اندیشه ناب
Open in Telegram
اندیشه ناب | تقویت باور؛ پاسخ به شبهات؛ روشن گری فکری آیدی پاسخ به شبهات @bavar404
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
282
Subscribers
No data24 hours
+47 days
+1630 days
Posts Archive
282
🔹نقش اسلام در پیشرفت غرب
هنگامی که انسان تمام جنبههای درگیری اسلام و مسیحیت در قرون وسطا را در نظر بگیرد، این روشن خواهد بود که تأثیر اسلام بر جامعه مسیحیت بیش از آن است که معمولاً شناسایی میشود اسلام نهتنها در تولیدات مادی و اختراعات تکنولوژی اروپا شریک است؛ و نه تنها اروپا را از نظر عقلانی در زمینه های علم و فلسفه برانگیخت، بلکه اروپا را وا داشت تا تصویر جدیدی از خود به وجود آورد.
✍ مونتمگری وات
https://t.me/andishehnab1404
282
🔸ماهیت مدرنیته
نطفه مدرنیته در رنسانس با اومانیسم و دنیاگرایی و رویگردانی از اندک مایههای میراث معنوی تفکر غربی در دوره پیش و توجه به ادبیات و رسوم مشرکانه یونان و روم باستان از یک سو و غارت منابع و امکانات و ثروتهای سرخ پوستان آمریکای جنوبی و شمالی و دزدیدن و به بردگی گرفتن سیاه پوستان آفریقایی و تلاش سودجویانه به منظور تجارت توأم با خدعه و نیرنگ با ملل مشرق زمین بسته میشود.📖 مبانی نظری غرب مدرن؛ شهریار زرشناس https://t.me/andishehnab1404
282
📌 سطحی بودن نقد الهیات توسط رموز الحاد جدید
✍سامي عامری
خلاصۀ امر آن است که گروهی از دانشمندان که نوشتههایشان گواه بر شتابزدگی در تعمق و اندیشه است -و در رأس آنها (داوکینز)، (کراوس) و (هاوکینگ) قرار دارند- پا به حوزهای خارج از تخصص خود نهادند؛ از این رو، ایرادات و شبهاتشان بر ایمان به خداوند غرق در سطحینگری گشت، چندانکه جمعی از فیلسوفان ملحد را نیز به تنگنا و شرمساری انداخت؛ تا جایی که (مایکل روس) در مقالهاش با عنوان «چرا معتقدم [چهرههای شاخص] الحاد جدید فاجعهای بزرگ هستند» میگوید: نویسنده کتاب «توهم خدا» (داوکینز) با این اثر، شایستگی آن را ندارد که در آزمونِ درس «مقدمهای بر فلسفه» در دانشگاه نمره قبولی بگیرد⁽¹⁾.
https://t.me/andishehnab1404
282
محدودیتهای_ علم
ب) ناتوانی از بررسی مفاهیم، قوانین مبنایی و اصول راهنمای علم؛
دانش تجربی توان بررسی بسیاری از هویات، مفاهیم و اصول بنیادینی از جمله اصل علیت، زمان و مکان، جوهر ، ریاضیات و... را که در علوم تجربی از آنها استفاده میشود، ندارد. استفاده از این امور در علم بدون یاری از دیگر معارف مانند فلسفه، دین و الهیات موجب میشود که آنها بدون توجیه باقی مانده و برخی از پرسشهای بنیادین پژوهشهای علمی، پاسخ شایستهای نداشته باشند.
