en
Feedback
مهدی حاجی؛

مهدی حاجی؛

Open in Telegram

تحلیلگر و پژوهشگر رسانه🔺 مدیر مدرسه رسانه ای میم رِ🔺 مسئول گروه جهادی رسانه تراز انقلاب اسلامی🔺

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
202
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Number of Posts

Data loading in progress...

Reactions
Comments
Telegram Stars
TOP posts by

Data loading in progress...

Publication analysis
Posts
Views dynamics
🔲 شرط اوّلِ غلبه‌ نهایی حق بر باطل 🗒 مروری بر نکات کلیدی درباره «وحدت اسلامی» برگرفته از پیام رهبر انقلاب اسلامی به مناسبت
🔲 شرط اوّلِ غلبه‌ نهایی حق بر باطل 🗒 مروری بر نکات کلیدی درباره «وحدت اسلامی» برگرفته از پیام رهبر انقلاب اسلامی به مناسبت هفته وحدت | ۸/شهریور/۱۴۰۵ #️⃣ #یکپارچه_درمقابل_کفر 🖨 نسخه کیفیت اصلی 💻 Rahbar.ir  | 📲 @Rahbar_ir
9003Loading...
مفهوم ولایت در کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی، وجود مبارک امام شهید بود https://x.com/mahdihaji_iran/status/2096528414832246969?s
مفهوم ولایت در کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی، وجود مبارک امام شهید بود https://x.com/mahdihaji_iran/status/2096528414832246969?s=46&t=3x9Bs5HUbyvDhDVM9rUTvA ➕ @mahdihaji_ir
14004Loading...
به‌نام خدا فرکانسِ سپیده | صبح سرخ خنجرکین گمان کرد می‌تواند با آتش، صدای یک راه را خاموش کند؛ در آن صبح سرخ، وقتی طوفانِ فولاد و آتش، سقفِ خانه‌یِ امام را شکافت، جهان در بهت فرو رفت و در میانه‌یِ آن خاک و خاکستر، فرکانس سپیده به بلندای تاریخ فریاد سر داد: «بَدا بَینَنا وَ بَینَکُمُ العَداوَةُ وَ البَغضاء» این کلامِ یحیی‌بن‌ام‌طویل بود در مسجدِ مدینه، زمان امام سجاد علیه‌السلام، و حالا کلامِ مکتومِ او در غبارِ نهمِ اسفند شده بود. قبلا در کتاب طرح کلی گفته بود: ولایت، پیوندِ «حق» و «باطل» را قطع می‌کند. و همان شد! گفته بود : اگر کسی از ترس یا طمع، دنبالِ دشمن برود، از «جبهه‌یِ ولایت» خارج شده است. و همان نشد! آن روز، او «مصداقِ زنده»یِ همین کلمات شد. او در آن صبح سرخ، «یحیای زمانه» شد. همان یحیایی که حجاج‌بن‌یوسف، دست و پایش را برید، زبانش را برید، اما او تا آخرین دم، دست از «ولایت» برنداشت. امام خامنه‌ای نیز، در آن لحظه‌یِ عظیم، تمامِ داشته‌هایِ دنیوی‌اش را در راهِ استواریِ ولایت، تقدیم کرد، اما او نه تنها نلرزید که بر «عهد» خویش ایستاد، یعنی آن «کَفَرنا بِکُم» که در کتابش نوشته بود، دیگر کلمه نبود؛ «خون» بود. او با شهادتش، ولایت را «زنده» کرد. شاید تا پیش از آن، ولایت برایِ ما یک مفهومِ ذهنی بود؛ او با «بریدنِ از خویش» و «وصل شدن به حق»، آن را به «مُدرکِ حواس» تبدیل کرد. او ثابت کرد که «یحیی‌بودن» نه در زمانِ امام سجاد (ع)، که در هر عصری، ممکن است. ای امتِ مبعوث! شاید بتوان پیکرها را به خون نشاند، اما عهد را نه. یحیی با خونش ایستاد تا ستون‌های تشیع فرو نریزد؛ و یحیای زمان ما، ایستاد، با جان و فرزند و نوه‌ی چندماهه‌اش تا پایه‌های حکومت جهانی مهدوی استوار گردد. دشمن هرگز نفهمید که ولایت را نمی‌شود کشت، و هرگز پرچم ولایت بر زمین نمی‌ماند؛ ما، هنوز ایستاده‌ایم؛ با همان عهد، بر همان فرکانس، تا طلوع آن روز موعود. و سلام بر امتِ مبعوث. #روایت_بعثت به وقت امام / ۹:۴۰ دقیقه یکشنبه ۱۵ شهریورماه ۱۴۰۵ مهدی حاجی 🇮🇷 پژوهشگر و تحلیلگر رسانه @mahdihaji_ir
39105Loading...
