en
Feedback
یادداشت‌ها

یادداشت‌ها

Open in Telegram

Show more
Iran151 127The category is not specified
220
Subscribers
-124 hours
+97 days
-230 days
Posts Archive
ولی به‌نظرم بعد از ۲۰۱۹ و کرونا، دنیا دیگر آن دنیای قبلی نشد!

آدم‌ها وقتی می‌آیند موسیقی‌شان را هم با خودشان می‌آورند… ولی وقتی می‌روند با خود نمی‌برند‌‌! آدم‌ها می‌آیند ومی‌روند ولی در د
آدم‌ها وقتی می‌آیند موسیقی‌شان را هم با خودشان می‌آورند… ولی وقتی می‌روند با خود نمی‌برند‌‌! آدم‌ها می‌آیند ومی‌روند ولی در دلتنگی‌هایمان‌‌ شعرهایمان‌‌ رویاهای خیس شبانه‌‌مان می‌مانند‌‌‌! جا نگذارید! هر چه را که روزی می‌آورید را با خودتان ببرید‌ ! وقتی که می‌روید دیگر به خواب وخاطره‌‌‌ی آدم برنگردید. _هرتا‌ مولر

Repost from سپیدار
باشد که پایان این صبرمان، معجزه‌ی از راه برسد، در بزند و این‌گونه همهٔ روزهای عمرمان عید گردد.

اتاقم به‌هم‌ریخته‌ست و خودم به‌هم‌ریخته‌تر؛ خسته‌گی اذیت‌کننده‌یی جسم و روحم را فرا گرفته که امانم را بریده و نمی‌گذارد به زنده‌گی‌ام برسم. گوشه‌ی اتاقم نشسته‌ام و چهارطرف را بررسی می‌کنم؛ ۱۹۸۴ که روی میزم دارد خاک می‌خورد، به‌سمتم چشمک می‌زند، اما من حال و حوصله‌ی اضطراب و دلهره‌های وینستون از برادر بزرگ را ندارم. کمپیوترم را به‌قصد فیلم دیدن روشن می‌کنم، ولی فیلم را نصفه‌نیمه رها می‌کنم. با خودم می‌گویم کارهای دفتر درحال تلنبار شدن هستند؛ یک فکری به‌حال‌شان بکن، بعد یاد فکرهای داخل سرم می‌افتم که مدت‌هاست آن بالا تلنبار شده‌اند و کسی به‌سراغ‌شان نمی‌رود. گوشی‌ام را می‌گیرم و قطعه‌ی مون‌لایت بتهوون را پلی می‌کنم؛ چشم‌هایم را می‌بندم و به خودم فکر می‌کنم. این من نیستم! من اتاقم به‌هم‌ریخته نبود، کتاب‌هایم خاک نمی‌خوردند، فیلم‌ها؛ حتا طولانی‌ترین‌هایش را کامل می‌دیدم و کارهای دفترم را نمی‌گذاشتم عقب بی‌افتند. من را چی شده؟ چرا این‌همه خالی شده‌ام؟ چرا دل به هیچ‌چیز نمی‌دهم؟ برای این‌همه یکم زود نیست؟

اگر شد که هیچ؛ اما اگر نشد، بند کفش‌هایم را محکم‌تر می‌بندم و انجامش می‌دهم این بار با موهای سفید بیشتر؛ چون آن‌چه اهمیت دارد پیروزی نیست، پایداری‌ست. -آلبر کامو

دوست دارم گه‌گاهی گم شوم مثل پرنده‌های پائیز می‌خواهم میهنی تازه بیابم غیرقابل دسترس -نزار قبانی

بین بهترین و قشنگ‌ترین کانال‌هایی که دارم، دُژَم یکی از آن‌هاست. دل‌نوشته‌های خوب، آثار هنری، آهنگ‌های کلاسیک و تفسیر فیلم‌ها با جزئیات از دید ظرافیت‌های هنری و مفهومی، از خصوصیات خوب این کانال است. اخیرا پستی درمورد فیلمی که همین چند روز پیش دیده بودم گذاشته است و به‌بهترین نوع ممکن جز به جز فیلم را بیان کرده است. می‌توانید سر بزنید و از آن‌همه زیبایی مستفید شوید.

I deeply felt that when Dostoevsky said: “Walk on your broken foot and leave no trace of your hand on anyone’s shoulder.”

March 11, Wednesday Not perfect, but better!

Repost from N/a
و هنگامی که صحبت از لایه های عمیقِ زندگی می‌شود، تازه می‌فهمم ما چقدر در کف مانده ایم، چقدر سطحی ایم و چقدر از وجودِ وجود به دور ..

Repost from N/a
گفت: «تو شباهت بسیاری با شب داری؛ آرام و غمگینی و زیبا و ساکت»

وقتی می‌فهمی تهش به چیز بزرگ‌تری می‌رسی، حتی وزیر را هم راحت قربانی می‌کنی!
وقتی می‌فهمی تهش به چیز بزرگ‌تری می‌رسی، حتی وزیر را هم راحت قربانی می‌کنی!

گفت: "اگر زندگی‌ام یک کتاب بود، صفحه‌ی تو قطعا گوشه‌یی خمیده‌ داشت!"

... «ما مردمی هستیم که به جز خود مان کسی را نداریم. در فریادرسیِ هم چیزی را از کسی دریغ نکنیم.»

آن داستان‌هایی که باید بنویسم اما نمی‌نویسم، تبدیل به بغض، نگاهی سرگردان، روحی افسرده و انزوا می‌شوند.

هر چی بزرگ‌تر میشم بیشتر میفهمم " نه می‌توانم دنیا را عوض کنم، نه این را که هست بپذیرم."

هوای دو روز اخیر مزار، مهر تائید محکمی‌ست بر مُلک پکه و پوستین بودنش!

قرص می‌خواستم چه کار؟ دوست می‌خواستم بل‌که برای این قوم نابینا که با دقت اذیتم کرد به خط بریل آه بکشم و بگویم: انسان بودن هزینه دارد! | حسین صفا

من به این‌که الگوریتم‌های شبکه‌های مجازی سلیقه و ذوق آدم‌ها را می‌فهمند باور نداشتم؛ تا این‌که ویدیو‌های غذاهای لذیذ و روغن‌چکان که روزهای معمولی اصلا وجود نداشتند، در روزهای رمضان که شدیدا گرسنه هستم سروکله‌ی‌شان پیدا شد. لعنتی؛ روزه داریم یکم مراعات کن!

اگر از زندگی‌ام فیلم سینمایی بسازند، دوست دارم این آهنگ تیتراژ پایانی‌اش باشد!