broken mind
Open in Telegram
من از دیار عروسکها میآیم از زیر سایههای درختان کاغذی در باغِ یک کتاب مصور.... 🐳mamoooo
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
206
Subscribers
-124 hours
No data7 days
+730 days
Posts Archive
206
جسمم را بغل بگیر و پلکهای خستهام را ببوس؛ این روزها بیش از هرچیز سمفونیِ مرگ در اتاقم به گوش میرسد.
206
دوست داشتن، گاهی تنها راه ادامه ی راه در یک زندگی غیرقابل پیش بینی ست.
عمیق دوست بدارید، با تمام سختیها، با تاریکیها و روشناییها… دوست بدارید تا بهتر ادامه دهید.
پونه مقیمی
206
هنوز نمردهایم،
ولی داریم به سرعت میگندیم.
چه کسی در این وضعیت نیست؟
همهمان مسافر این کشتی سوراخ هستیم،
دلمان هم خوش است که زندهایم.
چارلز بوکوفسکی