https://t.me/andishehnab1404
282
❞ انسان که زمانی مرگ خدا را جشن گرفته بود و با احساس آزادی مطلق و بیقیدوبند، دوران تازهای را نوید داده بود، امروز به تماشای مرگ خود نشسته است:
- هم از حیث اخلاقی (با غلبه نسبیگرایی و فقدان معیار اخلاقی قابل اتکا)، - هم از حیث معرفتی (با فروپاشی تمام نظامهای معرفتی و رواج نسبیگرایی معرفتی و فقدان هرگونه معیاری برای نقد، سنجش و ارزیابی)، - هم از حیث سیاسی (با فروپاشی تمام آرمانهای ایجابی خوشخیالانه قرن گذشته و وادادگی اجتنابناپذیر نیروهای موثر به بیارزشترین و میانمایهترین فعالیتهای دلخوشکننده)، - هم از حیث علمی (با فروکاسته شدن علم به تکنولوژی و غلبه توهم پیشرفت)، - هم از حیث زیستی (با غیرقابل سکونت شدن سیاره و راهکار مضحک یافتن نقاط نوین برونسیارهای برای سکونت انسان). ❝ ✍🏻 محمد مهدی اردبیلی
282
امیدوارم فرصت زندگی کفاف کند تا روایتهای ذهنیام، بازنمودی عینی پیدا کنند؛ گرچه ما مکلف به انجام وظیفهایم، نه تحقق نتیجه؛
و ما ذلك علی الله بعزیز
282
🟡 شهادت زنان
شرع اسلام چون زن را ضعیف دانسته، حق او را در ارث و شهادت نصف مرد قرار داده است.(علی دشتی)پاسخ: شارع بر گواه زن، یک تن را افزوده تا در حفظ اموال مردم، محکمکاری کرده باشد. اما اگر کسی مانند نویسنده 23 سال، چنین پندارد که چون بر شاهد زن یک تن افزوده شده پس زنان مورد اهانت قرار گرفتهاند! این خیالی خام و پنداری بیدلیل شمرده میشود زیرا اگر قرآن کریم چنین رأیی داشت یعنی به شاهد زن اعتماد نداشت، اساساً او را به گواهی فرا نمیخواند. به علاوه در صدر آیه که مربوط به دیون مالی است(آیه 282 بقره) چنانکه دیدیم سخن از دو شاهد مرد رفته است، آیا قرآن به مردان هم اعتماد نداشته که دو تن از ایشان را به گواهی دعوت نموده است؟! یا برای استحکام گواهی و رفع اشتباه احتمالی، چنین دستوری را صادر فرموده است؟ خلاصه آنکه شهادت در اسلام موکول به موضوع آن است و اسلام با تقسیم موضوعات، افرادی را متناسب با آنها تعیین نموده چنانکه گاهی اساساً زنان را به تنهایی برای شهادت فرا خوانده و در این باره قصد اهانت به هیچ مرد یا زنی نداشته است ولی کسانی که به سطحینگری روی آوردهاند و دقایق شرع را نمیبینند، همواره دچار داوریهای منحرفانه میشوند. 📖 خیانت در گزارش تاریخ https://t.me/andishehnab1404
282
🟢 محمد _صلی الله علیه و سلم_ کیست؟
♦️مایکل هارت (نویسنده، پژوهشگر و اختر فیزیکدان آمریکایی
⭕انتخاب من مبنی بر قرار گرفتن نام محمد در صدر فهرست تأثیرگذارترین افراد جهان ممکن است برخی از خوانندگان را شگفتزده کند و ممکن است توسط دیگران مورد سوال قرار گیرد، اما او تنها مرد تاریخ بود و فوقالعاده موفق بود. محمد_صلی الله علیه و سلم _که از خانوادهای فروتن بود، یکی از ادیان بزرگ جهان را تأسیس و ترویج کرد و به یک رهبر سیاسی بسیار مؤثر تبدیل شد. امروزه، سیزده قرن پس از مرگ او، نفوذ او هنوز قدرتمند و فراگیر است.
⭕My choice of Muhammad to lead the list of the world's most in-fluential persons may surprise some readers and may be question-ed by others, but he was the only man in history who was supremely successful on both the religious and secular levels. Of humble origins, Muhammad founded and promulgated one of the world's great religions, and became an immensely ef-fective political leader. Today, thirteen centuries after his death, his influence is still powerful and pervasive📚 Source: The 100 A ranking of the most influential persons in history,by. Michael hart Page 3
282
🔸مقام زن در ترازوی جهانبینی غربی و اسلامی
سقراط: زن بزرگترین منشأ انحطاط بشر است.
آرتور شوپنهاور: زن حیوانی است با گیسوان بلند و افکار کوتاه.
زیگموند فروید: اصولاً زن پایینتر از مرد است.
برتراند راسل: زن دروازه جهنم و أم الفساد است.
