en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

نآزنین

نآزنین

Open in Telegram

"چند قدمی به سمت موجودی به نامِ هنر" پروژه هنری|سفارش نقاشی|آموزش اینستاگرام: https://www.instagram.com/naz.zsh?igsi= MW1hcHRhbGtzNzZ1cw== من: @Naz_Anonymousbot

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
736
Subscribers
+124 hours
-167 days
-6530 days
Posts Archive
حدود بیست یا سی تا بشه خط میزنم عزیزا که تا صبح خوب ویو بخورن🤍

‌ https://t.me/NavazChannel/2596 چقدر ظرفیت دارهه؟😭

وای :) ممنونم، زیبارو😭😂

sticker.webp0.12 KB

‌ https://t.me/NavazChannel/2595 من اینو امروز دیدمممممم میخواستم برات بفرستممممممم😭❤️

اگر چنل دارید؛ این پیام + نقاشی مورد علاقتون از اینجا رو فوروارد کنید،
بیام پست مورد علاقم از چنلتون رو فوروارد کنم و بذارم تا صبح بمونن🪶

sticker.webp0.12 KB

photo content
+1

بهش ریکت بدید لطفاً...خیلی زیباست :)

برای این نقاشیم سناریو نوشته :)

Repost from N/a
سارا کوچولو مثل هر شب وقتی که فکر می‌کرد همه خوابشون برده پاورچین پاورچین رفت توی بالکن و چشم دوخت به ستاره‌ی مورد علاقه‌ش که وقتی سرش رو به سمت چپ کج می‌کرد از بالکن دیده شد. بعد چند دقیقه گردنش خسته شد، دست های کبودش رو زیر چونه‌اش گذاشت و شروع به حرف زدن کرد:« ستاره کوچولو..به نظرت اگه مامان دوستم داشت هم باز هم این جوری کتکم می‌زد؟ یا حداقل آروم‌تر کتکم می‌زد؟ یعنی مامان بقیه‌ی بچه‌های مهدکودک هم اونا رو کتک می‌زنن؟ ای وای..مامان داره میاد!» این آخرین شبی بود که دیگه سارا تو بالکن دیده شد. از اون شب به بعد دیگه فقط و فقط می‌شد صورت کوچولوی اون رو یه جا دید و اونم تو اخبار بود. با تیتر دختر کوچکی که به خاطر شدت خشونت خونگی کشته شد. راستش اون شب آخرین شبی هم بود که ستاره‌ی سارا از گوشه‌ی سمت چپ بالکن قتلگاهش دیده شد. اشتباه نکنید اون ستاره تو یه سیاهچاله فرود نیومد و نابود نشد. اون تبدیل شد به ماهلین. زنی با گوشواره های ستاره ای که عازم مأموریت خود‌خواسته‌ش به زمین شد. هر روز گوشواره‌های ستاره ایش رو می‌پوشید و وانمود می‌کرد توی مهدکودکی که یه روز سارا داخلش تصویر خیالی اون رو نقاشی می‌کرد یه مربی مهدکودک مهربون و عادیه و شب ها سر همون ساعتی که سارا وقتی زنده بود باهاش توی بالکن صحبت می‌کرد سر وقت والدینی که هیچ وقت لایق فرزند داشتن نبودن می‌رفت و اونا رو به بدترین شکل ممکن مجازات می‌کرد.

بچه‌ها...یک شاهکار رو نشونت میدم، بعد دوباره عکس های جدید رو میذارم🫪

کمتر از یک ماهِ دیگه...🤎

photo content
+1

sticker.webp0.06 KB

photo content

هر کدوم رو خودت دوست داری

✨-

🪶‧₊˚ این پیام و این نقاشیمو فور کنید تو چنلاتون ( هر کار هنری ای دارید ) بهترین اثرتونو ریپلای کنید تا با هم ببینیم.
دنبال آرتیست های جدیدم که دنبال کنم.