نآزنین
Open in Telegram
"چند قدمی به سمت موجودی به نامِ هنر" پروژه هنری|سفارش نقاشی|آموزش اینستاگرام: https://www.instagram.com/naz.zsh?igsi= MW1hcHRhbGtzNzZ1cw== من: @Naz_Anonymousbot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
736
Subscribers
-224 hours
-97 days
-6830 days
Posts Archive
736
Repost from چامههای ناگهان.
این پیام رو فور کنین خوشگلترین پستتون رو بذارم اینجا کلی ویو بخوره.🍭
میتونین خودتون مشخص کنین کدوم پست رو فور کنم.
چامههای ناگهان.
736
ساندرو بکولا تو کتاب هنر مدرنیسم درمورد اینکه به چه اثری میشه اثر هنری گفت صحبت میکنه:
وَ دو تا جنبه رو نام میبره که میشه باتوجه به اونها یک اثر هنری رو از یک اثر غیرهنری تشخیص داد(مخصوصاً تو دنیای معاصر که مرز ها خیلی دارن کمرنگ میشن و همه چیز داره چیز دیگری نام میگیره) :
۱. جنبه آپولونیِ هنر
۲. جنبه دیونوسوسیِ هنر
جنبه آپولونی هنر برمیگرده به هنجاری که در هنر وجود داره، به چارچوب هایی که برای خلق اثر وجود داره؛
اینکه باتوجه به جامعه، تربیت هنرمند، آموزش هایی که دیده از یکسری قوانین برای خلق اثرش استفاده میکنه (میتونه روش استفاده از ابزار و مهارت تکنیکی رو هم شامل بشه)
بخوام ساده تر بگم، جنبه آپولونی هنر، همون نظم در هنره به طور خلاصه.
در کنارش جنبه دیونوسوسیِ هنر به ناهنجاری، قانون شکنی و بینظمی در اثر اشاره داره؛
اینکه اثر یک سری جاها میتونه قوانین جامعه، استفاده از ابزار و... رو زیر پا بذاره و به خلاقیت بدل بشه؛
جنبه دیونوسوسی به هنرمند کمک میکنه تا بتونه چیزی متفاوت و جدید خلق کنه.
تو این کتاب این دو جنبه رو در قالبها و با نامهای دیگه هم نام میبره و به نظریه هنرمند های دیگه مثل پیت موندریان رو هم اشاره میکنه؛
+ موندریان خودش از هنرمند های بسیار شناخته شدهی آبسترهست.حتی برای درک بهترشون این جنبهها رو در علم روانشناسی هم بررسی میکنه. وَ در نهایت بُکولا به این موضوع اشاره میکنه که زمانی میشه یک اثر هنری رو اثر هنری نامید که این دو جنبه آپولونی و دیونوسوسی (نظم و بینظمی/چارچوب و بیچارچوبی) در اثر به تعادل برسه و هنرمند بتونه هر دو رو تقریباً با تناسب در اثرش نشون بده.
736
ساندرو بکولا تو کتاب هنر مدرنیسم درمورد اینکه به چه اثری میشه اثر هنری گفت صحبت میکنه:
وَ دو تا جنبه رو نام میبره که میشه باتوجه به اونها یک اثر هنری رو از یک اثر غیرهنری تشخیص داد(مخصوصاً تو دنیای معاصر که مرز ها خیلی دارن کمرنگ میشن و همه چیز داره چیز دیگری نام میگیره) :
۱. جنبه آپولونیِ هنر
۲. جنبه دیونوسوسیِ هنر
جنبه آپولونی هنر برمیگرده به هنجاری که در هنر وجود داره، به چارچوب هایی که برای خلق اثر وجود داره؛
اینکه باتوجه به جامعه، تربیت هنرمند، آموزش هایی که دیده از یکسری قوانین برای خلق اثرش استفاده میکنه (میتونه روش استفاده از ابزار و مهارت تکنیکی رو هم شامل بشه)
بخوام ساده تر بگم، جنبه آپولونی هنر، همون نظم در هنره به طور خلاصه.
در کنارش جنبه دیونوسوسیِ هنر به ناهنجاری، قانون شکنی و بینظمی در اثر اشاره داره؛
اینکه اثر یک سری جاها میتونه قوانین جامعه، استفاده از ابزار و... رو زیر پا بذاره و به خلاقیت بدل بشه؛
جنبه دیونوسوسی به هنرمند کمک میکنه تا بتونه چیزی متفاوت و جدید خلق کنه.
تو این کتاب این دو جنبه رو در قالبها و با نامهای دیگه هم نام میبره و به نظریه هنرمند های دیگه مثل پیت موندریان رو هم اشاره میکنه؛
+ موندریان خودش از هنرمند های بسیار شناخته شدهی آبسترهست.حتی برای درک بهترشون این جنبهها رو در علم روانشناسی هم بررسی میکنه. وَ در نهایت بُکولا به این موضوع اشاره میکنه که زمانی میشه یک اثر هنری رو اثر هنری نامید که این دو جنبه آپولونی و دیونوسوسی (نظم و بینظمی/چارچوب و بیچارچوبی) در اثر به تعادل برسه و هنرمند بتونه هر دو رو تقریباً با تناسب در اثرش نشون بده.
736
Repost from N/a
دقیقا خیلی موافق هستم
رئال درواقع یک سبک طبیعی در عین حال ذهنی هست که هنرمند باید از طریق ذهن ایده خلق کنه.
736
Repost from N/a
دقیقا خیلی موافق هستم
رئال درواقع یک سبک طبیعی در عین حال ذهنی هست که هنرمند باید از طریق ذهن ایده خلق کنه.