محمد رسول الله_صلی الله علیه و سلم_: بهترین شما آن است که با زنان، بهترین باشد.https://t.me/andishehnab1404
282
#محدودیتهای_علم
اگر علم بخواهد ارزشها و پرسشهای بزرگ وجودی و معنا را تحلیل کند، ما به آن خواهیم خندید و سخنانش را جدی نخواهیم گرفت. شرودینگر؛ فیزیکدان کوانتوم
https://t.me/andishehnab1404
282
#پست_موقت
🌸 اطلاعیه ثبتنام کلاسهای دینی ویژه بانوان 🌸
📖 آیا دوست دارید علوم دینی را بهصورت اصولی و صحیح فرا بگیرید؟
از تمامی خواهران گرامی دعوت میشود در کلاسهای آموزشی ویژه بانوان شرکت کنند.
موضوعات آموزشی:
📚 تفسیر قرآن کریم
📗سیرت پیامبر
📖 فقه و احکام شرعی
🕌 آموزش زبان عربی
💬 پاسخ به شبهات اسلام ستیزان
✨ و سایر مباحث موردنیاز یک بانوی مسلمان
✅ آموزش منظم و کاربردی
✅ مناسب برای مبتدیان و علاقهمندان به یادگیری عمیقتر
✅ محیطی ویژه بانوان
🌺 علم، چراغ راه زندگی و سرمایهای ماندگار است.
اگر به دنبال یادگیری دین با روشی صحیح و مستند هستید، این فرصت را از دست ندهید.
📩 جهت کسب اطلاعات بیشتر و ثبتنام، پیام دهید
@akademiNooralhoda
@akademiNooralhoda
@akademiNooralhoda
282
- قرآن، انسان را در عالیترین جایگاه قرار داده و با آیهٔ «وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ»، او را شایستهٔ برداشتن امانتی دانسته است که
آسمانها، زمین و کوهها از پذیرش آن سرباز زدند. این کرامت، جایگاهی رفیع برای او رقم میزند.
- در عین حال، قرآن به صراحت نقاط ضعفی را که در سرشت انسان نهاده شده، بیان میکند تا مبادا در طغیان و سرکشی فرو رود. خداوند میفرماید: «وَكَانَ الْإِنسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا» و «إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا». این هشدارها، او را از غرور و خودبزرگبینی بازمیدارد.
این دوگانگی تفسیر اضطرابِ دائمی و تلاشِ بیوقفهی انسان است. در حالی که سکولاریسم با نادیده گرفتنِ بُعدِ متعالی و صرفاً ارضایِ غرایزِ خاکی، در پیِ رهاییِ توهمی از قیدِ شریعت است، اسلام کلیدِ حقیقیِ تعادل را به انسان میشناساند: پذیرشِ ضعفهایِ ذاتی و در عین حال، کوششِ مداوم در مسیرِ اطاعت از پروردگار. این همان راهی است که رفاه و کمالِ واقعی در آن تحقق مییابد. آنکه این تعادلِ ظریف را دریابد، هم زمانهٔ خویش را شناخته و هم نفسِ اماره را مهار کرده است؛ و چنین کسی، بر صراطِ مستقیمِ استوار خواهد گشت.
📖 گاهنامه باور ما؛ شماره دهم
282
🔹انسان در گسترهٔ اسلام و سکولاریسم
✍ الیاس نظری
در عصر حاضر، کمتر کسی را میتوان یافت که پایش نلغزیده باشد و در یکی از اشکال سکولاریسم -چه جزئی و چه کلی- غوطهور نشده باشد. عبدالله بن مسعود -رضی الله عنه- میگوید: «خوشا به حال کسی که زمانهاش را شناخت و در نتیجه، مسیرش به انحراف کشیده نشد». بنابراین، ضروری است که مفهوم پیچیدهٔ سکولاریسم را واکاوی کنیم و شیوۀ تعامل با آن را بیاموزیم تا از مسیر درست عدول نکنیم.
هنگامی که تعاریف «سکولاریسم» را بررسی میکنیم، با طیف وسیعی از اختلافنظرها در مورد ماهیت آن از سوی مفکران وپژوهشگران مواجه میشویم. نکتهٔ کلیدی و محور مشترک در اکثر این تعاریف – البته با استثنای تعاریفی که مبتنی بر آرزوپردازی یا ملاحظات پراگماتیستی (۱)هستند – مفهوم «جدایی» است. این جدایی گاه به صورت جدایی دین از سیاست، گاه به صورت جدایی اخلاق از اقتصاد، و گاه به شکل جدایی علم تجربی از اخبار غیبی نمود پیدا میکند.
