en
Feedback
زنی در دوزخ.

زنی در دوزخ.

Open in Telegram

‌‌  ‌‌ ‌ ‌ ‌   ‌˚  ₊ ‧ ︵‿₊୨୧₊‿︵‧ ˚ ₊ ‌ ‌‌       ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ . .  ‌ 🕯🪽. ‌. ‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌︶⊹︶︶୨୧︶︶⊹︶ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ناشناس:《 `https://t.me/HarfChatBot?start=07d95735824c ִֶָ ࣪  ˓   ִֶָ  ‌》 ‌ ‌

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
328
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
می‌خواستم چنل رو مثل قبل پرایوت کنم اما قبلش این رو بگم که: قصدم از نگارش این متن و چیزهایی که در جریان بوده در ادامه‌ی تجمع امروز، نگران کردن هیچکس نبوده. بارها ادیتش‌ کردم طبق چیزهایی که شنیدم و دیدم. پس لطفاً نگران نباشید. خوابگاه آرومه‌. حداقل تا جایی که حس می‌شه. تا الان که من اطلاع دارم برای کسی مستقیماً چنین اتفاقی نیوفتاده بچه‌ها. آدمهایی هم که در معرض چنین چیزی بودن ( نه به اون شکل؛ بلکه تهدید‌وار ) الان سالمن‌. نگران نباشید‌. امیدوارم تا صبح هم اتفاقی نیوفته. فقط خواهشاً احتیاط کنید، سخت بگیرید، بدبین باشید. در قفل کردن کاری نداره که انقدر در مقابلش مقاومت می‌کنید!! شب‌های دی‌ماه هم همین‌ کار رو می‌کردیم... کم نبوده مواردی که اینطوری خطر بوجود آورده برای دانشجو اونم در چنین فضایی که نه جایی برای فرار کردن وجود داره نه پناه گرفتن. راحت‌تر از خوابگاه جایی واسه دستگیری دانشجو وجود نداره اونم خوابگاهی که تو خود دانشگاه باشه. نگران نباشید امّا لطفاً واقع بین باشید، احتیاط کنید چون هیچ‌چیز بعید نیست.

دوستای‌ عزیزم که توی بهشتی هستید. جاهای دیگه رو نمی‌دونم امّا‌ امشب گویا دارن می‌رن اتاق‌های مختلف رو چک می‌کنن. خصوصا اتاق بچه‌هایی که توی تجمع و اعتراضات بودن، بچه‌هایی که شناسایی کردن رو ممکنه بگیرن. عوضی‌ها شب هم دارن این کار رو می‌کنن که کسی تا صبح خبردار هم نشه چه غلطی می‌کنن. ما در اتاقمون رو قفل کردیم، شماهم لطفا این کار رو بکنید. ترجیحاً امشب در اتاق‌هاتون رو قفل کنید، گوشی‌هاتون رو جایی پنهان کنید اگر عکس و فیلمی مربوط به اعتراضات یا چیزهایی مرتبط با تحصن و شعارهای امروز دارید جایی مخفی یا پاک کنید. حتی توی دانشگاه هم ممکنه یهو گیر بدن. رندوم ممکنه هرکاری بکنن. دلیل هم نداشته باشن، براش دلیل می‌سازن‌. ریسک نکنید. دانشجوی خوابگاهی‌‌ای که خوابگاهش دقیقا داخلِ خودِ دانشگاه قرار داره هدف راحت‌تریه براشون که بتونن با خیال راحت بدون اینکه کسی خبردار بشه، به حریم شخصیش‌ ورود کنن و اتهامی خواستن بهش وارد کنن و آب از آب تکون نخوره. قطعا انقدر راحت این کار رو نمی‌کنن امّا بعید نیست. هیچ چیز. درصدی هم اگر خواستند از تراس وارد بشن، اون در رو هم قفل کنید اگر کلیدش رو داشتید. ( این راه بعید نیست چون راه آسون‌تریه‌ براشون اگر یکی از ۳ اتاق بالکن‌دار، درش باز باشه راه به سایر اتاق‌ها هم باز می‌شه. ) هوشیار باشید. خدایی نکرده اگر موقعیت بدی شد؛ نذارید ببرنتون‌. فقط نذارید ببرنتون‌ و براتون دردسر درست کنن. پی‌نوشت: اگر براتون پیامکی‌ اومده یا تهدیدی صورت گرفته حتما به شورای صنفی اطلاع بدید. کمیته‌ هیچ‌کاری نمی‌تونه بکنه اگر شما چیزی رو گردن نگیرید. اصلا نمی‌دونید چه خبر بوده و فقط داشتید رد می‌شدید! شورا هم شاید نتونن کار آنچنانی‌ بکنن امّا قطعا اطلاع‌رسانی و دونستن‌ وضعیت شما توسط عده‌ی کثیری، فشار رو به دانشگاه وارد می‌کنه تا اتفاقی براتون نیوفته. شرایط شرایط خوبی نیست امّا می‌شه با مقاومت ازش گذر کرد و مطمئن باشید که سایرین هم پشتتون هستند؛ ما تنها نیستیم.