به‌نام خدا فرکانس سپیده | اشتدادِ وجودی نبوت، «علتِ فاعلی» است؛ بارانِ نوری است که از منبعِ غیب، بر پهنه‌ی جامعه می‌تابد تا جهتِ حرکت را روشن کند. اما ولایت، «علتِ صوری» است؛ آن رشته‌ی نامرئی که این کثرت‌های پراکنده را به هم می‌دوزد تا در یک «واحدِ وجودی» به نام «امت» متجلی شوند. لذا مفهوم امت و امامت همواره کنار هم معنا پیدا می کند. آیه‌ی اول سوره‌ی ممتحنه، نه یک نهیِ ساده، که یک هشدارِ وجودی است: «لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ». چرا؟ چون هر ولایتی، یک «صورت» به جوهره‌ی تو می‌بخشد. اگر به جبهه‌ی حق گره بخوری، وجودت از جنسِ «نور» می‌شود و اگر به جبهه‌ی باطل، وجودت در تاریکی‌های کثرت، مستحیل می‌گردد. در، جامعه‌ی اسلامی: تو وقتی «ولایت‌مدار» می‌شوی، که به جایِ آنکه مسجون در «منِ» تنهایِ خود شوی، قطعه‌ای از پیکرِ واحدِ آن کالبد بزرگی. ولایتمدار، آن کسی است که «پیوندهایِ وجودی‌اش» را با جبهه‌ی حق آن‌قدر عمیق کرده که گویی دیگر نمی‌توان او را از پیکرِ امت جدا کرد. اگر در «شدنِ» خود، به «وحدت» نرسیده ای، در خود درنگ کن! تا توانی پا مَنِه اندر فِراق اَبْغَضُ الْاَشْیاء عِندی، اَلْطََّلاق امام، «کاروان‌سالار بیداری» است و همین نکته‌ی عیان، نهفته در دیدگان تاریک ماست: توَحُّد شایسته اوست و انسان محتاج دیگری! باید دست‌ها را در هم گره زد، که «ما»، از درونِ این «من»های پراکنده، در یک «حقیقتِ واحده» متولد شود. تا اشتداد وجودی صورت گیرد و امت مبعوث به سوی الله روان شود. این، معنای دقیقِ «ولایت» است: شدت یافتنِ پیوندی که تو را از بندِ خودخواهی، به وسعتِ امت می‌رساند. و سلام بر امتِ مبعوث. #روایت_بعثت به وقت امام / ۹:۴۰ دقیقه شنبه ۱۴ شهریورماه ۱۴۰۵ مهدی حاجی 🇮🇷 پژوهشگر و تحلیلگر رسانه @mahdihaji_ir
120105Loading...