در طول تاریخ، کمتر دورانی را به یاد داریم که خداوند متعال تا این اندازه مورد انکار قرار گرفته باشد؛ انکاری که نمود بارز آن در سکولاریسم و تجلیاش در ابعاد مختلف زندگی دیده میشود. این انکار، از اولین پرسشهای هویتی آغاز میشود: من کیستم؟ به که باید رجوع کنم؟
در اینجاست که تفاوت بنیادین میان نگرش اسلامی و سکولاریسم در تبیین مفهوم «محوریت وجود انسان» آشکار میگردد:
۱. از منظر سکولاریسم (به ویژه انسانگرایی): در این دیدگاه، انسان جایگزین خداوند شده و محور جهان، قانونگذار و تنها منبع ارزشها تلقی میشود. این امر، چه به سوی خودپرستی سوق یابد و چه به تعبیر دکتر عبدالوهاب مسیری، به «مرجعیت پنهان» (اصل زیربنایی) منجر شود، در نهایت به انکار هر آنچه فراتر از عالم مادی است، ختم میشود.
۲. از منظر اسلام: اسلام مقولهٔ «خلافت» انسان را مطرح میسازد. در این نگرش، با وجود سیادت و برتری انسان در عالم، جایگاه او به عنوان جانشین خداوند (و نه خودِ خداوند) مورد تأکید است. ارزش انسان نه از خود او، بلکه از ارتباطش با خالق متعال سرچشمه میگیرد. انسان آزاد است، اما در عین حال مسئول نیز است بنابر این آزادیش رهاییِ بیقید و بند نیست.
🔸سکولار؛ سرگردان در پنج بحرانبه دلیل اختلال در درک محوریت و تعریف انسان، انسانِ عصر حاضر با پنج بحران وجودی و مرگبار مواجه است: ۱. بحران شیءانگاری (انسان به مثابه کالا): سکولاریسم مادیگرا، انسان را صرفاً به صورت «کارکردی» یا «زیستشناختی» (مانند حیوان ناطق یا موجود اقتصادی) تعریف میکند. در نتیجه، ارزش انسان بر اساس میزان تولید و مصرف او سنجیده میشود و این امر باعث میشود که انسان به عددی و کالایی در بازار تبدیل گردد که قابل معامله است. ۲. بحران نسبیگرایی اخلاقی: در غیاب وحی، معیارهای ثابتی برای اخلاق وجود ندارد. امروزه آنچه دیروز جرم تلقی میشد، بنابر رأی اکثریت یا مصالح مادی، ممکن است به حقی مشروع تبدیل شود. این وضعیت، انسان را در یک بیثباتی اخلاقی هراسناک قرار میدهد. ۳. بحران گسست و تجزیهٔ زندگی: سکولاریسم در واقع شکافی تلخ در زندگی فرد ایجاد میکند. این دیدگاه به انسان اجازه میدهد تا در خلوت و محراب خود به دین پایبند باشد، اما در جامعه به گرگی مادیگرا تبدیل شود. این دوگانگی، وحدت وجدان انسانی را خدشهدار کرده و آن را از هم میگسلد. ۴. بحران پوچی: اگر انسان صرفاً محصول تصادفی فرآیندهای زیستی باشد و سرانجامش نیستی و پوچی باشد، آنگاه پرسش بنیادین «من چرا اینجا هستم؟» بیپاسخ میماند. در این صورت، جز احساس عمیق پوچی و افسردگی، هیچ دستاورد دیگری برای انسان متصور نخواهد بود. جلوههای این بحران، به وضوح در جوامع غربی که سکولاریسم در آنها به افراط گراییده، قابل مشاهده است. ۵. بحران توهم آزادی: سکولاریسم به انسان این توهم را القا میکند که از «قید دین» رها شده است؛ اما در عمل، او را به بندهای دیگری اسیر میسازد: بندگیِ مادیات، مدگرایی، شهوات نفسانی، و پیروی کورکورانه از تودهها. در برابر این سرگشتگی و ازخودبیگانگی، اسلام تعریفی متعادل از انسان ارائه میدهد: او «موجود برزخی» است ـ آنگونه که علی عزت بگوویچ توصیف میکند ـ موجودی که بر مرز میان دو عالم «زمین» (مادی) و «آسمان» (الهی) ایستاده است. این ترکیبِ وجودی، یعنی آمیختگیِ «مشتِ گلِ زمین» با «نفخهی روح الهی»، انسان را موجودی اخلاقی میسازد که نمیتوان او را صرفاً در چارچوب قوانین زیستشناسی مادی تقلیل داد. و شاید زیباترین جلوهٔ این تصویر، واقعگرایی عمیق آن باشد که در «پارادوکس قرآنی» به شگفتی تمام آشکار میشود. قرآن کریم، در توازنی بینظیر، دو سوی متضادِ وجود را در کنار هم قرار میدهد و در هم میآمیزد:
282
آسمانها، زمین و کوهها از پذیرش آن سرباز زدند. این کرامت، جایگاهی رفیع برای او رقم میزند.