زنده باد.

می‌نشینم روی مبل دکمه را فشار می‌دهم که شکنجه‌گرم را روشن کنم اخبار چیزی از من نمی‌گوید اخبار، اخبار را می‌گوید که خبرها را پنهان کند شب است و مورچه‌ها دارند اندوه زمین را جابه‌جا می‌کنند شب است و چهره‌ام بیشتر به جنگ رفته است تا به مادرم شب است و چشم‌هام چون چاه‌های خرمشهر به خون می‌رسد شب است و آنکه تاریکی را با هزار میخ به آسمان کوبیده انتقام چه چیز را از ما می‌گیرد؟ سربازی دستش گلوله خورده سربازی سینه‌اش من اما گلوله از پوستم گذشته خورده است به گوشه‌ی خیالم برای همین است که در تمام شعرهام خون جاری‌ست شب است و ابرها دارند ماه را در آسمان خاک می‌کنند خاطراتی هستند که دیگر رهایم نمی‌کنند خاطراتی هستند که خود را با میخ به جمجمه‌ام کوبیده‌اند دوستانم خود را زمین گذاشته بودند تا تفنگ‌هاشان را بردارند...

Repost from Ask The Dust
چهل روز گذشت. زنده‌ باد آزادی.

photo content

4_6051060336776187075 (1).mp37.82 MB

❤️‍🩹❤️‍🩹.

غمگینم، خشم دارم، عصبیم‌.

طاهای‌ عزیزم طاهای‌ عزیزم..

۵۲۷ - #طاها_کاظمی‌راد، ۲۰ ساله، روز ۲۲ بهمن در مشهد توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد، صدای طاها کاظمی راد باشیم. @NameshunraSeda
۵۲۷ - #طاها_کاظمی‌راد، ۲۰ ساله، روز ۲۲ بهمن در مشهد توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد، صدای طاها کاظمی راد باشیم. @NameshunraSedaBezan

–من نمی‌تونم. شاید بتونم از خودم‌ بگذرم امّا از تو نه. دیگه نه. خیلی بد کردم. نمی‌تونم آینده‌ی تورو دیگه بسوزونم. اگر همون اول ریشه‌اش رو می‌خشکوندم، شاید الان آزادتر بودم. شاید الان رهاتر بودیم... +هنوزم دیر نشده... تو قوی‌ترینی! من کنارتم، ما می‌ریم، می‌ریم و رها می‌شیم. ما می‌تونیم رها بشیم...

مشکل از اونجایی شروع می‌شه که به جای نجات دادن خودم، به کسی فکر می‌کنم که کمی اون‌ طرف‌تر اما نزدیکم؛ دستش رو از اعماق همون مردابی که داخلش بودم به سختی بیرون میاره. دقیقاً از همون لحظه؛ که به جای خودم، دیگری رو انتخاب می‌کنم با این‌ تصور که شاید‌ بتونم قهرمان دیگری‌ هم باشم. شاید بتونم با دستهای کوچکم، دستهاش رو بگیرم و کمکش کنم، شاید بتونم اثرگذار باشم، شاید بتونم چیزی رو حفظ کنم با وجود اینکه پاهای خودم لرزان؛ روی تکه‌ سنگی مماس با همون مرداب ایستاده و هر لحظه ممکنه بیوفتم، سقوط کنم و بازهم غرق بشم. حتی اگر نخواد، حتی اگر طلب نکنه، من اون دست رو بیرون از مرداب دیده بودم. من اشکها‌ رو به خاطر دارم. نمی‌تونم خودم رو به بیراهه بزنم. نمی‌تونن برام مهم نباشن دستهایی که کمک می‌خوان، وقتی به نشانه صلح بالا اومدن مقابل لوله‌ی تفنگِ غیب... همون لحظه‌ای که دلم نمیاد رها کنم یا رها می‌کنم بخاطر دیگری! از همون‌جا باختم شروع می‌شه، حتی باختن خود اون آدم، باختن شرایط، باختن همه و هیچ حتی باختن خودم.

" هیچکس‌ برای کمک نیست. باید خودت، خودتو نجات بدی. "

آمیخته‌ای از غم خشم نومیدی نور امید و آزادی.

کودکی‌.
+1
کودکی‌.

اگر حوصله کردید و شنیدید، دوست دارم نظراتتون رو هم راجع بهش بدونم.

بد نیست ببینید‌ و بشنوید. https://www.youtube.com/live/xRL_Ba6LNf0?si=kcdMOpasEbE9S5Sl