کومورِبی🌿✨
Open in Telegram
•کومورِبی در زبان ژاپنی به معنای نور خورشید است وقتی از لابلای برگ درختان می گذرد🌿✨ •گوشه ای از حال و هوای من https://telegram.me/ProChatsBot?start=sc-ojaLkrlS7n
Show moreIran122 485The category is not specified
1 162
Subscribers
-424 hours
+2507 days
+44130 days
Posts Archive
1 161
Little white flowers will never awaken you
Not where the black coach of sorrow has taken you
1 161
“Darling, I hope that my dream never haunted you
My heart is telling you how much I wanted you
1 161
ما آویخته ها، به کجای این شبِ تیره بیاویزیم قبای ژنده و کپک زده ی خود را؟
•از فیلمِ همیشه محبوبم، هامون
1 161
که ایـران چو باغیست خُرَّمبهار
شکُفته همیشه گُلِ کامکار
پُر از نرگس و نار و سیب و بِهی
چو پالیز گردد زِ مردم تُهی
سِپَرغم یکایک زِ بُن بَرکنند
همه شاخِ نار و بِهی بشکنند
سپاه و سَلیحَست دیوارِ اوی
به پَرچینْش از نیزهها خارِ اوی
اگر بفگنی خیره دیوارِ باغ
چه باغ و چه دشت و چه دریا، چه راغ
نگر تا تو دیوارِ او نَفگنی
دِل و پُشتِ ایـرانیان نَشکنی
کزان پس بُوَد غارت و تاختن
خروشِ سواران و کین آختَن
زن و کودک و بومِ ایـرانیان
به اندیشهی بد مَنِه در میـان...
•وطن پرست بزرگ ابوالقاسم فردوسی
1 161
موبد: باید به سراسر ایران پندنامه بفرستیم.
زن آسیابان: پندنامه بفرست ای موبد، اما اندکی نان نیز بر آن بیفزای؛ ما مردمان از پند سیر آمده ایم و بر نان گرسنه ایم!
1 161
زن: ای ـ روزگار را بنگرید که دشمن سراسر گیتی را درنوردیده؛ و سرداران جنگاورِ جنگآزمای ما هنوز کینه از رعیت میستانند.
1 161
:) خیلی اتفاقی چشمم افتاد به دفترچهی برنامهریزیها و آرزوهای کوچیکم.
قرار بود شیراز باشم و ۱۵ اردیبهشت، روز شیراز، قشنگترین عکس رو از حافظیه بگیرم؛ با دوربینی که ذرهذره برای خریدش پسانداز کرده بودم.
نه شیراز رفتم، نه اون پسانداز دیگه به درد خرید دوربین میخوره!
1 161
از این ثانیه های بی بازگشت، جای خالیِ روزها، خاطرات و سن ما که هیچ زمانی با هیچچیزی قرار نیست پر بشه؛ تنها افسوس ماند و تاب آوری.
1 161
دستهایی که سنگها را میپرانندو سارهایی که از درختها میپرند
درختهایی که دار میشوند
دهانهایی که کج میشوند
زبانهایی که لال مانی میگیرند
صدای گُنگ و چشم انداز گُنگ و خواب گُنگ
و همهمه..
•محمد مختاری
1 161
به آیندگان بگید ما برای وصل شدن به دنیای آزاد، از یک شونه تخم مرغ گذشتیم و هزینه کردیم.
