم یه رگ مگه چیه دیگه اه. در نهایت مقصد ختم میشه به پشت دستم و دلم میخواد بمیرم از درد زیادش😭

Repost from دو در یک
‏کانسپت قول انگشتی و بوسش کنم خوب بشه واقعاً خط قرمزهای اعتقادی من هستن. : لیلی

محبوبِ جانم ، حیف این چشای خوشگلت نیست که اشکی باشه؟💗🛐

محبوبه ی کم عقل محبوبه ی کم عقل🚮

اگه صبح بیدار بشم و خوب نشده باشم به سمت پل حرکت میکنم⚰✨

احساس میکنم دارم مریض میشم ، برایِ واقعی توانایی هندل کردن سرماخوردگی توی سگ گرما رو دیگه اصلا ندارم ؛ لطفا همینجا متوقف شو نیکای عزیزم لطفااا.

در واقع زمان زخم‌ها رو درمان نمی‌کنه؛ فقط بهت فرصت می‌ده یاد بگیری چطور با اون زخم‌ها زندگی کنی. تفاوت بزرگی بین فراموش کردن و کنار اومدن وجود داره.

بهزاد عمرانی توی اپیزود ۲۸ رختکن بازنده ها میگه دوستان حوصله کنید شاید یک درصد اون اتفاق افتاد و ما بُردیم ، عمیقا به شنیدن چنین حرفی احتیاج داشتم. چیه این آدمیزاد؟ در به در به دنبال یه باریکه ی نور و امیدِ برای اینکه ادامه بده🤍! و گاهی آدمیزاد برای ادامه دادن به یک " اطمینان " احتیاج نداره به یک " احتمال " احتیاج داره حتی اگه فقط یک درصد باشه.

سهم غم امروز من از اکسپلور این تصویر بود ؛ پدر مهرداد مشتاقی. دو روز میشد که احتیاج به گریه داشتم ولی نمیتونستم گریه کنم با د
سهم غم امروز من از اکسپلور این تصویر بود ؛ پدر مهرداد مشتاقی. دو روز میشد که احتیاج به گریه داشتم ولی نمیتونستم گریه کنم با دیدن این ریلز انگار سیلی خوردم و از شوک خارج شدم ، دیگه هیچ کنترلی رویِ خودم نداشتم.. بیش از ده بار این ویدیو رو دیدم و هربار قلبم بیشتر میسوخت.. نمیدونم ولی من با دیدن غم پدرا یجور دیگه میشکنم :) به قول روانشناسِ ایرانی ؛ دردتان بر دلم آقای مشتاقی.. نمیدونم نمیتونم حتی راجع بهش بنویسم فقط میدونم ساعتهاست دارم به این تصویر فکر میکنم و غمش تا اعماق وجودم رو آتیش زده.. الهی آتیش به جونتون بیفته.

Repost from N/a
یهویی یادم اومد که امروز «رادیو صبح جمعه با نشاط» داریم و نیشم باز شد.

Repost from واگویه ›
نوشته بود: در تاریخ بنویسید، برای اینکه بیشتر در قدرت بمانند، یا ما را می‌کشتند و یا ما را به کشتن می‌دادند.

این رو زمانِ جنبشِ مهسا خونده و حالا خودش هم جاویدنام شده:) نوازنده‌ی پیانو هم خودشه. چه جوانانی اسماعیل، چه جوانانی…

3d2e9017-bcb4-4ca1-bf54-14e7fb6af160.mp32.35 MB

‏فشار روانی، شخصیتِ انسان رو تغییر نمی‌ده، اما ممکنه برای مدتی، بهترین ویژگی‌های رفتاری اون مثل صبر، همدلی و توان ابراز محبت رو موقتاً از دسترس خارج کنه.

و در آخر این هنر و موزیکه که منو از باتلاق بیرون میکشه🌱💗

یه ۲۰۷ مشکی :))
یه ۲۰۷ مشکی :))

یجوری بیخودی دلم گرفته که انگار یه مهمونِ عزیز بعد از چند روز از پیشم رفته ، انگار ظهر خوابیدم غروب بیدار شدم و دیدم هیچ‌کس خونه نیست ، انگار همه رفتن و من اینجا تنها موندم... انگار توی جمعم ولی تنهام ، شاید هم من به هیچ‌جا تعلق ندارم ؛ جز تنهایی.. حالِ دوست‌نداشتنی‌ای دارم احتیاج به گریه دارم ؛ گریه‌هایِ فراوان.

Arshiyas-Ghoroor-320.mp37.30 MB