به‌نام خدا فرکانس سپیده | کوچ ما ساکنان اقلیم سکون و مسکنت گزیدگان سرزمین سنگی نیستیم! ما مسافرانی برای اوییم و به سوی او در حال «شدن» گاهی ماندن، یعنی مرگِ تدریجی؛ می دانی رفیق!؟ اهالی هجرت و کوچ، مبعوث می شوند، نه زندانیان بهت و سکون! بگذارید ساده‌تر بگویم؛ بعثت یعنی،از پوسته‌یِ محدودِ خود بگذری، تا به معنایِ حقیقت برسی. باید از آنچه هستی، عبور کنی، تا به آنچه باید باشی، برسی. حضرت مولانا نوش کن: صورت خود چون شکستی، سوختی صورتِ کل را شکست، آموختی بعد از آن هر صورتی را بشکنی همچو حیدر، بابِ خیبر بر کنی باید کوچ کرد از بندهایی که تو را در مرتبه‌یِ پایینِ زندگی حبس کرده‌اند؛ از حسادت، از کینه، از دروغ و… از عادتی که ذره‌ذره اراده‌ات را می‌خورد، و از آن «منِ» دروغینی که راه را بر تجلیِ فرمان خدا در جانت بسته است. هجرت، یعنی کندنِ ریشه‌هایی که تو را به ولایتِ غیرِ خدا دوخته‌اند؛ این روزها هزاران عاشق کوچنده از دیار ظلمت خویش را به سوی نور در انبوه ملت مبعوث دیده‌ایم. نه؟ هزاران هم وطن عاشق که ناگهان از خویشتن پلاسیده‌ی پوچ، کوچ به او را برگزیدند و مبعوث شدند. رازِ ایمان در همین است: کوچ! تا از کالبدِ عادت‌ها بیرون نیایی، هنوز مسافرِ مسیرِ بعثت نشده‌ای. قرآن وقتی از «مؤمنِ حقیقی» سخن می‌گوید، ایمان را تنها در مرزِ باور رها نمی‌کند؛ بلافاصله از هجرت و جهاد می‌گوید و بعد به نقطه‌ای می‌رسد که گویی مُهرِ اعتبار بر پیشانی انسان می‌زند: «أُولَٰئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا». فرکانس سپیده، از لحظه‌ای شروع می‌شود که تو، جرأتِ کوچ از تاریکیِ خویش را بیابی و «شدن»، را آغاز کنی و سلام بر امتِ مبعوث. #روایت_بعثت به وقت امام / ۹:۴۰ دقیقه جمعه ۱۳ شهریورماه ۱۴۰۵ مهدی حاجی 🇮🇷 پژوهشگر و تحلیلگر رسانه @mahdihaji_ir
131108Loading...
💢موانع وحدت اجتماعی برداشته شد. پیامبراکرم صلوات الله علیه میثاقی نوشتند که‌ مورد قبول همه قرار گرفت و در ادامه، ایجاد اخوت
💢موانع وحدت اجتماعی برداشته شد. پیامبراکرم صلوات الله علیه میثاقی نوشتند که‌ مورد قبول همه قرار گرفت و در ادامه، ایجاد اخوت کرد. #انسان_۲۵۰_ساله 💠رسانه تراز انقلاب اسلامی 💠 💠 @tarazmedia_ir 💠
16006Loading...
