en
Feedback
hollow

hollow

Open in Telegram

از جنس خیال، از دل کتاب 📮: @hollowyibot

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
464
Subscribers
+124 hours
-107 days
+730 days
Posts Archive
photo content

photo content
+1

دوستام واسم کلی هدیه خریدن نمیدونم چی بگم فقط خیلی ذوقیم:> - ۲۲ آذر ۱۴۰۴

hPFNDJxKnaRULyQA.mp312.20 MB

photo content

امروز خیلی روز خوبی بود. زمانی که رفتم مدرسه هوا تاریک بود،شیشه های ماشین بخار گرفته بود و روی شیشه چیزای مختلف می‌کشیدم. کلاس امروز با دبیر دینی خیلی خوب بود. زنگ سوم بارون اوج گرفت؛ صدای رعد و برق اومد و زنگ تفریح همه بچه ها دوییدن سمت حیاط و همه رفتیم زیر بارون. منو دوستام بارها و بارها پریدیم توی آب،دست هم‌رو گرفتیم و پریدیم و پریدیم تا جایی که کامل خیس شدیم؛همدیگه رو بغل کردیم.کل زمانی که داشت بارون میزد توی حیاط بودیم و دست همو می‌گرفتیم و می خندیدیم. خیلی واسم قشنگ بود؛ بارونی که بعد از مدتها اینطوری زده شد ،بچه های مدرسه،دوستام، رقصیدن بچه‌ها و دست همدیگه رو گرفتن و خندیدنمون. شاید این یکی از بهترین روزهایی بود که میتونست از سال اخر واسم به یادگار بمونه، از روز قبل تولدم؛ و از ته دل قدر اون لحظه رو دونستم و بدون هیچ خجالتی دوییدم و بلند خندیدم؛شاید این لحظه ها دیگه هیچوقت برای ما به این شکل تکرار نشن. خوشحال از بارون امروز؛ و از همه مهم تر خوشحال از وجود دوستام توی همچین روزی. - ۱۹ آذر سال ۱۴۰۴ - یک روز قبل تولد ۱۸ سالگی.

صدای بارون میاد.همه چیز عادی و مثل همیشه‌ست؛ همون روزمرگی، فقط با یه حال بهتر. روزها همونطور که بودن میگذرن اما با وجود بارون،حال آدم بهتره. انگار با وجود بارون، همین روزهای عادی هم حالت‌رو خوب میکنه.

photo content

یه وقت‌هایی میتونم بلند شم و انجامش بدم، ولی گریه کردن رو انتخاب میکنم. و این خوب نیست.

حالا اینکه چایی رو ریختم اشکالی نداره.
حالا اینکه چایی رو ریختم اشکالی نداره.

photo content

بگذار دستت را بگیرم شاید این تنها راهی باشد که هنوز ما را به جایی می‌رساند
بگذار دستت را بگیرم شاید این تنها راهی باشد که هنوز ما را به جایی می‌رساند

And I know you'll never return to this place

هفته پیش‌رو قراره خیلی خسته کننده باشه؛ با چند تا آزمون مستمر، آزمون ریاضی و جمع بندی قلمچی؛اون وسطا هم یه تولد. و من؟ همچنان زیر پتو‌.

photo content

Ey Khoda Harfi Bezan - Aref.mp311.57 MB

4_6024123358457632449.mp34.07 MB

همیشه در این فکر بودم که تو دقیقا چیستی؟چگونه می‌توانم تو را تعریف کنم؟تو چگونه ای؟ اما امروز می‌توانم با قاطعیت بگویم که تو، شعری عزیزم.. من کلمه ای بودم، تنها و بی هدف ،تا تو مرا به موسیقی در آوردی.تو شعری هستی پر از بیان شاعری .از آن شعرهایی که قافیه اش دلنشین است.هر بیتش معنای زندگی را در خود جای داده است.تو در هر بیت دارای ردیف عشقی  و من هم کلمه ای که قبل از به شعر در آمدن هیچی جز یک کلمه نبود. آری،من کلمه ای بودم،من قبل از تو معنا داشتم؛ اما زمانی دلنشین شدم که تو مرا به رقص در آوردی. من معنایی داشتم و معنایم زمانی که در تو آمیخته شد، شد معنایی قشنگ‌..

همان کافه همیشگی همان اشخاص همیشگی هوای آزاد صدای گیتار و اتفاقی که قهوه روی میز از آن شیرین تر بود و متن آهنگی که خوانده میشد با هر کلمه تو را ‌در دشتِ روزهای قدیم گم می‌کرد و بغضی که گلویت را می‌سوزاند خدا خدا می‌کرد در آن لحظه نترکد. - ۹ آذرماه سال ۱۴۰۴

the_night_we_met_-_lord_huron.mp37.98 MB