بـئاتریس پِـرز؛
Open in Telegram
یادداشتهای یک دختر کتابدوست.
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
448
Subscribers
-724 hours
-287 days
-3030 days
Posts Archive
Repost from N/a
جهان به مجلس مستانِ بی خرد ماند
که در شکنجه بوَد
هر کسی که هشیار است
صائب تبریزی
تفنگ برادرم | رِی لوریگا
بعضی کتابها رو نمیخونی که بفهمی چه اتفاقی افتاده؛ میخونیشون که بفهمی آدمها چطور به جایی میرسن که دیگر راه برگشتی براشون نمیمونه. «تفنگ برادرم» یه داستان کوتاه و تلخه، با بوی اتاقهای تاریک، تابستونهای خفه و جوانیِ بیهدف. روایت پسری که برادرش مرتکب قتل شده و حالا خودش مونده و یک تفنگ، یک راز، و جهانی که انگار آرامآرام از زیر پاهاش کشیده میشه. لوریگا خیلی شیک و بیسروصدا درباره خشونت، تنهایی و پوچیِ جوانی حرف میزنه؛ انگار داری نامهای قدیمی رو از کشوی یک میز چوبی بیرون میکشی و میفهمی چیزی درونش هست که بهتر بود هیچوقت نمیخوندی. کتاب کوچیکیه، ولی بعد از بستنِ جلدش، یه مدت توی سرت راه میره.
+3
Sınav bitti, teyzem de beni mutluluktan abur cubura boğdu. 😭🤍
Sanırım bu, “artık ne istersen yiyebilirsin” ödülüydü. 🥹🍟🍫
Repost from Astrology | آسترولوژی
اسکورپیو ، اگه کسی بهت نگفته من میگم. به اندازه کافی هم خوب بودی هم تلاش کردی عزیزم.