- در عین حال، قرآن به صراحت نقاط ضعفی را که در سرشت انسان نهاده شده، بیان میکند تا مبادا در طغیان و سرکشی فرو رود. خداوند میفرماید: «وَكَانَ الْإِنسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا» و «إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا». این هشدارها، او را از غرور و خودبزرگبینی بازمیدارد.
این دوگانگی تفسیر اضطرابِ دائمی و تلاشِ بیوقفهی انسان است. در حالی که سکولاریسم با نادیده گرفتنِ بُعدِ متعالی و صرفاً ارضایِ غرایزِ خاکی، در پیِ رهاییِ توهمی از قیدِ شریعت است، اسلام کلیدِ حقیقیِ تعادل را به انسان میشناساند: پذیرشِ ضعفهایِ ذاتی و در عین حال، کوششِ مداوم در مسیرِ اطاعت از پروردگار. این همان راهی است که رفاه و کمالِ واقعی در آن تحقق مییابد. آنکه این تعادلِ ظریف را دریابد، هم زمانهٔ خویش را شناخته و هم نفسِ اماره را مهار کرده است؛ و چنین کسی، بر صراطِ مستقیمِ استوار خواهد گشت.
https://t.me/andishehnab1404/109
282
🔹انسان در گسترهٔ اسلام و سکولاریسم
✍ الياس نظرى
در عصر حاضر، کمتر کسی را میتوان یافت که پایش نلغزیده باشد و در یکی از اشکال سکولاریسم -چه جزئی و چه کلی- غوطهور نشده باشد. عبدالله بن مسعود -رضی الله عنه- میگوید: «خوشا به حال کسی که زمانهاش را شناخت و در نتیجه، مسیرش به انحراف کشیده نشد». بنابراین، ضروری است که مفهوم پیچیدهٔ سکولاریسم را واکاوی کنیم و شیوۀ تعامل با آن را بیاموزیم تا از مسیر درست عدول نکنیم.
هنگامی که تعاریف «سکولاریسم» را بررسی میکنیم، با طیف وسیعی از اختلافنظرها در مورد ماهیت آن از سوی مفکران وپژوهشگران مواجه میشویم. نکتهٔ کلیدی و محور مشترک در اکثر این تعاریف – البته با استثنای تعاریفی که مبتنی بر آرزوپردازی یا ملاحظات پراگماتیستی هستند – مفهوم «جدایی» است. این جدایی گاه به صورت جدایی دین از سیاست، گاه به صورت جدایی اخلاق از اقتصاد، و گاه به شکل جدایی علم تجربی از اخبار غیبی نمود پیدا میکند.
در طول تاریخ، کمتر دورانی را به یاد داریم که خداوند متعال تا این اندازه مورد انکار قرار گرفته باشد؛ انکاری که نمود بارز آن در سکولاریسم و تجلیاش در ابعاد مختلف زندگی دیده میشود. این انکار، از اولین پرسشهای هویتی آغاز میشود: من کیستم؟ به که باید رجوع کنم؟
در اینجاست که تفاوت بنیادین میان نگرش اسلامی و سکولاریسم در تبیین مفهوم «محوریت وجود انسان» آشکار میگردد:
۱. از منظر سکولاریسم (به ویژه انسانگرایی): در این دیدگاه، انسان جایگزین خداوند شده و محور جهان، قانونگذار و تنها منبع ارزشها تلقی میشود. این امر، چه به سوی خودپرستی سوق یابد و چه به تعبیر دکتر عبدالوهاب مسیری، به «مرجعیت پنهان» (اصل زیربنایی) منجر شود، در نهایت به انکار هر آنچه فراتر از عالم مادی است، ختم میشود.
۲. از منظر اسلام: اسلام مقولهٔ «خلافت» انسان را مطرح میسازد. در این نگرش، با وجود سیادت و برتری انسان در عالم، جایگاه او به عنوان جانشین خداوند (و نه خودِ خداوند) مورد تأکید است. ارزش انسان نه از خود او، بلکه از ارتباطش با خالق متعال سرچشمه میگیرد. انسان آزاد است، اما در عین حال مسئول نیز است بنابر این آزادیش رهاییِ بیقید و بند نیست.
سکولار؛ سرگردان در پنج بحرانبه دلیل اختلال در درک محوریت و تعریف انسان، انسانِ عصر حاضر با پنج بحران وجودی و مرگبار مواجه است: ۱. بحران شیءانگاری (انسان به مثابه کالا): سکولاریسم مادیگرا، انسان را صرفاً به صورت «کارکردی» یا «زیستشناختی» (مانند حیوان ناطق یا موجود اقتصادی) تعریف میکند. در نتیجه، ارزش انسان بر اساس میزان تولید و مصرف او سنجیده میشود و این امر باعث میشود که انسان به عددی و کالایی در بازار تبدیل گردد که قابل معامله است. ۲. بحران نسبیگرایی اخلاقی: در غیاب وحی، معیارهای ثابتی برای اخلاق وجود ندارد. امروزه آنچه دیروز جرم تلقی میشد، بنابر رأی اکثریت یا مصالح مادی، ممکن است به حقی مشروع تبدیل شود. این وضعیت، انسان را در یک بیثباتی اخلاقی هراسناک قرار میدهد. ۳. بحران گسست و تجزیهٔ زندگی: سکولاریسم در واقع شکافی تلخ در زندگی فرد ایجاد میکند. این دیدگاه به انسان اجازه میدهد تا در خلوت و محراب خود به دین پایبند باشد، اما در جامعه به گرگی مادیگرا تبدیل شود. این دوگانگی، وحدت وجدان انسانی را خدشهدار کرده و آن را از هم میگسلد. ۴. بحران پوچی: اگر انسان صرفاً محصول تصادفی فرآیندهای زیستی باشد و سرانجامش نیستی و پوچی باشد، آنگاه پرسش بنیادین «من چرا اینجا هستم؟» بیپاسخ میماند. در این صورت، جز احساس عمیق پوچی و افسردگی، هیچ دستاورد دیگری برای انسان متصور نخواهد بود. جلوههای این بحران، به وضوح در جوامع غربی که سکولاریسم در آنها به افراط گراییده، قابل مشاهده است. ۵. بحران توهم آزادی: سکولاریسم به انسان این توهم را القا میکند که از «قید دین» رها شده است؛ اما در عمل، او را به بندهای دیگری اسیر میسازد: بندگیِ مادیات، مدگرایی، شهوات نفسانی، و پیروی کورکورانه از تودهها. در برابر این سرگشتگی و ازخودبیگانگی، اسلام تعریفی متعادل از انسان ارائه میدهد: او «موجود برزخی» است ـ آنگونه که علی عزت بگوویچ توصیف میکند ـ موجودی که بر مرز میان دو عالم «زمین» (مادی) و «آسمان» (الهی) ایستاده است. این ترکیبِ وجودی، یعنی آمیختگیِ «مشتِ گلِ زمین» با «نفخهی روح الهی»، انسان را موجودی اخلاقی میسازد که نمیتوان او را صرفاً در چارچوب قوانین زیستشناسی مادی تقلیل داد. و شاید زیباترین جلوهٔ این تصویر، واقعگرایی عمیق آن باشد که در «پارادوکس قرآنی» به شگفتی تمام آشکار میشود. قرآن کریم، در توازنی بینظیر، دو سوی متضادِ وجود را در کنار هم قرار میدهد و در هم میآمیزد: - قرآن، انسان را در عالیترین جایگاه قرار داده و با آیهٔ «وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ»، او را شایستهٔ برداشتن امانتی دانسته است که