به‌نام خدا فرکانس سپیده | امضا «أشهد أن محمداً رسول‌الله»؛ این فقط یک جمله نیست که در تکرارِ اذان، به عادتِ لب‌خوانی بدل شود. این یک قراردادِ نانوشته است؛ امضای تو پای‌نامه‌ای که پیامبر نوشت، اما هنوز به انتهای خط نرسیده است. ببین! نبی، نیامده بود تا فقط یک باورِ شخصی را در صندوقچه دلت حبس کند. او معمار بود؛ معمارِ جامعه‌ای که می‌خواست «ایمان» را از خلوتِ محراب بیرون بکشد و در رگِ روابطِ انسانی تزریق کند. او آمد تا عدالت را از ورقِ کتاب‌ها به استخوان‌بندیِ جامعه بیاورد. حالا تو میعوث شده و اینجایی؛ در عصرِ پس از او. وقتی شهادت می‌دهی، یعنی اعتراف کرده‌ای که این بنا هنوز نیمه‌تمام است. یعنی پذیرفته‌ای که این رسالت، روی دوشِ تو سنگینی می‌کند. اما حقیقتِ تلخِ ماجرا همین‌جاست: تو کجای این بنا ایستاده‌ای؟ آیا با دست‌هایت، آجرِ تازه‌ای بر این دیوارِ نیمه‌تمام می‌گذاری یا فقط تماشاگرِ سقوطِ سنگینی بر دوشِ نبی هستی؟ آیا حضورت، ادامه‌یِ ریل‌گذاریِ اوست یا فقط طنینِ لرزانِ نامِ او در فضایِ خالیِ زیستنت؟ امتِ مبعوث، به «شاهدان» پرشمار نیاز ندارد؛ به «متعهدانِ» جان‌سخت محتاج است. شاهدِ صرف، راه را تماشا می‌کند؛ متعهد، راه را می‌سازد. حالا گوش کن فرکانسِ سپیده را؛ شب‌هنگام که سر بر بالین می‌گذاری از خود بپرس: «امروز، کدام قطعه از این بنایِ عظیم، به دستِ من چیده شد؟» و سلام بر امتِ مبعوث. #روایت_بعثت به وقت امام / ۹:۴۰ دقیقه پنجشنبه ۱۲ شهریورماه ۱۴۰۵ مهدی حاجی 🇮🇷 پژوهشگر و تحلیلگر رسانه @mahdihaji_ir
62106Loading...
سَحَرم دولتِ بیدار به بالین آمد گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد قدحی درکش و سرخوش به تماشا بخرام تا ببینی که نگارت به چه آیین آمد مژدگانی بده ای خلوتیِ نافه‌گشای که ز صحرایِ خُتَن آهویِ مُشکین آمد گریه آبی به رخِ سوختگان بازآورد ناله فریادرَسِ عاشقِ مسکین آمد مرغِ دل باز هوادارِ کمان‌ابروییست ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد ساقیا می بده و غم مخور از دشمن و دوست که به کامِ دلِ ما آن بشد و این آمد رسمِ بدعهدیِ ایّام چو دید ابرِ بهار گریه‌اش بر سمن و سنبل و نسرین آمد چون صبا گفتهٔ حافظ بشنید از بلبل عَنبرافشان به تماشایِ ریاحین آمد ➕ @mahdihaji_ir
19005Loading...
یک پند ز من بشنو، خواهی نشوی رسوا من خمره‌ی افیونم، زنهار سرم مگشا آتش به من اندر زن، آتش چه زند با من؟ کاندر فلک افکندم، صد آتش و صد غوغا حضرت حافظ لسان الغیب بماند به یادگار از غوغای ۱۱ شهریورماه @mahdihaji_ir
25005Loading...
غلامی این خانواده دلیل و مراد خدا بوده از خلقت ما.. منت خدای را عزوجل که توفیق خدمتگزاری در آستان مقدس و نورانی حضرت ابالحسن
غلامی این خانواده دلیل و مراد خدا بوده از خلقت ما.. منت خدای را عزوجل که توفیق خدمتگزاری در آستان مقدس و نورانی حضرت ابالحسن علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیه و الثناء نصیب حقیر گردید. علاقمندان جهت مطالعه کتاب زیست رسانه‌ای از طریق آدرس زیر در کتابخانه دیجیتال آستان قدس رضوی اقدام نمایند. https://digital.aqr.ir/newindex.aspx?pid=6&ID=7634527&Complete=1&CBNID=a17969d3-4b9e-4fdd-8fe6-3edc44fbef2d @mahdihaji_ir
29007Loading...
به‌نام خدا فرکانسِ سپیده | بودن یا نبودن چرا بعضی نواها در «اقلیمِ زمان» می‌مانند و بعضی، پیش از رسیدن به مقصد، در هیاهوی تکراریِ تاریخ گم می‌شوند؟ راز، شاید در «بلندیِ صدا» نباشد؛ در عمقِ اتصال باشد. جریان‌های میرا، به صدا تکیه دارند؛ جریان‌های مبعوث، به اتصال. صدا آدم‌ها را کنار هم می‌آورد، اما اتصال، آن‌ها را به هم گره می‌زند. یک نفر می‌تواند جرقه باشد؛ اما امت، آتشی است که هر شعله، سوختنِ شعله‌ی دیگر را سوختنِ خویش می‌بیند. فرکانسِ ضعیف، شنونده می‌سازد؛ فرکانسِ مبعوث، حاملِ رسالت. امت با کنار هم ایستادنِ آدم‌ها شکل نمی‌گیرد؛ با به‌هم‌رسیدنِ جان‌ها متولد می‌شود. آنجا که بارِ دیگری را بارِ خویش می‌بینی، رنجِ او در جانت انعکاس می‌یابد و نفس‌ها در یک ریتم به حرکت درمی‌آیند، دیگر با یک جمع روبه‌رو نیستی؛ با یک وجودِ جمعی مواجهی. بسیاری از نهضت‌ها زیرِ آتشِ دشمن فرو نریختند؛ از درون، رشته‌ی اتصال‌شان گسست. گیرنده‌ها هنوز روشن بود، صدا هنوز می‌آمد، اما دیگر کسی روی موجِ دیگری نبود. حالا شش ماه است که فرکانسِ سپیده در خیابان‌ها طنین دارد. پرسش اینجاست: این صدا قرار است در ازدحامِ عصرِ پرنویز گم شود، یا از تکرارِ صدا به تکثیرِ رسالت برسد؟ برادر، مسئله فقط شنیده‌شدن نیست؛ مسئله، متصل‌ماندن است. و سلام بر امتِ مبعوث. #روایت_بعثت به وقت امام / ۹:۴۰ دقیقه چهارشنبه ۱۱ شهریورماه ۱۴۰۵ مهدی حاجی 🇮🇷 پژوهشگر و تحلیلگر رسانه @mahdihaji_ir
27006Loading...
🇮🇷 این یه دقیقه رو درباره جنگ گوش کنید. ➕ @mahdihaji_ir
🇮🇷 این یه دقیقه رو درباره جنگ گوش کنید. ➕ @mahdihaji_ir
36106Loading...
به‌نام خدا فرکانس سپیده / تب بعثت این سدِ سدیدِ ستم‌ستیزِ سازمان‌یافته‌یِ ماست که سکونِ ساحل‌نشینان اپستینی را سراسیمه به هم ریخته است. پس سینه سپر کنید؛ که سپیده از سینه و سرانگشتان ایستادگیِ ما، سر بر خواهد آورد. اما!!! چرا نهضت‌های پیش از انقلاب اسلامی، با وجودِ حقانیت، اغلب به بن‌بست خوردند؟ پاسخ در یک «غلطِ مصطلح» نهفته است!یک توهمِ مذهبیِ خطرناک! خیال می‌کردند مؤمن بودن یعنی کنجِ عزلت گزیدن و چشم دوختن به آسمان. یا توهم داشتند که نهضت را با «هیجان» می شود کلید زد و‌تمام، اما چون «ایستادگیِ ساختاری» نداشتند، در میانه راه، خسته شدند و بریدند. آن‌ها مؤمن بودند، اما ایمان‌شان «عمق» نداشت؛ نمی‌دانستند معجزه، نه از آسمان، که از «آستینِ عملِ ما» بیرون می‌آید. امام صادق(ع) و امام موسی‌بن‌جعفر(ع) شکست نخوردند؛ آنچه در آن دوران به بن‌بست رسید، نه مکتب، که «ظرفیتِ پایینِ» یاران بود. آن ایمانِ قطعی که پیامبر(ص) داشت، صبری بود که در گرمایِ حجاز، او را پایِ خندق نگه می‌داشت؛ این همان «مقاومتِ آگاهانه» است. ۱. صبرِ ما، «عینِ فعالیت» است: نه توقف، که ایستادگی. صبرِ کشاورزی که دانه می‌کارد و به قانونِ رویش ایمان دارد. ۲. صبرِ ما، «بافتِ اجتماعی» دارد: تنها راه برای زمین‌گیر کردنِ ظلم، گره‌زدنِ دست‌هاست. «صابروا» یعنی وقتی من خسته شدم، تو شانه به شانه‌ام بایستی. ۳. صبرِ ما، «حقیقتِ دین» است: اگر صبر نباشد، دین هم در هیاهویِ دنیا گم می‌شود؛ چون دینداریِ بدونِ مقاومت، بدبختی است، خواری است، «خُسرانِ مبین» است. آی امت مبعوث! فرکانسِ سپیده، با «آرزویِ صبح» تنظیم نمی‌شود؛ با «کارِ شبانه» ساخته می‌شود. معجزه، نامِ دیگرِ «ایستادگیِ جمعیِ» ماست و ما برای رسیدنِ به صبح، چاره‌ای جز این نداریم که «معمارِ سپیده» باشیم، نه نظاره‌گرِ آن. و سلام بر امتِ مبعوث. #روایت_بعثت به وقت امام / ۹:۴۰ دقیقه سه شنبه ۱۰ شهریورماه ۱۴۰۵ مهدی حاجی 🇮🇷 پژوهشگر و تحلیلگر رسانه @mahdihaji_ir
29007Loading...
به‌نام خدا فرکانس سپیده / سوداگرانِ غفلت نبردِ اصلی، هرگز بر سرِ محتوایِ پیام نبوده است؛ جنگ بر سرِ «بیدار ماندن انسان رسانه‌ها»ست. هرگاه فرکانسی از جنسِ بعثت در میانِ هیاهویِ نویزهایِ تاریخی می‌درخشد، دشمن روشنایی، پیش از آنکه با «حقیقت» روبرو شود، با «بیداریِ انسان» به جنگ می‌رود. چرا؟ چون انسانی که بیدار شده، دیگر «مشتریِ» خوبی برای فریب نیست؛ ذهنی که روشن شده، دیگر بازارِ تحمیق نیست. دشمنانِ نبوت، معامله‌گرانِ غفلت‌اند؛ آنان که جهل را سرمایه و بی‌خبری را کالا کرده‌اند. در روزگارِ پیامبر، اینان با ثروت و اقتدارِ سنتی ایستادند؛ امروز همان منطق، در اپستین و صهیونیسم لباسِ رسانه پوشیده، در الگوریتم‌ها پنهان شده و با انبوهی از صداهایِ مصنوعی، تلاش می‌کند فرکانسِ سپیده‌ی حقیقت را به حاشیه براند. رسانه‌یِ ترازِ بعثت، انسان را از جایگاهِ «مخاطبِ منفعل»، به مقامِ «فاعلِ آگاه» می رساند. و شاید رازِ «امتِ مبعوث» همین باشد که پس از این بیداری، دیگر از هیچ قدرتی جز خدا نمی‌ترسد و هراسی بر دل ندارد. انسانی که ترسش فرو ریخته، دیگر خریدنی نیست، مرعوبِ تهدید‌ها نمی‌شود و به خواب بازنمی‌گردد. او دیگر کالایِ کسی نیست. در نهایت، معیارِ سنجش همین است: هر رسانه‌ای که تو را بیدارتر، آزادتر و توحیدی‌تر کند، در امتدادِ «فرکانسِ سپیده» است؛ و هر آنچه با پرزرق‌وبرق بودن، تنها «نویزِ خواب‌آلودگی» را تقویت کند، از اصلِ بعثت فرسنگ‌ها دور است. و سلام بر امتِ مبعوث. #روایت_بعثت به وقت امام / ۹:۴۰ دقیقه دوشنبه ۹ شهریورماه ۱۴۰۵ مهدی حاجی 🇮🇷 پژوهشگر و تحلیلگر رسانه @mahdihaji_ir
43106Loading...